رانج علاء الدین در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد؛ نوشت: شکست‌های نظامی حفتر حامیان اصلی وی یعنی امارات، فرانسه، روسیه و مصر را ناامید کرده است. این کشورها با تأمین حمایت‌های سیاسی و نظامی قابل‌توجه (با رضایت آمریکا)، کمپین نظامی حفتر برای به دست گرفتن کنترل طرابلس را تقویت کردند. روسیه برای تقویت قوای حفتر در حمله به طرابلس و افزایش جای پای وی در لیبی، دست به مداخله زده و چند صد نیروی نظامی واگنر را اعزام کرده است. بااین‌حال، تخلیه مشکوک شبه‌نظامیان روسی از غرب لیبی که ظاهراً پس از توافق مخفی بین مسکو و آنکارا صورت گرفته است، برای نیروهای حفتر در غرب لیبی کلاً سرنوشت‌ساز است.

اکنون حامیان حفتر به ارزیابی مجدد موضع خود می‌پردازند. این امر فرصتی به‌موقع در اختیار آمریکا (که تابه‌حال در این جنگ فقط نظاره‌گر بوده است) قرار داده است تا ترکیه و روسیه را از بی‌توجهی آشکار به تحریم تسلیحاتی سازمان ملل علیه لیبی، بازداشته و مانع از تثبیت جای پای روسیه در شرق لیبی شود.

 

نقش عوامل خارجی

فعالان خارجی در جنگ لیبی نقش کلیدی دارند. پیروزی دولت وفاق ملی در طرابلس به‌واسطه حمایت سامانه‌های دفاع هوایی ترکیه، ناوگان پهپادی آن و ستیزه‌جویانی حاصل‌شده است که ترکیه آن‌ها را از جنگ سوریه به لیبی اعزام کرده است. ترکیه از دسامبر 2019 هنگامی‌که دولت وفاق ملی با آنکارا یک توافق دریایی بحث‌برانگیز به امضاء رساند، به تأمین پشتیبانی نظامی مبادرت کرده و ضعف دولت وفاق ملی را فرصتی برای پیشبرد منافع خود در شرق مدیترانه قلمداد می‌کند. اگرچه حامیان حفتر به آتش‌بس فراخوانده شده اند، اما ترکیه دلیلی چندانی برای توجه به این فراخوان ندارد. بی‌اعتمادی به توانایی حفتر و جدایی از وی در میان نیروهای حفتر افزایش‌یافته است و پیامد عقب‌نشینی‌های نظامی بقای سیاسی وی را تضعیف کرده است.

 

ترکیه و دولت وفاق ملی باید بااحتیاط پیش بروند

در حال حاضر، راهبرد ترکیه در لیبی جواب می‌دهد اما این کشور باید بااحتیاط گام بردارد. اگر حامیان حفتر دوچندان شده و به‌جای کنترل کل کشور بر تثبیت خودمختاری خود در شرق بپردازند، احتمال دارد که اعتمادبه‌نفس جدید ترکیه به یک اشتباه محاسباتی تبدیل شود. جنگ لیبی یک جنگ نیابتی است که در آن، دولت‌های حامی ممکن است از درگیری اجتناب کنند، اما درعین‌حال برای تداوم جنگ و جلوگیری از شکست آشکار، به تأمین منابع کافی برای شرکای خود ادامه دهند.

 

احتمال تبدیل لیبی به سوریه دیگر

تلاش‌های جاری برای توقف جنگ و ارائه راه‌حل در لیبی کوته‌بینانه است. هم نیروهای ارتش حفتر و هم نیروهای دولت وفاق ملی، ائتلاف مصلحتی هستند. ارتش ملی لیبی ترکیبی از شبه‌نظامیان و افراد با اهداف مختلف است که برای بهره‌مندی از حمایت خارجی و با امید به تصرف طرابلس گرد حفتر جمع شده‌اند. دولت وفاق ملی هم ائتلافی از شبه‌نظامیان و حامیانی است که برای مقابله با احتمال تصرف طرابلس توسط حفتر، بسیج شده‌اند.

توقف جنگ باعث ازهم‌پاشیدگی هر دو ائتلاف خواهد شد و این پیامدی است که جنگ‌های نیابتی را در بلندمدت از آن گریزی نیست. حتی توافق احتمالی ترکیه-روسیه نیز در بهترین حالت به انشقاق لیبی منجر خواهد شد. با فروپاشی ائتلاف‌ها، جنگ‌های محلی هم کاهش خواهد یافت و گروه‌های شبه‌نظامی به منازعه بر سر قدرت و منابع در سطح محلی خواهند پرداخت.

گسترش سریع جنگ لیبی خطر بزرگی است. اگر مداخله بازیگران بین‌المللی تداوم یابد، چشم‌انداز سوریه در لیبی دور از انتظار نخواهد بود. از سوی دیگر، اگر حمایت خارجی از فعالان لیبی قطع شود یا کمتر شود، نارضایتی‌های محلی به‌طور خشونت‌آمیز به صحنه اصلی کشیده خواهد شد. اگرچه انحلال این ائتلاف‌ها ممکن است به جنگ‌های فرسایشی محلی منجر شود، اما مداخلات خارجی در این جنگ نیز مایه فروپاشی کامل ساختار اجتماعی لیبی و مرگ و آوارگی صدها هزار نفر خواهد شد.

 

نقش آمریکا

واشنگتن و بروکسل باید دست‌به‌دست هم داده و مدیریت این جنگ و کنترل آسیب‌های ناشی از آن را در اولویت قرار دهند. با توجه به حمایت فرانسه از حفتر، ناتوانی اتحادیه اروپا در اجرای خط قرمز در لیبی آشکارشده و حمایت طولانی‌مدت پاریس از حفتر، موقعیت اتحادیه اروپا به‌عنوان میانجی صادق و معتبر برای پیشبرد صلح در لیبی را تحلیل برده است.

واشنگتن می‌تواند به‌طور غیرمستقیم از عملیات دریایی اتحادیه اروپا حمایت کند که برای تحریم تسلیحاتی لیبی طراحی‌شده است. همچنین، واشنگتن با اعمال تحریم‌ها علیه افراد، گروه‌ها و شرکت‌های دخیل در انتقال تسلیحات و ستیزه‌جو به لیبی، نفوذ روسیه را مهار کند. جلوگیری از ورود تسلیحات و ستیزه‌جو قطعه مهم پازل جنگ لیبی است، جنگی راهبردی که تابه‌حال تلفات جانی زیادی داشته است.