کنث کاتزمن در یادداشتی برای اندیشکده شورای آتلانتیک آمریکا نوشت: انفجارهای متعددی که از ماه ژوئن تاکنون در ایران رخ داد، این پرسش را برانگیخته است که آیا آمریکا و متحدانش تغییر راهبرد علیه ایران و برنامه هسته‌ای این کشور را آغاز کرده‌اند یا خیر. از اواسط سال 2019 ایران گام‌های قابل توجه و البته برگشت‌پذیری را برای کاهش تعهداتش در این توافق انجام داده است.

دونالد ترامپ با اعمال تحریم‌های سخت علیه ایران به عنوان بخشی از پویش «فشار حداکثری» در صدد واداشتن ایران به توافق با یک معامله‌ تجدید نظر شده است که حتی محدودیت‌های بیشتری را بر برنامه هسته‌ای ایران و نیز محدودیت‌هایی را در رابطه با دیگر مسائل مورد نگرانی آمریکا اعمال می‌کند. تهران تاکنون از مذاکره در این باره سرباز زده است و تأکید دارد که در ابتدا آمریکا باید به برجام بازگردد و تمامی تحریم‌ها را لغو کند. در حالی که پایبندی ایران به برجام رو به کاهش است و چشم اندازهای مذاکره تهران درباره برجامی تجدید نظر شده بعید به نظر می‌رسد، ممکن است آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن به ویژه اسرائیل، جایگزین هایی را برای کاهش توان هسته‌ای ایران در نظر بگیرند.

نشانه‌هایی وجود دارد که آمریکا و (یا) اسرائیل همین حالا هم در حال تغییر مسیر راهبرد مربوط به برنامه هسته‌ای ایران از تکیه به برجام به سوی اقدام مستقیم با هدف تخریب زیرساخت هسته‌ای ایران باشند. اگرچه هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد انفجار در نطنز یک حمله خرابکارانه بوده است، اما روزنامه واشنگتن پست به نقل از یک مقام امنیتی خاورمیانه گزارش کرد که یک ابزار انفجاری در این تاسیسات کار گذاشته شده بود تا پیامی را به ایران ارسال کند. بنی گانتس، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی گفته است که دولت اسرائیل ضرورتا در پس هر انفجاری در ایران نیست. اگر اسرائیل در پشت این حمله بوده باشد، احتمالا از عواملی درون ایران برای این اقدام استفاده کرده است، این تاکتیکی است که اسرائیل پیشتر هم به نمایش گذاشته بود. در سال 2010 آمریکا و اسرائیل به صورت مشترک ویروس «استاکس‌نت» را برای تخریب 80 درصد سانتریفیوژهای فعال ایران در نطنز، طراحی و به کار بردند.

اقدام مفروض اسرائیل در نطنز باعث جان گرفتن دوباره بحث درباره راهبردی بهینه در رابطه با برنامه هسته‌ای ایران شده است. بحثی که پیش از تصمیم آمریکا برای مذاکره درباره برجام با ایران نیز مطرح بود. اگرچه برخی کارشناسان امنیتی اسراییل برآورد می‌کنند که آسیب وارد شده به سایت نطنز ممکن است برنامه هسته‌ای ایران را برای دست کم دو سال به عقب رانده باشد، اما ارزیابی اغلب کارشناسان این است که هر گونه خسارتی در بهترین حالت هم موقت و حاشیه‌ای است. خسارت ناشی از حمله سایبری استاکس نت برنامه ایران را مختصری عقب راند و احتمالا به تصمیم تهران برای توسعه توانایی‌های ضد حملات سایبری منتهی شد.

توانایی ایران در بازسازی خسارت وارده شده به تاسیسات و تجهیزات این کشور در پی هر گونه حمله، موضوع مهمی بود که باعث شد دولت وقت باراک اوباما به این نتیجه برسد که توافق دیپلماتیک با تهران تنها راه رسیدن به اهداف آمریکا در بلند مدت است. ارزیابی دولت اوباما این بود که حتی بمباران توسط آمریکا هم می‌تواند برنامه هسته‌ای ایران را حداکثر برای چند سال عقب براند. دشواری کسب موفقیت از طریق اقدام نظامی عامل تصمیم اسراییل در طول سال‌های 2012-2010 برای خودداری از حمله اساسی به زیر ساخت هسته‌ای ایران بود.

دولت ترامپ هم در سال 2020 با همان پرسش‌ها روبرو است. پویش «فشار حداکثری» به اقتصاد ایران صدمه زده، اما تهران را به پای میز مذاکره نکشانده است. ترامپ با انتخاب میان پذیرش برخی پیش‌شرط‌های ایران برای مذاکره یا افزودن اقدام مستقیم نظامی یا اقدام مخفیانه علیه ایران روبروست. انفجار در نطنز ممکن است نشان دهد دولت ترامپ که در این مورد از طریق یک شریک هم فکر اقدام کرد، احتمالا انتخابش را به نفع اقدام مستقیم انجام داده است. اگر چنین باشد، ارزیابی کارشناسان مبنی بر این که اقدام علیه تاسیسات ایران، در مقایسه با تاثیرات یک توافق مستقیم، فقط تاثیری گذرا خواهد داشت، به بوته آزمایش گذاشته خواهد شد.