ویلیام کارتنی در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده آمریکایی رند آن را منتشر کرد؛ نوشت: سند 1974 جکسون- ونیک نمونه‌ای از سنت پیشبرد سیاست در قبال مسکو توسط کنگره آمریکا محسوب می‌شود. طرفداران این سند، آن را به خاطر استفاده از منافع تجاری آمریکا به‌عنوان اهرمی برای ترغیب اتحاد شوروی به اجازه دادن برای مهاجرت هرچه بیشتر یهودیان تحسین می‌کردند؛ اما رئیس‌جمهور نیکسون هشدار می‌داد که جکسون- ونیک ممکن است رهبران شوروی را عصبانی کرده و نتیجه معکوس داشته باشد. از آن زمان، روسای جمهور آمریکا این رویه را ابزاری بیهوده یا دخالتی نامطلوب قلمداد کرده‌اند.

روسای جمهور معاصر آمریکا (جرج بوش پدر، بیل کلینتون، بوش پسر، باراک اوباما و دونالد ترامپ) دوره خود را با امید بهبودی روابط با روسیه آغاز کرده‌اند. اوباما به دنبال «بازتنظیم» روابط با مسکو بوده و ترامپ هم به دنبال دوستی با رئیس‌جمهور ولادیمیر پوتین است.

این رویکرد فوایدی نیز داشته است. پوتین به اوباما اجازه داد تا از طریق روسیه تسلیحات برای نیروهای ناتو در افغانستان ارسال شود. سال 2002 آمریکا و روسیه در مورد پیمان SORT برای کاهش تسلیحات هسته‌ای راهبردی مستقر شده به توافق رسیدند و سپس در سال 2010 این سلاح‌ها را بیش‌ازپیش در پیمان استارت نو کاهش دادند. همچنین، هر دو کشور در موردتوافق هسته‌ای سال 2015 با ایران همکاری کردند.

بااین‌وجود، در همه دولت‌ها، روابط با روسیه در نهایت به بن‌بست خورده است. آمریکا به همکاری موشکی روسیه با ایران در دهه 1990، حمله به گرجستان در سال 2008 و اوکراین در سال 2014، مداخله در سوریه در سال 2015 و مداخله در انتخابات آمریکا در سال 2016 اعتراض کرده است. این اقدامات و دیگر اقدامات مخرب روسیه، بازتابی در کنگره داشته و به طرح‌هایی در سه حوزه مهم منجر شده است.

کنگره از تحریم‌ها حمایت کرده است. سال 2012 کنگره علیرغم مخالفت اوباما، قانون ماگنیتسکی را تصویب کرد. این قانون مؤید تحریم‌ها علیه ناقضان حقوق بشر بوده و بنام یک وکیلی است که با فساد مبارزه می‌کرد و به گفته طرفداران این قانون، در شرایط «غیرانسانی» زندان فوت کرده است.

کنگره که از اکراه ترامپ در مجازات روسیه به خاطر مداخله در انتخابات آمریکا ناامید بود، سال 2017 «قانون مقابله با دشمنان آمریکا از طریق تحریم» را تصویب کرد. ترامپ این لایحه را امضا کرد، اما از اجرای آن عقب‌نشینی کرد.

کنگره بودجه اقدامات نظامی را تأمین کرده است. رهبران کنگره از اوباما و ترامپ خواستند تا تسلیحات غیر مرگبار ازجمله موشک ضدتانک جاولین (Javelin) در اختیار اوکراین قرار دهد و ترامپ به آن عمل کرد.

کنگره به تأمین بودجه برنامه‌ای پرداخته است که توسط اوباما آغاز شد و در زمان ترامپ نیز ادامه یافت و به طرح دفاع اروپا موسوم است. این طرح قدرت نظامی آمریکا در اروپا را برای اولین بار از زمان جنگ سرد افزایش داده و برخی از نیروهای آمریکا را به نزدیکی روسیه منتقل کرده است.

اخیراً، نمایندگان جمهوری‌خواه به خاطر عدم پاسخ ترامپ به گزارش‌های ادعایی در مورد کمک روسیه به شبه‌نظامیان طالبان برای کشتن نیروهای آمریکا در افغانستان، خواستار پاسخ‌دهی رئیس‌جمهور شدند.

در برخی موضوعات ازجمله خروج یک‌طرفه از پیمان سلاح‌های هسته‌ای میان برد در سال گذشته، توافق دوحزبی حاصل نمی‌شود؛ اما هر دو حزب در مورد گزارش‌های معتبر از تخلفات روسیه نگرانی یکسانی دارند.

احکام و انتقادات کنگره عمدتاً بازتابی از بی‌اعتمادی آن‌ها به روسای جمهوری است که در برابر مسکو قاطعانه عمل نمی‌کنند. در مورد اوباما، کنگره طرح «بازتنظیم» وی را اغراق‌آمیز تلقی کرده و مناقشه فزاینده با روسیه به تصویب قانون ماگنیتسکی کمک کرد. در مورد ترامپ، کنگره ستایش وی از پوتین و تلاش ترامپ برای به چالش کشیدن ارزیابی‌های تشکیلات اطلاعاتی آمریکا در مورد مداخله روسیه در انتخابات را برنمی‌تابد.

در دوره روسای جمهور اخیر، نقش کنگره در تعدیل سیاست آمریکا در قبال روسیه مفید بوده است؛ اما در مواجهه با سیلی از مسائل فوری، کنگره فاقد زمان و منابع کافی برای تغییر در سیاست خارجی است. در بسیاری از موارد، همانند دوره کنونی، فعالیت کنگره و دولت در مورد سیاست روسیه در مسیر خلاف هم بوده است؛ اما یک رویکرد جامع و سازنده می‌تواند به تثبیت این سیاست، تقویت بازدارندگی و بازسازی اعتماد متحدان آمریکا کمک کند.

پیروز انتخابات ریاست جمهوری نوامبر احتمالاً به دنبال بازبرقراری مسیر سنتی سیاست خارجی دولت آمریکا ازجمله در قبال روسیه خواهد بود. این امر مستلزم جلب اعتماد هرچه بیشتر رهبران سیاست خارجی هر دو حزب در کنگره است تا با همکاری آن‌ها سیاست‌هایی پایدار، هماهنگ و معتبر اتخاذ شود. در صورت تزلزل رئیس‌جمهور در قبال روسیه، کنگره آمریکا احتمالاً به رهبری خود ادامه خواهد داد.