متیو بریاز در یادداشتی که اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک منتشر کرد، نوشت: مشخص نیست که در تاریخ 12 ژوئیه چه کسی اولین شلیک را کرد. در نهایت 15 سرباز آذربایجانی ازجمله یک ژنرال و یک غیرنظامی در استان تووز کشته شدند. چهار سرباز و یک غیرنظامی نیز در طول مرز در استان تاووش ارمنستان کشته شدند.

مکان وقوع این درگیری‌ها قابل‌توجه است. تووز در فاصله زیادی از ناگورنو قره‌باغ قرار دارد که در کنار هفت منطقه اطرافش به لحاظ بین‌المللی به‌عنوان بخشی از آذربایجان که تحت اشغال ارمنستان قرار دارد، شناسایی شده است. باکو از عدم پایبندی ارمنستان به چهار قطعنامه شورای امنیت که عقب‌نشینی فوری ارمنستان را خواستارند، خشمگین است و تهدید کرده این سرزمین‌ها را با توسل به‌زور آزاد خواهد کرد؛ اما در خصوص تووز شرایط متفاوت است. این استان آخرین جایی است که باکو می‌خواهد شاهد درگیری‌ در آن باشد زیرا به‌طور مستقیم روی خطوط راهبردی حمل‌ونقل قرار گرفته که برای استقلال آذربایجان و اقتصاد آن و نیز به لحاظ راهبردی دارای اهمیت هستند. این خطوط عبارت‌اند از:

  • خطوط انتقال نفت باکو-تفلیس-جیحان و باکو-سوپسا که عمدتاً نفت خام آذربایجان را به بنادر مدیترانه و دریای سیاه منتقل می‌کند؛
  • خطوط انتقال گاز طبیعی قفقاز جنوبی، یک مؤلفه مهم کریدور جنوبی اتحادیه اروپا که به‌زودی گاز آذربایجان را از طریق گرجستان و ترکیه به اتحادیه اروپا پمپاژ خواهد کرد؛
  • بزرگراه آذربایجان- گرجستان، بخشی از دومین پروژه جاده‌ای بزرگ اروپا، E60 که سواحل آتلانتیک در فرانسه را به مرز قرقیزستان-چین متصل می‌کند؛
  • خط آهن کارس-تفلیس که اتصال راهبردی مشابهی را فراهم می‌کند و کابل‌های فیبر نوری که اروپا را به آسیای میانه و فراتر از آن مرتبط می‌کند.

این زیرساخت برای آمریکا و ناتو نیز ازنظر راهبردی مهم است. واشنگتن این خطوط انتقال نفت و گاز را به مدت 25 سال ارتقا داده است تا به متحدان اروپایی خود کمک کند تا از وابستگی به روسیه بکاهند و درعین‌حال از ایران دوری کنند. درعین‌حال این خطوط جاده‌ای و ریلی و حریم هوایی که بر فراز آن است، یک کانال لجستیک مهم آمریکا به افغانستان محسوب می‌شود که انتقال یک‌سوم از تجهیزات موردنیاز سربازان ناتو را در بحبوحه جنگ افغانستان ممکن ساخت. این خطوط ترانزیتی با فراهم کردن جایگزین‌هایی برای ابتکار کمربند و جاده چین می‌توانند به کشورهای آسیای میانه و قفقاز جنوب کمک کنند تا استقلال مالی خود را حفظ کنند.

روسیه با این راه‌ها مخالف و به دنبال به حداکثر رساندن جریان انرژی، کالا و داده‌ها از طریق شبکه‌های خود است. درعین‌حال تهران در حال گسترش کریدور تجاری خود به ارمنستان و به‌سوی بازارهای کشورهای استقلال‌یافته از اتحاد جماهیر شوروی و کشورهای اروپایی به لطف عضویت ارمنستان در اتحادیه اقتصادی اوراسیا (به رهبری روسیه) و توافق تجارت آزاد جامع آن با اتحادیه اروپا است. همچنین بنا بر گزارش‌هایی ایران از طریق ارمنستان به ناگورنوقره باغ سوخت ارائه می‌کند و درعین‌حال حریم هوایی ایران برای انتقال تسلیحات روسی به ارمنستان در پی درگیری این کشور با آذربایجان در ماه ژوئیه حائز اهمیت بود.

