مارک لئونارد در یادداشتی که وب‌سایت شورای روابط خارجی اروپا آن را منتشر کرد؛ نوشت: به‌عنوان یک انگلیسی، به خاطر دارم که چهار سال پیش پیشتازی 20 درصدی «عدم خروج» در نظرسنجی‌ها به پیروزی «خروج» از اتحادیه اروپا در رفراندوم برگزیت منجر شد. به‌عنوان رئیس اتاق فکر، از نزدیک با کارشناسانی همکاری داشته‌ام که به مطالعه در مورد چگونگی تحریف نظام‌های دموکراتیک توسط رهبران اقتدارگرا برای ماندن در قدرت می‌پردازند، چیزی که در ترکیه، روسیه، مجارستان و لهستان اتفاق افتاده است. درواقع، اغلب به نظر می‌رسد که ترامپ تاکتیک‌های سایر قدرت‌طلبان را بیش از هر کس دیگری مطالعه کرده است. بر اساس بحث‌های اخیر با کارشناسان هر یک از این کشورها، به جمع‌آوری ترفندهای کثیف زیر پرداخته‌ام که ترامپ ظاهراً آن‌ها را به کار گرفته است.

اولین ترفند، تبدیل کردن تاریخ به سلاح است. رهبران پوپولیست پلتفرم سیاسی خود را از طریق چنددستگی اجتماعی پیش می‌برند. آن‌ها برای تقویت پایگاه خود، از توهین به برخی رأی‌دهندگان ابایی ندارند. آن‌ها خود را قهرمان عظمت ملی جلوه داده و می‌خواهند برخی را شهروندان اصیل و برخی را غیر اصیل محسوب کنند. استفاده از این شیوه، به‌طور اجتناب‌ناپذیری در طول تاریخ تکرار شده است.

هر یک از این رهبران، یک روایت تاریخی کاملاً حزبی را پیش برده‌اند ازجمله، افتخار ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به پیروزی شوروی در جنگ جهانی دوم؛ آرزوی رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه برای بازگشت به امپراتوری عثمانی؛ حمایت ویکتور اوربان، نخست‌وزیر مجارستان به پیمان تریانون و واپس نگری بوریس جانسون، نخست‌وزیر انگلیس، به پکس بریتانیکا.

ترفند دیگر را می‌توان سیاست پسا حقیقت نامید. این رهبران ترجیح می‌دهند تا با ویدئوهای تبلیغاتی حرفه‌ای و رسانه‌های اجتماعی مستقیماً با مردم ارتباط برقرار کنند زیرا این امر به آن‌ها امکان می‌دهند تا بر حقایق ارائه‌شده توسط کارشناسان سرپوش بگذارند. در این اکوسیستم رسانه‌ای، بررسی حقایق خریدار چندانی ندارد، زیرا مردمی که باید این حقایق را بشنوند، به آن گوش نمی‌دهند یا گفته‌های رسانه‌های «لیبرال» را باور نمی‌کنند. در حال حاضر، در بسیاری از دموکراسی‌ها، اخبار جعلی در سطح محلی رایج بوده و کنشگران سیاسی خلأ ناشی از کاهش رسانه‌های منطقه‌ای و شهری سنتی را پر کرده‌اند.

تاکتیک سوم، مخالف سازی برای دولت خود است. واژه «دولت عمیق» ظاهراً از ترکیه‌ی دهه 1990 نشات گرفته است، اما اکنون به‌طور برجسته‌ای در رویکرد ترامپ، اوربان، اردوغان، جانسون و حاکم لهستان به چشم می‌خورد. با متهم کردن شخصیت‌های بی‌نام‌ونشان در پشت پرده و شبکه‌های تاریک، همه این رهبران برای ناکامی‌های خود بهانه‌ای آماده در اختیار دارند.

ترفند چهارم، سرکوب رأی‌دهندگان است. ترامپ و حزب جمهوری‌خواه نیز به سلب امتیاز از سیاه‌پوستان آمریکا مبادرت می‌کنند.

ترفند بعدی، «فن‌آوری سیاسی» است که به‌طورمعمول به سیاست‌های پسا شوروی اطلاق می‌شود. این روش‌ها عبارت‌اند از حمایت پنهانی روسیه از نامزد طرف ثالث نظیر جیل استین در انتخابات ریاست جمهوری 2016 آمریکا؛ روش‌های تخریبی (نظیر جستجو برای یافتن اتهام علیه جو بایدن در اکراین) و اعلام پیروزی قبل از شمارش آرا. در خصوص آمریکا، اگر ترامپ قبل از دریافت همه صندوق‌های آرا، اعلام پیروزی کند، مسئولان ایالت‌های کلیدی تحت کنترل جمهوری خواهان می‌توانند شمارش آرا زودتر به پایان ببرند تا نتیجه تغییری نکند.

دیگر تاکتیک مشترک دیکتاتورها بازی با کارت «نظم و قانون» است. ترامپ با سیاه نمایی اعتراضات «جان سیاه‌پوستان مهم است» به‌عنوان غارتگری «شهری»، به تکرار سیاست‌های نژادپرستانه‌ای پرداخته است که از زمان ریچارد نیکسون مورداستفاده روسای جمهور جمهوری خواهان بوده است.

مشکل دموکرات‌ها در آمریکا و دموکرات‌های کشورهای دیگر، این است که بررسی این تکنیک‌ها باعث تقویت اثرگذاری آن‌ها می‌شود. راستی آزمایی اخبار جعلی به‌طور اجتناب‌ناپذیری باعث گسترش هرچه بیشتر این اخبار می‌شود. هشدارها در مورد سرکوب رأی‌دهندگان نتیجه برعکس خواهد داد، زیرا بسیاری از مردم به این نتیجه خواهند رسید که فرایند انتخابات دستکاری‌شده و شرکت در آن فایده‌ای ندارد.

برای اجتناب از این تأثیرها، باید پروژه دموکراسی فاسد را با لنزهای جدیدی تعریف، نام‌گذاری و تحلیل کرد. بین مفرهای سیاسی فوق‌الذکر با تحریف آشکار نتایج انتخابات، فرق زیادی است. ترفندهای فوق را می‌توان «تخریب، پوسیدگی و افول دموکراسی» نامید. درنهایت، تنها راه شکست ترامپ شکست وی از طریق سیاست است. وظیفه دموکرات‌ها این است که هدف دموکراسی را برای مردم آمریکا یادآوری و با تاکتیک‌های ترامپ به‌طور کارآمد مقابله کنند.