دیپ پال و سوچت ویر سینگ، در مقاله‌ای که در سایت اندیشکده کارنگی منتشر شد، نوشتند: بلافاصله بعدازآن که نارندرا مودی، نخست‌وزیر هند در 19 ژوئن با اشاره به درگیری نیروهای مرزی چین و هند در دره گالوان اعلام کرد که «چین نه به قلمرو ما وارد شده و نه پست‌های ما را اشغال کرده است»، وزارت امور خارجه چین نسخه خود را درباره این رویداد منتشر کرد.

چین با تغییر بیانیه مودی، هند را به تخطی و تلاش برای تغییر وضع موجود در خط کنترل واقعی متهم کرد. اگرچه یک روز بعد دفتر نخست‌وزیر توضیحاتی را ارائه داد، اما این دور از «دیپلماسی گرگ جنگجوی» چین به آن‌ها اجازه داد تا روایت مربوط به درگیری در دره گالوان را در دست بگیرند.

بااین‌حال، تغییر واقعیت‌های موجود در ارتباط با همسایگان فقط بخش کوچکی از مجموعه بسیار بزرگ‌تر و جاه‌طلبانه‌تر اهداف چین است. پکن علاوه بر این جاه‌طلبی‌های سرزمینی به دنبال کنترل چگونگی تعامل دولت‌ها است.

تازه‌ترین موردی که این فرصت را در اختیار پکن قرار می‌دهد، خروج آمریکا از سازمان بهداشت جهانی است. این رویداد فرصتی را برای چین فراهم می‌کند تا به اعمال‌نفوذ در نظم بین‌المللی بپردازد و جاه‌طلبی‌هایش برای بازطراحی ترتیبات چندجانبه را محقق کند. این امر همچنین به معنای تغییر «نظم مبتنی بر قواعد لیبرال» موردحمایت آمریکا و جایگزین کردن آن با مدلی است که به نفع پکن باشد و منافعش را محقق ‌‌کند.

 

مدل “مرکز و پره” برای محور شدن چین در حکمرانی جهانی: تکیه بر مجموعه‌ای از توافقات دوجانبه به جای تکیه بر نهادهای چندجانبه

پکن برای رسیدن به این هدف، مدل «مرکز و پره» را به‌عنوان وسیله‌ای برای تبدیل چین به کانون حکمرانی جهانی پیش برده است. این مدل که ازقضا آمریکا هم در سال‌های نخست پس از جنگ دوم جهانی از آن استفاده کرد، به‌جای تکیه‌بر نهادهای چندجانبه بر مجموعه‌ای از توافقات دوجانبه متکی است. چین تاکنون این مدل را در بالکان، اروپای مرکزی و شرقی و بخش‌هایی از آسیا به‌عنوان بخشی از پروژه سیاست خارجی کمربند و جاده به‌کاربرده است.

چین می‌خواهد با پیشبرد این اقدام بزرگ زیرساختی، از طریق کریدورهای اقتصادی زمینی و دریایی به باقی کشورهای دنیا متصل شود. با توجه به این‌که ابتکار کمربند و جاده از چین آغاز می‌شود، این کشور به مرکز تبدیل می‌شود، درحالی‌که دیگر کشورها به‌عنوان پره عمل و چین را به جهان متصل می‌کنند. اشکال ذاتی این‌گونه ترتیبات این است که پره‌ها همیشه، حتی برای تحقق مطالبات دوجانبه میان خودشان، به مرکز وابسته و در سایه آن هستند. این ضرورتاً به نظامی منتهی می‌شود که فقط به نفع چین است. سرمایه‌گذاری از طریق آژانس‌های تحت سلطه چین مانند صندوق جاده ابریشم، بانک توسعه چین یا بانک سرمایه‌گذاری زیرساختی آسیا هدایت می‌شود؛ بنابراین مدل مرکز و پره به‌طور پیش‌فرض و به‌عمد، نفوذ و قدرت چین را افزایش می‌دهد.

