جو بایدن در یادداشتی برای نشریه آمریکایی فارن افرز نوشت: ترامپ به مخالفت با متخصصان اطلاعاتی، دیپلمات‌ها و نیروهای خود آمریکا نیز پرداخته است. ترامپ رقبای آمریکا را گستاخ ساخته و اهرم های آمریکا برای مقابله با چالش های امنیت ملی، از کره شمالی گرفته تا ایران، از سوریه تا افغانستان و ونزوئلا را متلاشی کرده است. وی با مشاوره نامطلوب، جنگی تجاری علیه دوستان و دشمنان آمریکا به راه انداخته است که به طبقه متوسط این کشور آسیب زده است. ترامپ رهبری آمریکا در بسیج اقدام جمعی برای حل و فصل تهدیدهای تازه را کنار گذاشته و از همه مهم‌تر، از ارزش های دموکراتیک عدول کرده است، ارزش‌هایی که موجب تقویت کشور شده و آمریکا را به عنوان یک ملت متحد ساخته است.

همزمان، چالش های جهانی فراروی آمریکا، از تغییرات اقلیمی و مهاجرت های گسترده گرفته تا خرابکاری های تکنولوژیکی و بیماریهای عفونی، بیش از پیش پیچیده و غیر قابل حل گشته است، در حالی که پیشروی سریع اقتدارگرایی، ملی‌گرایی و غیرلیبرال گرایی باعث تضعیف توانایی آمریکا برای مقابله جمعی با این چالش‌ها شده است.

من به عنوان رئیس جمهور آمریکا، برای تجدید ائتلاف‌ها و دموکراسی آمریکا، حفاظت از آینده اقتصادی کشور و رهبری جهانی دوباره آمریکا اقداماتی فوری انجام خواهم داد.

 

تجدید دموکراسی در داخل

نخست ما باید دموکراسی خود را اصلاح و تقویت کنیم. توانایی آمریکا به عنوان یک نیروی مترقی در جهان و بسیج اقدام جمعی باید از داخل آمریکا آغاز می شود. آمریکا به عنوان یک ملت باید ثابت کند که برای رهبری دوباره آماده است. به همین منظور، من بلافاصله سیاست های ظالمانه و نامعقول دولت ترامپ را برخواهم چید که موجب جدایی فرزندان از والدین در خارج از مرزهای آمریکا شده است. من بدون آسیب به جوامعی خاص و بدون نقض فرایندهای مناسب، به اجرای قوانین آمریکا خواهم پرداخت تا همانند ترامپ مایه فروپاشی خانواده‌ها نشوم. من امنیت مرزهای کشور را تضمین کرده و همزمان عزت مهاجران را حفظ کرده و حقوق قانونی آن‌ها برای پناهجویی را رعایت خواهم کرد.

پس از انجام این اقدامات ضروری برای تقویت شالوده های دموکراسی آمریکا، از رهبران دموکراتیک متحد خود در سراسر جهان برای تقویت دموکراسی و اعاده آن به دستور کار جهانی دعوت خواهم کرد. امروز دموکراسی بیش از هر زمان دیگری از دهه 1930 تحت فشار قرار دارد.

 

سیاست خارجی مناسب برای طبقه متوسط

دولت من در گام دوم به تجهیز آمریکا (از طریق سیاست خارجی متناسب طبقه متوسط) برای موفقیت در اقتصاد جهانی خواهد پرداخت. برای پیروزی در رقابت با چین یا هر کشور دیگر، آمریکا باید مرزهای نوآوری را تقویت کرده و قدرت اقتصادی دموکراسی های سراسر جهان را برای مقابله با شیوه های سوء اقتصادی و کاهش نابرابری، متحد سازد.

امنیت اقتصادی به نوعی امنیت ملی است. من در تحقیق و توسعه به عنوان سنگ بنای ریاست جمهوری خویش سرمایه گذاری خواهم کرد، بطوریکه آمریکا پیشتاز نوآوری باشد. هیچ دلیلی وجود ندارد که ما در انرژی پاک، محاسبات کوانتومی، هوش مصنوعی، 5 جی و راه آهن سریع السیر از چین یا هر کشور دیگر عقب بمانیم.

درست نیست که ما سر خود را در برف فرو کنیم و به افزایش توافق های تجاری نپردازیم. تجارت دنیا چه با آمریکا و چه بدون آمریکا ادامه خواهد داشت. من به عنوان رئیس جمهور موافقتنامه های تجاری جدیدی منعقد خواهم کرد و در مذاکرات این توافق های جدید، رهبران کارگری و زیست محیطی حضور خواهند داشت.

چین چالش ویژه‌ای برای آمریکاست. این کشور با گسترش نفوذ جهانی خود، پیشبرد مدل اقتصادی خاص خویش، و سرمایه گذاری در فن آوری های آینده، بازی بلندمدتی را دنبال می کند. آمریکا باید در برابر چین قاطعانه عمل کند. اگر چین به راه خود ادامه دهد، فن آوری و مالکیت معنوی شرکت های آمریکایی را چپاول خواهد کرد. چین با کمک های دولتی به شرکت های چینی با مالکیت دولتی، مزایای غیرعادلانه‌ای در اختیار آن‌ها گذاشته و سلطه آن‌ها بر صنایع و فن آوری های آینده را تسهیل می گرداند.

موثرترین راه برای مقابله با این چالش، ایجاد جبهه‌ای واحد و متشکل از شرکا و متحدان آمریکا برای مقابله با سوء رفتار های چین و نقض حقوق بشر توسط این کشور است.

 

بازگشت به راس امور

 دستورکار سیاست خارجی بایدن، آمریکا را به راس امور بازمی گرداند تا با همکاری متحدان و شرکای خویش به بسیج اقدام جمعی علیه تهدیدات جهانی بپردازد. جهان خود به خود سازمان نمی یابد. به مدت 70 سال، آمریکا با رهبری روسای جمهور دموکرات و جمهوریخواه، در نگاشتن قوانین جهانی، ایجاد توافق‌ها و راه اندازی نهادها، نقش رهبری ایفا کرده است که روابط بین کشورها را هدایت کرده و امنیت و رفاه جمعی را پیش برده است.

من در حفاظت از مردم آمریکا، حتی با استفاده از زور، تردیدی به خود راه نخواهم داد. با این حال، دیپلماسی باید اولین ابزار قدرت آمریکا باشد، اما دیپلماسی مستلزم اعتبار است، چیزی که ترامپ آن را خدشه دار کرد. در سیاست خارجی و بویژه در مواقع بحران، حرف یک کشور مهمترین دارایی آن به شمار می رود. برای بازگرداندن اعتماد جهانی، ما باید ثابت کنیم که قول آمریکا عین عمل آن است. اینها اهداف بلندپروازانه‌ای هستند که دست یابی به آن‌ها بدون رهبری آمریکا (به همراه دموکراسی های متحد) امکانپذیر نیست.