آرتور واروللی و طارق مگریس در مطلبی که شورای روابط خارجی اروپا آن را منتشر ساخت، نوشتند: بدون تردید ایتالیا نقش محوری در تغییر سرنوشت لیبی از زمان سقوط قذافی ایفا کرده است. منافع ایتالیا در سرنوشت لیبی زیاد است و هیچ کشور اروپایی به‌اندازه ایتالیا در لیبی منافع ندارد. این منافع شامل فعالیت‌های هیدروکربنی، مهاجرت و تروریسم است.

البته اینکه ایتالیا در حفاظت از منافع خود یا دفاع از منافع خود در لیبی موفق بوده است یا خیر نامعلوم است. اوج نفوذ ایتالیا میانجی‌گری این کشور در شکل‌گیری دولت وحدت ملی در سال 2015 و کمک به تشکیل دولت یادشده در سال 2016 بود و وابستگی بیش‌ازحد رم به شبه‌نظامیان ناکارآمد دولت وحدت ملی برای حفاظت از سواحل لیبی جهت مقابله با ورود مهاجران غیرقانونی پایین‌ترین سطح از موفقیت رم بود.

ایتالیا منافعش را به شکلی ضعیف از طریق سیاست برخورد و رفتار نسبتاً برابر با ژنرال حفتر که بخش اعظم شرق لیبی را تحت کنترل خود دارد و دولت وفاق ملی که در غرب این کشور مستقر است به‌پیش برده است. البته پیروزی‌های دولت وفاق ملی بر نیروهای ژنرال حفتر در چند ماه گذشته بدین معناست که گذار سیاسی در لیبی و بازگشت این کشور به دیپلماسی راه نجاتی است که ایتالیا باید برای احیای نفوذش در لیبی استفاده کند.

با ماجراجویی‌های نظامی حفتر که سرانجام پایان ننگ‌آوری داشته است و با آغاز ریاست ایتالیا بر روند برلین متشکل از مقامات ارشد اروپا، این امر باید فرصتی برای رم جهت تجدیدنظر در سیاستش در قبال لیبی باشد. ناکامی حفتر همچنین کشورهای کلیدی و مهمی همچون فرانسه را ناچار ساخته است تا در سیاستشان در قبال لیبی تجدیدنظر نمایند، به‌ویژه پاریس به حمایت ضمنی خود از حفتر پایان داده است. پیچیدگی‌های مخرب درگیری با توافق دریایی اخیر بین دولت وفاق ملی و ترکیه وخیم شده است. نتایج و پیامدهای این قبیل توافق‌ها به‌طور ناگسستنی لیبی را به بحران پیچیده بعدی در شرق مدیترانه پیوند خواهد زد و در آن صورت به نیرویی قوی‌تر از ایتالیا برای حل‌وفصل آن نیاز خواهد بود. این امر زمینه ژئوپلیتیکی را تغییر داد بدان معنی که ایتالیا باید شرکای اروپایی خود را در چارچوب روند برلین و نیز از طریق اقدام جامع اتحادیه اروپا هماهنگ سازد.

اینک ایتالیا باید از فرصت ناشی از ریاست عن‌قریب آلمان بر اتحادیه اروپا برای اتخاذ رویکردی جدید جهت هماهنگ‌سازی موضع اروپا در قبال لیبی استفاده کند. هدف ایتالیا باید ایجاد سکویی باشد که از این طریق همراه با متحدان بتواند هنجارهای بین‌المللی درزمینهٔ درگیری را اجرا نموده، میان مداخله‌گران بین‌المللی میانجی‌گری کرده و برگزاری اجلاس ملی جدید تحت سرپرستی سازمان ملل متحد را فراهم سازد که تنها سازوکاری است که می‌تواند لیبی را به جلو هدایت کند.

اتحادیه اروپا باید موضعی هماهنگ در قبال لیبی اتخاذ کند و باید از سیاست انفرادی و یک‌جانبه کشورهایی همچون فرانسه، ایتالیا و آلمان اجتناب نماید که این قبیل سیاست‌ها نتایج موفقی به همراه نداشته است. ازاین‌رو، ریاست عن‌قریب آلمان بر اتحادیه اروپا می‌تواند فرصت مناسبی جهت تقویت همبستگی و همگرایی در سطح اروپا در قبال تحولات لیبی فراهم سازد. به‌هرحال هرگونه امید برای به حاشیه نرفتن اتحادیه اروپا در تحولات لیبی مستلزم آن است که کشورهای اروپایی همبستگی را در اولویت قرار دهند.

اروپا در رویکرد روشن و جمعی می‌تواند از ناخرسندی آمریکا از نقش فزاینده روسیه در تحولات لیبی بهره گیرد. ایتالیا برای بهره‌گیری از این فرصت جهت پر کردن سال‌ها اختلاف و شکاف و منافع متضاد باید با آلمان برای پیشبرد سیاست اروپا شامل هنجارهایی همچون چندجانبه‌گرایی، کاهش تنش و ازسرگیری روند سازمان ملل متحد در لیبی همکاری کند.

در حال حاضر این امر به معنای کمک به میانجی‌گری سازمان ملل متحد برای برقراری آتش‌بس خواهد بود. این امر همچنین به این معنا است که باید بر حفتر و عقیل عیسی صالح، رئیس مجلس لیبی که شخصیتی ذی‌نفوذ در شرق این کشور است فشار وارد شود.

به باور بسیاری از کارشناسان عملیات گشت زنی اتحادیه اروپا در دریای مدیترانه موسوم به IRINI که به زبان یونانی یعنی صلح گامی در جهت تقویت فعالیت اروپایی‌ها در لیبی است. اروپایی‌ها باید روشن سازند که عملیات یادشده بی‌طرفانه بوده و استراتژی برای استفاده از عملیات یادشده جهت تقویت تعهدات اجلاس برلین درباره لیبی تدوین نمایند. اتهامات وارده به عملیات یادشده که علیه روسیه یا ترکیه است باید از آن برداشته شود و به مقامات لیبی فشار وارد شود تا اجازه پرواز بر فراز این کشور جهت نظارت بر مرزهای این کشور داده شود تا با نقض تحریم‌های تسلیحاتی، به‌ویژه تسلیحاتی که با پول امارات از طریق مصر وارد لیبی می‌شود مقابله شود.

استفاده از عملیات گشت زنی اتحادیه اروپا در دریای مدیترانه برای فعال نگه‌داشتن حضور اتحادیه اروپا در لیبی به‌عنوان قدرتی که در تلاش است تا هنجارهای دیپلماتیک را اجرا سازد تنها راه برای وارد ساختن خود در معادله لیبی است.

ایتالیا می‌تواند ائتلاف اروپایی برای تمرکز بر مسائل مهمی همچون مسئولیت‌پذیری، تحقیقات بیشتر درزمینهٔ نقض حقوق بشر و تنبیه کسانی که به دنبال تضعیف روند سازمان ملل متحد هستند ایجاد کند. ایتالیا می‌تواند به مقامات لیبی برای آغاز روند صلح و ازسرگیری صادرات نفت فشار وارد سازد. تمام قطعات یک پازل برای سیاست اروپا در قبال لیبی وجود دارد. لیبی نقش محوری برای ایتالیا دارد و با توجه سرمایه‌گذاری سنگین رم در کشور یادشده، ایتالیا باید نقش محوری برای تدوین رویکرد جدید اروپا در قبال لیبی داشته باشد.