دیان فرنسز در یادداشتی که وب‌سایت شورای آتلانتیک آن را منتشر کرد؛ نوشت: وزارت امور خارجه آلمان اخیراً اظهار کرده است که «تحریم‌های جدید، استقلال و امنیت انرژی اتحادیه اروپا را به‌طورجدی مختل می‌سازد». همین اعتراضات پس از اعمال دور اول تحریم‌ها در دسامبر 2019 نیز عنوان شد که ساخت خط لوله کرملین را درست 100 مایل مانده به تکمیل آن، به‌طور مؤثر متوقف کرد.

بااین‌حال، از آن زمان، بی‌اعتنایی ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه به تحریم‌ها و اقدامات گازپروم، غول بخش انرژی روسیه، تد کروز (که سردمدار تحریم‌های نخست بود) را به بازبینی و ارتقای اقدامات موجود متقاعد کرد، به‌طوری‌که از عدم اتمام این خط لوله اطمینان حاصل شود.

انتقاد برلین به این تحریم‌ها توسط آن دسته از سیاستمداران و شرکت‌های انرژی آلمان انجام می‌شود که از نورد استریم 2 حمایت می‌کنند، اما بسیاری از اعضای اتحادیه اروپا درواقع با این پروژه خط لوله مخالفت می‌کنند. سال 2018، اکثریت مجلس اروپا خواستار توقف نورد استریم 2 شدند، اما برلین و مسکو به آن توجهی نکردند.

ادعای برلین مبنی بر افزایش امنیت انرژی به‌واسطه این خط لوله، ادعای نادرستی است. امنیت انرژی تنها هنگامی به دست می‌آید که امنیت انتقال آن به‌طور امن تضمین شود و برای جلوگیری از اختلال، کمبود یا افزایش قیمت، تنوع وجود داشته باشد. نورد استریم 2 مانع از دست‌یابی به هر یک از این اهداف می‌شود. این خط لوله، گاز اضافی به اروپا نمی‌رساند، بلکه مسیر فعلی گاز روسیه از طریق سیستم ترانزیت گاز اوکراین به بازارهای اتحادیه اروپا را صرفاً تغییر می‌دهد.

منتقدان این خط لوله معتقدند که خط لوله نورداستریم 2 به همراه خط لوله نورد استریم 1، حمله دوطرفه پوتین به امنیت انرژی اروپاست. اگر هر دو خط لوله کاملاً عملیاتی شوند، از ظرفیت تأمین گاز روسیه به اروپا از طریق یک گذرگاه واحد برخوردار خواهند شد. این امر اهرم بزرگی در اختیار کرملین قرار خواهد داد.

وابستگی فزاینده انرژی اروپا به روسیه خطرات آشکاری برای امنیت و استقلال اروپا در پی خواهد داشت. بسیاری بیم آن دارند که این افزایش وابستگی، گام بعدی در طرح پوتین را به دنبال داشته باشد. با تکمیل نورد استریم 2، روسیه می‌تواند برای حفاظت از زیرساخت‌های انرژی خود در دریای بالتیک، کشتی‌های نیروی دریایی را در سراسر این مسیر مستقر کند. این امر نقطه بحرانی دیگری ایجاد کرده، ناتو را در برابر روسیه قرار داده و انرژی اروپا را به گروگان تبدیل خواهد کرد.

در این سناریو، نورد استریم 2 به دستاویز روسیه برای گسترش چشمگیر حوزه نظامی خود تبدیل خواهد شد. اگرچه قدرت دریایی روسیه در دریای بالتیک و کنترل هرچه بیشتر کرملین بر تأمین انرژی اروپا چالش‌های مهمی به همراه دارد، اما تکمیل نورد استریم 2 تهدید امنیتی دیگری (احتمالاً غیرمستقیم) نیز به همراه خواهد داشت. اگر این خط لوله کاملاً عملیاتی شود، روسیه برای انتقال انرژی به بازارهای اتحادیه اروپا دیگر به سیستم ترانزیت گاز اوکراین وابسته نخواهد بود. این امر موجب رفع یکی از موانع اصلی مسکو برای کمپین تمام‌عیار نظامی علیه اوکراین خواهد شد.

تهاجم کرملین به اوکراین سال 2014 آغازشده و همچنان ادامه دارد. تابه‌حال، این حمله محدود بوده و تعداد نسبتاً کمی از نیروهای متعارف روسی در کنار مزدورها و نیروهای نیابتی محلی تحت فرمان روسیه، به عملیات می‌پردازند.

اگر روسیه قدرت نظامی عظیم خود را علیه اوکراین بکار گیرد، شکی نیست که کل اوکراین در گرداب جنگ فرو خواهد رفت و باعث توقف انتقال گاز روسیه به بازارهای اتحادیه اروپا خواهد شد. تاکنون وابستگی روسیه به سیستم ترانزیت گاز اوکراین به مهار مسکو کمک کرده است، اما تکمیل نورد استریم 2 این مانع را از میان برمی‌دارد. ناگفته پیداست که پیامدهای حمله بزرگ روسیه به اوکراین سال‌های سال در سراسر اروپا احساس خواهد شد.

اگر آلمان واقعاً به دفاع از استقلال و امنیت انرژی اروپا علاقه‌مند است، منطقی‌ترین راهبرد این است که به ایجاد تنوع در تأمین انرژی بپردازد. راه دیگر آن، استخراج گاز شیل در داخل اتحادیه اروپاست. به همین خاطر است که روسیه گروه‌های مخالف استخراج گاز شیل در سراسر اروپا را تأمین مالی می‌کند.

اهمیت ژئوپلیتیکی خط لوله نورد استریم 2 برای پوتین را نباید دست‌کم گرفت. به خاطر همین اهمیت ژئوپلیتیکی، این طرح باید برای همیشه متوقف شود. برخلاف اعتراض برلین، مداخله آمریکا برای متوقف ساختن این خط لوله و دفاع از امنیت انرژی اروپا به‌جاست. توقف نورد استریم 2، آلمان را از نقش راهبردی و سودآور خود به‌عنوان شریک اصلی انرژی روسیه در اتحادیه اروپا محروم خواهد کرد اما این نقش راهبردی و سودآور آلمان صرفاً در راستای منافع ملی آلمان و روسیه بوده و منافع کشورهای همسایه را نادیده می‌گیرد.