لارنس بروئرس در یادداشتی که وب سایت اندیشکده چتم هاوس انگلیس آن را منتشر کرد؛ نوشت: خشونت در این منطقه عموما به دلیل نزدیکی به شریان‌های حمل و نقل و زیرساخت‌ها و همچنین، وجود جمعیت غیرنظامی در دو طرف مرز محدود شده است. علاوه بر این، برخلاف ناگورنو قره باغ، عضویت ارمنستان در «سازمان پیمان امنیت جمعی» و توافق دوجانبه با روسیه نیز (حداقل از نظر تئوری) در بازدارندگی از جنگ تاثیرگذار است.

اما با این وجود، فضای جنگ به سرعت گسترده شد و بمباران خانه‌های غیرنظامیان، حملات پهپادی و حملات سایبری به سایت‌های دولتی و دیگر سایت‌ها به طور گسترده از سوی هر دو طرف گزارش شده است. تا زمان نگارش این یادداشت، قربانیان هر دو طرف درگیری‌ها حداقل 16 نفر بوده که بیشترین میزان برای یک رویداد واحد از زمان «جنگ چهار روزه» آوریل 2016، محسوب می‌شود.

در جریان این درگیری‌ها، المار ممدیاراف، وزیر امور خارجه آذربایجان به دلیل دیپلماسی ضعیف و منفعلانه عزل شد و جیحون بایراموف، وزیر آموزش این کشور جایگزین وی شده است.

 

منشاء درگیری‌ها

دلیل شروع درگیری معلوم نیست. این درگیری ظاهرا نتیجه یک عملیات تهاجمی هماهنگ نبوده است، همانند چیزی که به جنگ چهار روزه 2016 منجر شد. اهداف راهبردی روشنی نیز به لحاظ مرزهای بین‌المللی برای طرفین وجود ندارد. ظاهرا یک اتفاق غافلگیر کننده دلیل این درگیری بوده، به طوری که یک خودروی آذربایجانی به طور غیرمنتظره با یک ایستگاه نظامی ارمنستان برخورد کرده و تبادل آتش توپخانه مرگبار را در پی داشته است.

مرزهای نامشخص در زمین‌های مرتفع نیز احتمالا در این درگیری نقش داشته است، اما مرز فعلی بین ارمنستان و آذربایجان (که قبلا در دوره شوروی یک مرز اداری بیهوده بود) اگرچه به عنوان مرزهای بین‌المللی شناخته می‌شود، اما در بسیاری از مناطق به طور واضح مشخص نشده و با خطوط کنترل واقعی تطابق ندارد. در اینجا نیز همانند نخجوان (یکی از برون بوم‌های جمهوری آذربایجان و هم مرز با ارمنستان و ایران)، نیروهای ارمنستان و آذربایجان برای برتری تاکتیکی در سرزمین‌های مرتفع صفر مرزی وارد رقابتی طولانی مدت و فزاینده شده‌اند، اما در مناطق دور دست با نقشه‌برداری مبهم، مکان دقیق مرزها (وحتی نام مکان ها) واضح نیست و نیروهای رقیب ممکن است به طور غیرمنتظره با دشمن خود برخورد کنند.

اگرچه در این درگیری اهداف راهبردی روشنی به چشم نمی‌خورد، اما چیزی که یک حادثه کوچک محسوب می‌شود، ممکن است به یک بحران تبدیل شود که حل و فصل آن نیازمند عقلانیت سیاسی است.

 

از دست رفتن فرصت مذاکرات

هر دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان تحکیم قدرت داخلی خود را از سال 2020 آغاز کرده و هنوز به پایان نرسانده اند. کووید-19 نیز بر چالش‌های دو کشور افزوده است، به طوری که دولت ارمنستان در مدیریت این همه‌گیری با انتقادات داخلی چشمگیری مواجه شده و در جمهوری آذربایجان نیز فعالان اپوزیسیون زیادی دستگیری شده‌اند و آسیب‌پذیری این کشور در قبال شوک‌های خارجی مشهود شده است.

با این حال، جبهه‌ها از زمان دوره سه ساله 2017-2014 که شاهد درگیری‌های پیوسته بوده و تسلیحات سنگین به کار گرفته شده و همچنین از زمان جنگ چهار روزه آوریل 2016، آرام بوده است. در ژانویه 2019، گروه مینسک سازمان همکاری و امنیت برای اروپا (OSCE)  اعلام کرد که وزرای خارجه ارمنستان و آذربایجان با ضرورت «آماده‌سازی مردم خویش برای صلح» موافقت کرده‌اند.

با این وجود، در این سال‌های به ظاهر آرام، هیچکدام از طرفین به طور جدی برای پیشبرد راهبرد صلح سرمایه‌گذاری نکرده اند. پس از آغاز حرکت به سمت همکاری انسان دوستانه، روابط بین رئیس جمهور الهام علی اف و نخست وزیر نیکول پاشینیان در نهایت به سردی گرائید. جمهوری آذربایجان اقدامات متعدد، نظیر پیشبرد زیرساخت‌های جدید در سرزمین‌های اشغال شده و شرکت پاشینیان در مراسم تحلیف آراییک هاروتیونیان، سیاستمدار ارمنستانی در ناگورنو قره باغ را نشانه‌ای از عدم صداقت ارمنستان در فرایند صلح قلمداد کرد.

اجماع ایران، روسیه و اروپا در مورد تلاش فعالانه برای جلوگیری از هر نوع جنگ تازه بین ارمنستان و جمهوری آذربایجان ظاهرا هنوز پابرجاست. روسیه به سرعت برای میانجی‌گری اعلام آمادگی کرد که می‌تواند بیانگر این واقعیت باشد که جنگ ارمنستان-آذربایجان در مقیاس بزرگ، تضمین بازدارندگی ارمنستان توسط روسیه را محک خواهد زد. ترکیه، همانند آوریل 2016، شدیدا از آذربایجان حمایت کرد که موجب نگرانی ارمنستان شده و هشدار دوپهلوی روسیه را درپی داشته است.

اکنون چشم‌انداز بازگشت تحولات 15-2014 واقعیت یافته است، یعنی، تکرار خشونت‌های مکرر در سطح پایین با هدف تاثیر گذاری بر افکار عمومی و تقویم سیاسی و همزمان، عدم عبور از آستانه بازدارندگی به نحوی که مداخله خارجی را در پی داشته باشد.