وب‌سایت موسسه مطالعات صلح و جنگ هند در یادداشتی نوشت: در می ‌2020، زلمای خلیل زاد، نماینده ویژه آمریکا در صلح افغانستان، به همراه آلیس ولز، معاون وزیر خارجه آمریکا در امور آسیای مرکزی و جنوبی، خواستار تعامل هند با طالبان شدند. طالبان نیز به دنبال رابطه با هند است.

در 18 می، سهیل شاهین، سخنگوی طالبان در دوحه، با سخنانی ظاهراً آشتی‌جویانه در خصوص موضع این گروه در قبال هند، اظهار داشت که طالبان «در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت نمی‌کند». وی 19 مه نیز طی مصاحبه‌ای به انتقاد از کسانی پرداخت که گفتگو با طالبان را بی‌ارزش دانسته و «حرف‌هایشان در راستای منافع مردم هند نیست».

برخلاف ادعای شاهین در مورد عدم‌مداخله تابه‌حال طالبان توانایی خود برای اجرای روابط حسنه با هند را نشان نداده و چنین طرح‌هایی از سوی آن‌ها دیده نشده است. اهمیت این موضوع ازآن‌جهت است که شبکه حقانی همچنان جزو لاینفک ساختار طالبان بوده و رابطه طالبان با القاعده و دیگر تشکیلات تروریستی که هند را هدف قرار می‌دهند، نظیر «لشکر طیب»، «جیش محمد» و غیره، هنوز پابرجاست.

 

ملاحظات مرتبط

افشاگری‌های موجود در گزارش می 2020 سازمان ملل در مورد وضعیت تصمیم‌گیری و ارتباط طالبان، جایی برای اعتماد باقی نمی‌گذارد. با توجه به اینکه طالبان هیچ اقدام ملموسی برای پیشبرد اهداف مقرر خود (در توافق آمریکا-طالبان یا جاهای دیگر) انجام نداده است، هند در این مرحله، آغاز گفتگوی مستقیم را سودمند قلمداد نمی‌کند. آغاز این گفتگوها، به مشروعیت بین‌المللی طالبان کمک می‌کند و این امر نه‌تنها موجب تضعیف قدرت چانه‌زنی دولت افغانستان در مذاکرات درون افغان خواهد شد بلکه سنت نامطلوبی، نظیر دور زدن یک دولت مستقل و تقویت یک گروه تروریستی را برجای خواهد گذاشت.

اگر رهبران طالبان واقعاً به دنبال روابطی غیر خصمانه با هند هستند، آغاز این تعامل پس از پایان شورش و جذب این گروه در جامعه افغان با ابزار صلح‌آمیز، مشکلی نخواهد داشت. این امر تنها در سناریوهای زیر صدق نمی‌کند:

الف) اهداف طالبان در قبال هند مشروط باشد و دهلی‌نو را به آغاز تعامل مستقیم با این گروه قبل از مذاکرات درون افغان یا طی این مذاکرات مجبور سازد.

ب) گفتگوهای مستقیم هند- طالبان در این برهه ضرورتی ندارد و صرفاً برای طالبان مشروعیت آورده و برای آن‌ها دستاورد تاکتیکی دارد.

هیچ‌کدام از این سناریوها و حتی واقعیت‌های روی زمین، تغییر سیاست هند را ضروری نمی‌سازند.

در هند، طرفداران و مخالفان این گفتگوها ظاهراً در مورد یک سناریو به‌عنوان گزینه‌ای محتمل اتفاق‌نظر دارند. اگر اعضای طالبان به‌واسطه یک فرایند فراگیر با مالکیت و رهبری و کنترل خود افغان‌ها، در دولت افغانستان جذب شوند، اعضای این گروه درنهایت از نفوذ پاکستان خلاص شده و به‌طور مستقل عمل خواهند کرد. این بحث اگرچه محتمل است اما تغییرات اساسی سیاسی را نمی‌توان صرفاً بر احتمالات یک سناریوی فرضی بنا نهاد. بااین‌حال، اگر دهلی‌نو تصمیم بگیرد که گفتگو با طالبان را قبل از مذاکرات درون افغان آغاز کند، بهتر است که هند:

الف) گفتگوها را پس از آغاز مذاکرات درون افغان و با مشاهده آثار پیشرفت جدی این مذاکرات، پیگیری کند.

ب) از شرکت مقامات رده‌بالا خودداری کرده و از سطح سفیر فراتر نرود.

ج) برای آغاز، هماهنگ‌سازی و تداوم این تعامل شرایط و ضوابطی تعیین کند. این امر مستلزم آن است که گفتگوها به مراحل مختلف تقسیم شود و پیشرفت هر مرحله مشروط بر اقدام خاص و ملموس طالبان بوده و نهادینه‌سازی هماهنگی‌های قبلی بین دهلی‌نو و کابل بخشی از این تعامل محسوب شود.

د) تعیین محل دیدار لزومی ندارد که دهلی‌نو در گفتگو با طالبان نقش میزبانی داشته باشد. مسافرت‌های بین‌المللی مکرر طالبان برای دیدار با نمایندگان دولت‌ها، به مشروعیت بین‌المللی این گروه کمک می‌کند.

ه) مشخص کردن موضوعاتی که دهلی‌نو به بحث و بررسی خواهد گذاشت، مثلاً تمرکز روی مسائلی که دغدغه‌های هند بوده و به‌طور خاص به طالبان مربوط می‌شود. موضوعاتی نظیر همکاری اقتصادی آتی که در حیطه دولت رسمی است، نباید جزو موضوعات موردبحث باشد.

و) تنظیم پروتکل‌های تبلیغاتی، به‌عبارت‌دیگر، تعیین اطلاعاتی که در هر مرحله در دسترس عموم قرار می‌گیرد.

 

نگاهی به آینده

از ژوئیه 2018 هنگامی‌که گفتگوی مستقیم آمریکا- طالبان آغاز شد، تعامل بین‌المللی زیادی با این گروه صورت گرفته که بر نحوه اقدام این گروه در آینده استوار بوده است. طالبان به‌طور لفظی بر ادعای خود در خصوص تعهد به صلح، حقوق زنان، پایبندی به حقوق و قوانین بین‌المللی و غیره، به‌طور مبهم و بااحتیاط، تأکید کرده‌اند.

ازاین‌رو، گزینه‌های سیاسی دهلی‌نو در تعامل با طالبان باید بر اولویت خود هند و عمل واقعی طالبان به تعهدات خود استوار باشد. اگر دهلی به دنبال بهره‌مندی پایدار از این گفتگوهاست، راهبرد هند باید زمان‌بندی، شکل و محتوای گفتگوها را عواملی بااهمیت یکسان قلمداد کند.