دیپلماسی سلامت جهانی چین تحت جاده ابریشم سلامت، در دوران کووید 19 جدیدترین نمونه‌ای را که در آن چین مدل «مرکز و پره» را به‌کاربرده است، به نمایش می‌گذارد. پکن در عمل، وظیفه سازمان بهداشت جهانی را به دست گرفت، به ارائه تجهیزات پزشکی، توصیه‌های کارشناسی و خدمات به بیش از 120 کشور پرداخته است. جاده ابریشم سلامت از همان زیرساخت، شیوه تأمین مالی و نحوه اجرا که در مدل کمربند و جاده به‌کاررفته است- چین در مرکز است و باقی دولت‌ها در حکم پره هستند- پیروی می‌کند.

چین در آسیای جنوبی، مانند دیگر بخش‌های جهان، برای به روزسازی زیرساخت سلامت عمومی با کشورهای این منطقه همکاری می‌کند. بنگلادش، نپال، پاکستان و سریلانکا به‌عنوان شرکای ابتکار کمربند و جاده به‌طور مستقیم از تخصص چین بهره‌مند می‌شوند. چین تجهیزات پزشکی، توصیه‌های تخصصی پزشکان و حتی کمک‌های زیرساختی، مانند ساخت بیمارستان موقت را برای این کشورها فراهم می‌کند. این همکاری می‌تواند، دیر یا زود، به همکاری‌هایی در عرصه فن‌آوری بیوپزشکی یا بیولوژی مصنوعی یا حتی پزشکی از راه دور کشیده شود.

افزایش وابستگی به چین در حوزه‌های جدیدتر مجموعه‌ای از چالش‌های جدید را برای این دولت‌ها به همراه خواهد داشت. کشورهایی که در جاده ابریشم سلامت قرار دارند، مانند دیگر کشورهایی که در ابتکار کمربند و جاده هستند، با گذشت زمان برای محموله‌ها و امکانات مرتبط با سلامت به‌شدت به چین وابسته خواهند شد. به‌علاوه، فقدان راهبردی یک شبکه سازمانی چندجانبه در مدل «مرکز و پره» مانع از آن خواهد شد که این دولت‌ها به‌صورت دوجانبه با یکدیگر در تعامل باشند و از هم بهره ببرند و به شکلی مؤثر اتکای آن‌ها به پکن را بیشتر خواهد کرد. به حداکثر رساندن نفع راهبردی از طریق محصور کردن یا خودداری از اتحاد نزدیک با هر قدرت واحد، کاری است که دولت‌های کوچک‌تر آسیای جنوبی در انجام آن عالی هستند؛ اما حالا این کار مشکل‌تر خواهد شد.

دیگر کشورها در این ناحیه، به‌خصوص هند، برای علاج فوری گزینه‌های اندکی در اختیاردارند. همکاری‌ها با گروه کشورهای موسوم به کواد برای هم‌افزایی اقدام علیه کرونا ضرورتاً بعد از دوران پاندمی نیز ادامه خواهد داشت و به نحو امیدوارکننده‌ای به دیگر حوزه‌ها گسترش خواهد یافت. درعین‌حال پروژه‌هایی نظیر آن‌هایی که تحت کریدور رشد ژاپن-هند-آسیا-آفریقا در نظر گرفته شدند یا ابتکار خود هند در خصوص اقیانوس‌های هند و آرام (ایندوپاسیفیک) نیز باید احیا شوند. اقداماتی مانند دعوت از استرالیا به شرکت در مانور دریایی مالابار به همراه ژاپن، هند و آمریکا و درعین‌حال امضای توافق دفاعی برای استفاده این کشورها از پایگاه نظامی یکدیگر گزینه‌ها را برای هند افزایش خواهد داد.

ممکن است، اگر این گزینه‌ها کارآمد نباشد، هند مجبور شود آینده‌‌ای را در نظر بگیرد که در آن احتمالاً به یکی از پره‌های بسیار حول مرکز چین تبدیل می‌شود. در چنین سناریویی نفوذ و تجاوز چین افزایش می‌یابد، درگیری‌هایی مانند دره گالاوان و تعرضات در خط واقعی کنترل رایج‌تر خواهد شد. این امر تا حد زیادی به تصمیم آمریکا برای صرف‌نظر از عقب‌نشینی جهانی و زمان اتخاذ آن تصمیم بستگی خواهد داشت. درعین‌حال چین درهرصورت تلاش خواهد کرد تا «مرکزیت» خود را در آسیای جنوبی و فراتر از آن تحکیم کند.