آندری کورتونوف در یادداشتی که وب‌سایت شورای روابط بین‌الملل روسیه آن را منتشر کرد؛ نوشت: نقاط ضعف اتحادیه اروپا هم عمدتاً عبارت‌اند از افول اجتناب‌ناپذیر نظام‌های سیاسی و حزبی سنتی در مهم‌ترین کشورهای این اتحادیه (نظام‌ها و احزابی که در سراسر دوره پسا جنگ [جهانی دوم] حاکمیت داشتند) و ناتوانی این کشورها در ارائه رهبری سیاسی که اتحادیه اروپا شدیداً به آن نیازمند است. نتیجه این امر، فقدان وحدت اروپا را در پی داشته و خود را در واکنش کشورهای اتحادیه اروپا به بسیاری از مسائل، از بحران پناهندگی و ظهور پوپولیسم راست افراطی گرفته تا فقدان اتحاد در کمک به همسایه شرقی خود در جنگ اوکراین، نشان داده است.

در پنج، شش سال گذشته، روسیه و اتحادیه اروپا در انتظار رویدادی غیرمنتظره بوده‌اند تا رقیب را وادار سازد به‌اشتباه خود اذعان کرده، در نگرش خود بازنگری کرده و حداقل به‌طور نمادین امتیازاتی واگذار کند. در طول این مدت، حوادث غیرمنتظره زیادی اتفاق افتاد، بدون اینکه شکل جدید روابط روسیه – اتحادیه اروپا (که از سال 2014 به وجود آمده است) را تغییر دهد. سپس منبع اصلی رویدادهای غیرمنتظره یعنی همه‌گیری کرونا ویروس اتفاق افتاد. واضح است که روسیه و اتحادیه اروپا از قربانیان این‌همه گیری هستند. کشورهای اتحادیه اروپا در کانون زلزله این‌همه گیری قرارگرفته‌اند و هم‌زمان روسیه با تهدید بزرگ این همه‌گیری بر بهداشت عمومی و مدل اقتصادی خود دست‌وپنجه نرم می‌کند.

آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، اذعان کرده است که اتحادیه اروپا «با بزرگ‌ترین چالش از زمان تأسیس خود» مواجه است. ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، اگرچه ازاین‌گونه اعتراف‌ها خودداری می‌کند، اما وی از زمان ریاست جمهوری خود در بیست سال گذشته، هرگز مجبور نشده است در چنین نبرد پیچیده‌ای در دو جبهه مبارزه کند.

زمان پایان بحران اقتصادی و بهداشت عمومی جاری فعلاً معلوم نیست، اما واضح است که این بحران باعث تضعیف موضع مسکو و بروکسل نسبت به دیگر بازیگران سیاسی جهانی خواهد شد. ظاهراً این واقعیت تلخ باید هر دو طرف را به سمت آشتی سوق دهد، اما فعلاً در متن این‌همه گیری، احتمال تغییر اساسی در روابط آن‌ها به چشم نمی‌خورد.

به نظر می‌رسد که بروکسل حتی در درون خود نیز برای انجام بحث جدی در مورد راهبرد اتحادیه اروپا در قبال مسکو آمادگی ندارد. کرملین نیز ظاهراً حاوی چیز تازه‌ای برای ارائه به اتحادیه اروپا نیست. هیچ پیشرفت اساسی در روابط آن‌ها وجود نداشته و حتی با اجرای توافق مینسک در مورد پایان جنگ در شرق اوکراین، تحول مثبتی صورت نگرفته است. در بحبوحه همه‌گیری، اتحادیه اروپا برای کاهش تحریم‌ها علیه روسیه تردید دارد – هرچند که شکاف درون این اتحادیه به خاطر نزدیکی امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، به روسیه در اوایل امسال عمیق‌تر شده است. برعکس، بروز کرونا ویروس صرفاً باعث تشدید جنگ اطلاعاتی بین روسیه و غرب شده است.

در حوزه راهبردی نظامی، هیچ تلاش مشترکی برای رفع شوک ناشی از خروج آمریکا از پیمان تسلیحات هسته‌ای میان برد صورت نگرفته است. حتی باوجود کاهش فزاینده احتمال تمدید استارت نو، اتفاق‌نظر در درون ناتو برای گفتگوی اساسی با مقامات نظامی روسیه وجود ندارد.

اوایل امسال، امید می‌رفت که گفتگوهای جدی در مورد امنیت اروپا در هفتادوپنجمین سالگرد «روز پیروزی» در مسکو انجام گیرد؛ اما این رویداد به خاطر همه‌گیری کرونا به تعلیق افتاد و امیدها نقش بر آب شد.

مسائل اقتصادی مضاعفی نیز بر روابط بین روسیه و اتحادیه اروپا سایه انداخته است. سقوط قیمت نفت هسته اصلی صادرات روسیه به اروپا را ویران کرد و هم‌زمان، کاهش درآمدها به همراه کاهش ارزش «روبل» باعث کاهش صادرات اتحادیه اروپا به روسیه شد درحالی‌که بحران جاری ظاهراً مسکو و پکن را به‌ویژه در حوزه‌های اقتصادی و انرژی به هم نزدیک‌تر می‌سازد. از سوی دیگر، ظاهراً دولت ترامپ قصد دارد تهدید‌های دیگری علیه خط لوله گازی بحث‌برانگیز «نورد استریم 2» اعمال کند، اقدامی که اختلافات درون اتحادیه اروپا و بین واشنگتن و برلین را تشدید خواهد کرد.

آیا از زمان شیوع همه‌گیری کرونا ویروس، فرصت‌های جدید برای همکاری روسیه – اتحادیه اروپا فراهم شده است؟ روسیه ممکن است مدل همکاری خود با ایتالیا را برای کمک به دیگر اعضای اتحادیه اروپا نیز بکار گیرد، اما برخی کشورهای اروپایی این مدل را مؤثر نمی‌دانند. مسکو و بروکسل می‌توانند برنامه‌های مقابله با همه‌گیری خود را در مناطق مجاور (از آسیای مرکزی و غرب بالکان گرفته تا خاورمیانه و شمال آفریقا) هماهنگ سازند، اما در شرایط فعلی، توانایی هر دو طرف برای این کار بسیار محدود است.

بنابراین، دستور کار سنتی یعنی موارد مختلفی نظیر تداوم گفتگوهای «اتحادیه اقتصادی اوراسیا- اتحادیه اروپا»، تقویت «سازمان امنیت و همکاری اروپا»، توسعه فن‌آوری 5 جی، تلاش برای حفظ توافق هسته‌ای ایران و همکاری در مسائل زیست‌محیطی، تنها راه باقی‌مانده است؛ اما بازتنظیم اساسی روابط دوجانبه در این چهارچوب نیز ظاهراً بعید است.

بااین‌حال، از این فرصت‌های ناچیز نیز نباید چشم‌پوشی کرد. بر اساس پیش‌بینی کارشناسان، روابط چین- آمریکا احتمالاً به دوقطبی بین‌المللی منجر خواهد شد. با توجه به اینکه روسیه و اتحادیه اروپا با ایجاد نظام دوقطبی شدید جهانی مخالف هستند، حفظ روابط بین مسکو و بروکسل می‌تواند یکی از مکانیسم‌های پیشگیری از این روند منفی باشد.