ارون دیوید میلر در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده کارنگی منتشر کرد، نوشت: جارد کوشنر این رویداد را موفقیت قلمداد می‌کند و معتقد است با گذشت زمان، این توافق به روابط گرم‌تری میان اسرائیل و امارات، در مقایسه بر روابطی که اکنون میانه اسرائیل، اردن و مصر برقرار است، منجر خواهد شد.

اما تردیدی نیست که سفر کوشنر به امارات در کنار یک هیئت اسرائیلی بیشتر به سیاست و نزدیک کردن منافع این سه بازیگر مربوط می‌شد تا این‌که به صلح مربوط شود.

 

توافق ابراهیم

کوشنر و هیئت آمریکایی بعد از دیدار با بنیامین نتانیاهو، در اولین پرواز رسمی مسافری میان دو طرف، به همراه هیئت اسرائیلی به ابوظبی سفر کردند. مسیر این هواپیمای مسافربری از حریم هوایی عربستان نیز رد می‌شد که این رویداد نیز اولین بار بود که برای یک شرکت مسافری اسرائیلی اتفاق می‌افتد.

توافقات مشهور به توافق ابراهیم در ۱۳ اوت اعلام شد و اولین عادی‌سازی روابط با اسرائیل از زمان معاهدات صلح با اردن در سال ۱۹۹۴ و با مصر در سال ۱۹۷۹ بود.

برخلاف مصر و اردن که ۴ جنگ با اسرائیل داشتند، توافق اسرائیل و امارات از تأثیرات راهبردی یا منطقه‌ای که توافقات صلح برای پایان دادن به مناقشه میان دشمنان دارند، برخوردار نخواهد بود؛ اما به دلیل آن‌که اسرائیل و امارات هیچ‌کدام دشمنانی سرسخت نبوده‌اند، روابطشان با یکدیگر می‌تواند با سرعت بیشتری گرم شود.

دو طرف در طول سال‌های گذشته با یکدیگر تبادلات اطلاعاتی و امنیتی و درعین‌حال معاملات تجاری نیز داشته‌اند. وزارت اقتصاد اسرائیل برآورد می‌کند که صادرات به امارات از سالانه ۳۰۰ هزار دلار به ۳۰۰ تا ۵۰۰ میلیون دلار افزایش پیدا کند و سرمایه‌گذاری سالانه امارات در اسرائیل به ۳۵۰ میلیون دلار برسد. سیاست‌های این سه بازیگر منطقه‌ای نیز نقشی برجسته در زمان‌بندی این توافق ایفا کرد.

برای دولت ترامپ، به‌خصوص جارد کوشنر، معمار راهبرد عربی، گرم شدن روابط نزدیک با عربستان و امارات، وعده میلیاردها دلار فروش اسلحه و معاملات تجاری برای شرکت‌های آمریکایی را به همراه دارد و در مورد ایجاد صلح، اولویت کوشنر، همان‌طور که در سال ۲۰۱۷ گفته بود، ایجاد روابط راهبردی با دولت‌های حاشیه خلیج (فارس) و نه فلسطینی‌ها، بوده است. این رویکردی است که ازنظر سیاسی در میان مسیحیان انجیلیِ حامی اسرائیل و جمهوری‌خواهان محافظه‌کار محبوبیت بیشتری دارد و برای رئیس‌جمهوری که از بیماری همه‌گیر کرونا ضربه خورده است، توافق عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و یک کشور حاشیه خلیج (فارس) می‌تواند نشان‌دهنده لیاقت و خبر خوبی باشد. این‌که کوشنر به‌صورت حضوری هیئت اسرائیلی را همراهی کرد، به این منظور برنامه‌ریزی‌شده بود که اهمیت این معامله برای آمریکا را نشان دهد و منافع سیاسی آن را برای پدر زنش درو کند.

 

منافع این معامله برای همه غیر از فلسطینی‌ها

در مورد نتانیاهو، این معامله نمی‌توانست درزمانی بهتر از زمان کنونی انجام گیرد. هدف از فریاد شادی که او تحت‌فشار ناشی از شیوع بیماری کرونا، رکود اقتصادی و مواجه‌شدن با محاکمه سر داد، دور کردن توجهات و ایجاد راهی بود تا دیدگاهش را دراین‌باره جار بزند که اسرائیل حتی بدون فلسطینی‌ها می‌تواند با اعراب صلح کند. او که خود را به الحاق کرانه باختری متعهد کرده، اما چراغ سبز دولت ترامپ را دریافت نکرده است، حالا یک راه نجات دارد: عادی‌سازی تجاری با امارات در ازای اصرار آن‌ها بر این‌که او این الحاق را لغو کند یا به حالت تعلیق در آورد.

شیخ محمد بن زاید، حاکم بالقوه امارات نیز از این معامله شانس آورد، او توانست با عادی‌سازی آنچه به روابط «مخفیانه» با اسرائیل معروف شده بود، ادعا کند که امارات فلسطینی‌ها را از الحاق نجات داد و استقلال جسورانه امارات به‌عنوان یک بازیگر منطقه‌ای را نشان دهد و نیز با نمایش رفتار خوب با اسرائیل راه را برای تقاضای بلندمدتش از آمریکا برای خرید جنگنده‌های اف-۳۵ و گرفتن امتیاز از واشنگتن، بدون توجه به اینکه ترامپ یا بایدن کدام یک پیروز انتخابات باشند، باز کند.

ممکن است دیگر کشورهای عربی پیش از اعلام تعهدات علنی جدید برای عادی‌سازی روابط با اسرائیل تا انتخابات ماه نوامبر آمریکا صبر کنند. به‌احتمال‌زیاد کوشنر موفق خواهد شد تعهدات اعراب را برای شرکت در مراسم امضای اسرائیل-امارات که در سپتامبر برگزار می‌شود، به دست آورد، اما آیا این جاروجنجال تفاوتی درنتیجه انتخاباتی که به‌زودی برگزار خواهد شد، ایجاد خواهد کرد؟ احتمالاً نه.