وب‌سایت شورای آتلانتیک در یادداشتی نوشت: هیبت الله آخوندزاده، رهبر طالبان، یا به بیماری ناشی از کرونا دچار شده و یا مرده است. سراج‌الدین حقانی، رئیس شبکه قدرتمند حقانی و نماینده رهبر طالبان نیز شدیداً به این بیماری مبتلا شده است. این وضعیت به محمد یعقوب، دیگر نماینده رهبر طالبان، امکان داده است تا کنترل عملیاتی این سازمان را به دست گیرد.

تغییر در توازن قدرت در داخل طالبان ممکن است باعث تغییر در امنیت افغانستان، روابط هند-پاکستان و خروج ارتش آمریکا از افغانستان شود.

درحالی‌که حقانی متحد پاکستان و القاعده است، محمد یعقوب طرفدار فرایند صلح با آمریکا و آشتی با هند است. ازاین‌رو، ظهور یعقوب احتمالاً برای واشنگتن خبر خوبی است. بااین‌حال، با توجه به رقابت جناح یعقوب و حقانی با یکدیگر بر سر قدرت، خشونت توسط جناح حقانی و متحدان آن و همچنین، جنگ نیابتی جدید بین هند و پاکستان دور از انتظار نیست.

آخوندزاده به‌محض رسیدن به قدرت در سال 2016، عمداً کنترل عملیاتی نیروهای نظامی طالبان را بین حقانی و یعقوب تقسیم کرد تا از پتانسیل ایجاد گروه قدرتمند مخالف جلوگیری کند. بااین‌حال، یعقوب در نبود حقانی و آخوندزاده، نقش رهبری عملیات را به دست گرفت و کمیسیون مالی جدیدی را برای مدیریت دومین گروه شبه‌نظامی بزرگ جهان ایجاد کرد. از حامیان وی می‌توان به ملا قیوم ذاکر فرد ذی‌نفوذ در استان هلمند، استان تولیدکننده مواد مخدر در افغانستان و ابراهیم صدر، عنصر قدرتمند در شورای هلمند اشاره کرد. یعقوب از آغاز رهبری خود، از حمایت وزیر کشور افغانستان و فرماندار قندهار برخوردار بوده است.

در ماه می، سخنگوی طالبان در بیانیه‌ای تعجب‌آور اقدام هند به لغو خودمختاری کشمیر و سرکوب نظامی متعاقب آن را «امور داخلی» این کشور قلمداد کرد. درست یک ماه قبل از آن، معلوم شد که شبه‌نظامیان مخالف هند در کمپ آموزشی طالبان در افغانستان برای انجام عملیات در کشمیر آموزش می‌دیدند. مقامات اطلاعاتی هند معتقدند که «جیش محمد»، گروه افراطی مستقر در پاکستان که به دنبال تسخیر کشمیر است، در سه اردوگاه در ننگرهار افغانستان فعالیت می‌کند. همچنین، جیش محمد، نیروهای حقانی در پاکستان را نیز آموزش می‌دهد. سیاست متناقض طالبان در قبال هند از دودستگی عمده داخلی بین جناح حقانی و یعقوب حکایت می‌کند.

هر دو کشور هند و پاکستان احتمالاً برای پیشبرد منافع امنیتی خود در منطقه از این دودستگی بهره‌برداری خواهند کرد، مخصوصاً که آمریکا نیروهای خود را کاهش داده و احتمال سقوط افغانستان در شرایط آشوب، به‌طور بالقوه وجود دارد.

شبکه حقانی عمدتاً نیروی نیابتی آژانس اطلاعاتی پاکستان محسوب می‌شود. با فرماندهی یعقوب، نگرش عمدتاً سازگارانه جریان اصلی طالبان در قبال هند، تهدیدی مستقیم بر توانایی پاکستان در پیشبرد عمق راهبردی خود از طریق ضدیت طالبان با هند بشمار می‌رود. نگرش واگرای این دو جناح بدین معناست که پاکستان احتمالاً نفوذ جناح حقانی در داخل طالبان را برای منافع خود حیاتی قلمداد خواهد کرد.

موقعیت حقانی در طالبان عمدتاً از مهارت وی در برنامه‌ریزی و اجرای حملات ناشی می‌شود. قدرت وی و به‌تبع آن، نفوذ پاکستان در افغانستان، برای منافع مستمر طالبان در اجرای عملیات نظامی پیچیده ضروری است. با توجه به گرایش جناح یعقوب به دیپلماسی با هند، شبکه حقانی نیازمند تقویت موضع خود از طریق عملیات نظامی و برآورده ساختن هدف پاکستان در کنترل مسیر شورشیان است. شبکه حقانی با برخورداری از ساختار مالی مستقل و پیچیده و حدود پنج هزار شبه‌نظامی، به‌طور بالقوه تهدیدی عظیم بشمار می‌رود. حتی در صورت جدایی از سازمان طالبان، شبکه حقانی باز هم توانایی تخریب قابل‌توجهی خواهد داشت.

علاوه بر انگیزه شبکه حقانی برای تداوم خشونت، ایجاد اردوگاه‌های آموزشی مشترک حقانی- جیش محمد، بیانگر آن است که پاکستان احتمالاً از نیروهای نیابتی خود برای پیشبرد نفوذ این کشور در خارج از قلمرو جغرافیایی معمول این نیروها استفاده خواهد کرد. با توجه به ناخرسندی پاکستان از جریان اصلی طالبان، آژانس اطلاعاتی پاکستان برای پیشبرد نفوذ خود در افغانستان احتمالاً به دیگر فعالان غیردولتی خشونت‌طلب روی خواهد آورد. حضور فزاینده شبه‌نظامیان کشمیری در افغانستان به همراه شبکه حقانی، فرصتی برای این هدف پاکستان در اختیار می‌گذارد.

قدرت رو به افول شبکه حقانی، نگرانی پاکستان از نفوذ هند در افغانستان و حضور شبه‌نظامیان کشمیری در افغانستان، مایه شکل‌گیری فرایندی می‌شود که برای امنیت افغانستان مخرب خواهد بود.

این تحولات خروج آمریکا از افغانستان را پیچیده‌تر خواهد کرد. با توجه به تلاش پاکستان برای خروج آمریکا از افغانستان، حمله مستقیم نیروهای نیابتی پاکستان به نیروهای ائتلاف به خاطر بیم از تحریک آمریکا و واکنش این کشور، بعید به نظر می‌رسد. بلکه این نیروهای نیابتی به اهداف ساده حمله خواهند کرد تا ارتش افغانستان را به پاسخ تحریک کرده و مذاکرات درون افغان را به شکست بکشانند. در چنین شرایطی، تنش بین هند و پاکستان تشدید خشونت در افغانستان را محتمل خواهد کرد.