گلوله‌باران تاووش توسط آذربایجان حتی در صورت دفاع از خود، بهانه‌ای را در اختیار ایروان قرار خواهد داد تا کمک نظامی سازمان پیمان امنیت جمعی تحت رهبری روسیه را درخواست کند. رهبران ارمنستان از مدت‌ها قبل تلاش می‌کردند از اهرم این سازمان در برابر آذربایجان استفاده کنند. در جریان درگیری‌های نظامی در آوریل 2016 نتوانستند این کار را انجام دهند زیرا آن درگیری‌ها در قلمروی آذربایجان (در نزدیکی ناگورنو قره باغ) رخ داد. در آن زمان نیکلای بودیوژا، دبیر کل وقت سازمان پیمان امنیت جمعی توضیح داد که این سازمان فقط در صورتی می‌تواند به ارمنستان کمک کند که حمله‌ای در قلمروی به رسمیت شناخته‌شده بین‌المللی ارمنستان رخ دهد.

درگیری ماه گذشته نسبتاً در سرزمین ارمنستان رخ داد و فرصتی را در اختیار ایروان قرار داد تا نشست اضطراری سازمان پیمان امنیت جمعی را خواستار شود. ایروان به‌سرعت از درخواستش صرف‌نظر کرد هرچند که بیانیه بی‌طرفانه این سازمان در 14 ژوئیه از «نقض آتش‌بس موردتوافق رهبران ارمنستان و آذربایجان» انتقاد کرد.

درهرصورت روسیه به‌صورت یک‌جانبه پاسخ داد و از 17 تا 20 ژوئیه در ارمنستان مانور نظامی انجام داد. ترکیه نیز قاطعانه پاسخ داد. رجب طیب اردوغان در 14 ژوئیه گفت که ترکیه هرگز در خصوص مقاومت در برابر هرگونه حمله به حقوق و سرزمین‌های آذربایجان تردیدی نخواهد داشت. مانورهای نظامی گسترده ترکیه و آذربایجان از تاریخ 29 ژوئیه تا 10 اوت برگزار شد.

ترکیه و روسیه هیچ‌کدام به دنبال تشدید تنش نیستند. سازوکارهای بین‌المللی میانجی‌گری برای محدود کردن مناقشه میان ارمنستان و آذربایجان مناسب به نظر نمی‌رسند. گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا از سال 1992 تاکنون میان آذربایجان و ارمنستان میانجی‌گری کرده است. این گروه تحت ریاست آمریکا، روسیه و فرانسه قرار دارد و دستور کار آن بر ناگورنو قره باغ و هفت منطقه آذربایجانی اطراف آن و نه به قلمروی ارمنستان متمرکز است. حتی اگر این دستور کار جامع‌تر هم بود، ظاهراً فعلاً نخست‌وزیر ارمنستان و رئیس‌جمهور آذربایجان هر دو از گروه مینسک دست کشیده‌اند.

بنابراین ممکن است پر کردن این خلأ دیپلماتیک و متقاعد کردن متحدان به بازگشت بر سر میز مذاکرات بر عهده آنکارا و مسکو باشد. معقولانه است که آمریکا و متحدان اروپایی‌اش، برخلاف اختلافات شدیدی که از بسیاری جهات با روسیه و ترکیه دارند، برگزاری چنین نشستی را ترغیب کنند. گزینه جایگزین می‌تواند تشدید متقابل احساسات و تنش‌های نظامی میان آذربایجان و ارمنستان باشد. اگرچه ارمنستان و آذربایجان هیچ‌کدام نمی‌توانند متحمل یک جنگ تمام‌عیار شوند اما حتی یک مناقشه مسلحانه محدودتر هم می‌تواند این سرمایه‌های راهبردی را که ناتو و اتحادیه اروپا به آن وابسته‌اند، از بین ببرد. تنها ذینفعان چنین وضعیتی روسیه و ایران و شاید چین و ابتکار کمربند و جاده این کشور خواهند بود.