ریان هاس در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده بروکینگز آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: شش ماه پس از امضای این توافق، نتایج آن روشن‌تر شده است. علیرغم ادعای ترامپ که «جنگ‌های تجاری خوب و پیروزی در آن‌ها آسان است»، نتایج نهایی مرحله اول توافق تجاری چین-آمریکا (و جنگ تجاری پیش از آن) ضرر چشمگیری بر اقتصاد آمریکا وارد کرده، بدون آنکه موجب رفع دغدغه‌های اقتصادی اصلی شود که هدف از این جنگ، حل‌وفصل آن‌ها بود.

 

منشأ جنگ تجاری

در کارزار انتخاباتی 2016، ترامپ توافقات تجاری آمریکا با چین را دلیلی اصلی از دست رفتن شغل‌های تولیدی و مالکیت معنوی آمریکا قلمداد می‌کرد. وی اظهار می‌کرد که چین مسئول «بزرگ‌ترین دزدی تاریخ جهان» است. وی از کسری موازنه تجاری آمریکا با چین انتقاد کرد که در سال 2016 حدود 346 میلیارد دلار بود. کارزار وی راهبردی برای اصلاح روابط تجاری چین-آمریکا منتشر کرد که «توافقی بهتر با چین برای کمک به رقابت‌پذیری کسب‌وکارها و کارگران آمریکا» را نوید می‌داد.

با آغاز ریاست جمهوری، ترامپ برای حل مشکلات ساختاری در خصوص سیاست‌های اقتصادی چین، به دنبال تعامل مستقیم با این کشور بود. چین توافق کرد تا در ازای دسترسی بیشتر چین به تجارت متقابل و به رسمیت شناختن طرح جاده و کمربند توسط آمریکا، اقتصاد خود را به روی شرکت‌ها و خدمات آمریکا باز کند؛ اما واشنگتن برای امتیاز بیشتر، پکن را تحت‌فشار گذاشت. بااین‌حال، طرح اقدام 100 روزه ترامپ برای حل اختلافات تجاری به‌جایی نرسید و وی برای فشار بر پکن یک جنگ تجاری به راه انداخت تا چین شیوه‌های تجاری ناعادلانه خود، ازجمله انتقال اجباری فناوری، دسترسی محدود به بازار، سرقت مالکیت معنوی و پرداخت یارانه به شرکت‌های دولتی را تغییر دهد.

 

هزینه‌های اقتصادی جنگ تجاری

این جنگ تجاری برای هر دو طرف مشکلات اقتصادی به بار آورده و جریان تجارت را از چین و آمریکا دور ساخته است. درنتیجه، رشد اقتصادی آمریکا کند شد، سرمایه‌گذاری در تجارت متوقف شد و استخدام شرکت‌ها کاهش یافت. در سراسر آمریکا، بسیاری از کشاورزان ورشکسته شدند و بخش‌های تولیدی و حمل‌ونقل دچار رکودی شدند که از زمان رکود اخیر بی‌سابقه بود. اقدامات ترامپ به یکی از بزرگ‌ترین افزایش مالیات‌ها در سال‌های اخیر منجر شد.

بر اساس یک تحقیق در سپتامبر 2019، این جنگ تجاری برای آمریکا به قیمت از دست رفتن حدود 300 هزار شغل و تقریباً 0.3 درصد تولید ناخالص داخلی تمام‌شده بود. برخی پژوهش‌ها این خسارت را حدود 0.7 درصد تولید ناخالص داخلی برآورد کرده‌اند. هم‌زمان، کسری موازنه تجارت کالا با چین رو به فزونی گذاشت و در سال 2018 به میزان بی‌سابقه 419.2 میلیارد دلار رسید.

چین نیز از این جنگ تجاری آسیب دید، اما ظاهراً برای تسلیم پکن در برابر خواسته‌های اصلی دولت ترامپ برای اصلاحات ساختاری کافی نبوده است. درواقع، با تداوم جنگ تجاری، پکن تعرفه‌ها بر دیگر شرکای تجاری خود را پایین آورده و وابستگی خود به بازارهای آمریکا را کاهش داده است. توافق نهایی که طرفین 15 ژانویه 2020 از آن خبر دادند، عمدتاً شبیه همان چیزی بود که پکن در بدو امر روی میز گذاشته بود – افزایش خرید کالا به‌اضافه تعهد اصلاح موارد مربوط به حفاظت از مالکیت معنوی، دست‌کاری در ارز و انتقال اجباری فن‌آوری.

 

فضایی مساعد برای تهاجم و سرکوب چین

جان بولتون، مشاور امنیت ملی قبلی، ادعا کرده است که ترامپ پس از دیدار خصوصی با شی جین پینگ در نشست 2019 گروه 20 در ژاپن، توافق تجاری را بر دیگر دغدغه‌ها در خصوص چین ترجیح داده است. طبق ادعای بولتون، ترامپ به شی جین پینگ گفته است که ساخت اردوگاه برای بازداشت 1 میلیون (بیشتر) مسلمان اویغور را ادامه دهد و با افزایش خرید سویا و گندم از آمریکا، به پیروزی ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری کمک کند.

اگرچه برخی از اعضای دولت ترامپ ازجمله مایک پنس، معاون رئیس‌جمهور و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه، سرکوب چین در داخل و تهاجم آن در خارج را موردانتقاد قرار داده‌اند، اما پکن اظهارات آن‌ها را معادل رئیس‌جمهور آمریکا تلقی نمی‌کند و اقدامات فعلی خود را با خیال راحت دنبال می‌کند، چراکه از تمرکز ترامپ به تجارت و عدم علاقه وی به دیگر مسائل مشکل‌ساز در توافق تجاری، اطمینان خاطر دارد.

 

سود و زیان جنگ تجاری

بر اساس محاسبات موسسه بلومبرگ از داده‌های دولتی گمرک چین، در نیمه اول سال 2020 تنها 23 درصد از هدف مقرر در توافق تجاری برای امسال تحقق یافته است. به نظر می‌رسد که تعهد پکن در توافق تجاری چین-آمریکا صرفاً یک قول شفاهی برای خرید کالاهای آمریکایی است. درهرحال، مرحله اول توافق تجاری ناامیدکننده است؛ زیرا این توافق به همراه جنگ تجاری شدیداً به اقتصاد آمریکا آسیب زد و در حل اختلافات اساسی روابط تجاری چین-آمریکا پیشرفت قابل‌توجهی ایجاد نکرده است.