فیلیپ گوردون در یادداشتی که وب‌سایت شورای روابط خارجی آمریکا آن را منتشر کرد؛ نوشت: ریچارد گرنل، سفیر آمریکا در آلمان که ظاهراً در پشت‌صحنه این اقدام بوده است، سال گذشته طی توییتی اظهار کرده بود که آمریکا نمی‌داند «چرا آلمان به تعهدات خود در ناتو و کمک به غرب عمل نمی‌کند». تصمیم به کاهش حضور نیروی آمریکا در آلمان به بیست‌وپنج هزار (از حدود سی‌وپنج هزار نفر کنونی) ظاهراً بخشی از دستور کار شعار «اول آمریکا» ی ترامپ بوده و بیانگر محدودیتی است که آمریکا برای بودجه دفاع از مرزهای خارجی و به‌طورکلی، حفظ نظم جهانی در نظر گرفته است.

اما همان‌طور که انتظارات می‌رفت، این اظهارات نمود بسیار بدی در آلمان داشته است. پیتر بیر، یکی از مشاوران ارشد آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، این تصمیم آمریکا را «غیرقابل‌قبول» خوانده است. اگرچه مقامات آمریکا این تصمیم را به روابط ترامپ با مرکل ربط نمی‌دهند، اما بسیاری از آلمانی‌ها، زمان‌بندی اتخاذ این تصمیم را اقدامی تلافی‌جویانه در برابر تصمیم اخیر مرکل مبنی بر عدم شرکت وی در دیدار سران گروه هفت می‌دانند که ترامپ آن را به‌عنوان سمبل بازگشایی اقتصاد آمریکا تلقی کرده و از همین رو نیز به دنبال میزبانی از این گروه در آمریکاست.

شوک آلمانی‌ها (و هر شخص آشنا با سنت‌های دیپلماتیک) بیشتر ناشی از آن است که دولت آمریکا زحمت اطلاع‌رسانی به آلمان را به خود نداده است چه برسد به اینکه در مورد این اقدام که تأثیر مستقیم و چشمگیری بر امنیت و اقتصاد آلمان دارد، با این کشور مشورت کند. بر اساس یک نظرسنجی جدید، قبل از اعلام این خبر، اعتماد عمومی آلمان به ریاست جمهوری آمریکا در «انجام اقدام درست در خصوص امور جهانی» 13 درصد کاهش یافته بود؛ بنابراین شکی نیست که خروج یک‌جانبه نیروهای آمریکا از آلمان بیش‌ازپیش به این اعتماد آسیب وارد خواهد کرد.

 

نظر ترامپ در مورد هزینه دفاعی اروپا

تقسیم هزینه‌های ناتو موضوعی مشروع است. صرف‌نظر از تعهدات سال 2014 برای دست‌یابی به هدف 2024، اکثر اعضای ناتو ازجمله آلمان کمتر از 2 درصد تولید ناخالص داخلی خود را برای دفاع هزینه می‌کنند. بااین‌حال، عمده اظهارات ترامپ در مورد تقسیم هزینه‌های ناتو نادرست است. ترامپ ادعا می‌کند که هزینه‌های ناتو «در حال کاهش شدید بود» تا اینکه وی اروپا را به کمک بیشتر مجبور ساخت درحالی‌که بودجه دفاعی اروپا درواقع قبل از به قدرت رسیدن ترامپ و از زمان حمله روسیه به اوکراین در حال افزایش تدریجی بوده است. مقایسه ترامپ بین هزینه‌های دفاعی آمریکا (کمی بیش از 3 درصد تولید ناخالص داخلی) و هزینه دفاعی کشورهای عضو ناتو (کمتر از 2 درصد تولید ناخالص داخلی به جزء 9 کشور از 29 کشور) گمراه‌کننده است، زیرا بیشتر بودجه دفاعی آمریکا (حدود 85 درصد) صرف مناطق و کارکردهایی می‌شود که ارتباط چندانی به ناتو و دفاع اروپا ندارد.

ادعاهای مکرر ترامپ مبنی بر «مدیون» بودن متحدان ناتو به آمریکا به خاطر عدم عمل به تعهدات هزینه‌ای خویش، سوءتفاهم در مورد چگونگی کار ناتوست. آمریکا به خاطر کمک به دفاع اروپا از متحدان خود مزد نمی‌گیرد بلکه کمک آمریکا به ناتو ازآن‌جهت است که منافع ملی این کشور در گرو ثبات، امنیت و رفاه اروپاست. همچنین، ترامپ منافع آمریکا در استقرار نیرو در نزدیکی نقاط حساس (نظیر خاورمیانه که بسیار ضروری است) را در نظر نمی‌گیرد که از زیرساخت‌های دولت آلمان و به هزینه مالیات‌دهندگان آلمانی به رایگان بهره می‌برد.

 

آیا کاهش نیروهای آمریکا در آلمان امنیت اروپا را به خطر می‌اندازد؟

در طی دهه‌ها، آمریکا تعداد زیادی نیرو در آلمان مستقر کرده است تا در برابر تهاجم خارجی بازدارندگی ایجاد کند، همکاری با متحدان خود را پشتیبانی کند و استقرار نیرو در دیگر صحنه‌های بین‌المللی را تسهیل سازد. تعداد نیروهای آمریکایی لازم برای انجام این مأموریت عدد و رقم جادویی نیست و کاهش نیروها بر اساس برنامه‌ریزی دقیق، هماهنگی نزدیک و توافق دوجانبه برای منافع آمریکا زیان‌بار نخواهد بود.

فاجعه در اینجاست که خروج یکجانبه و غیر برنامه‌ریزی‌شده پیام یکسانی برای دوست و دشمن خواهد داشت که آمریکا دیگر به دفاع از اروپا متعهد نیست. ترامپ قداست تعهد دفاعی آمریکا به اروپا را زیر سؤال برده، توانایی آمریکا در تضمین امنیت اروپا را به‌طور یکجانبه کاهش داده و بدین ترتیب نشان می‌دهد که حمله به متحد ناتو لزوماً با پاسخ آمریکا مواجه نخواهد شد. این امر نه‌تنها برای آلمان بلکه برای کل اروپا و همچنین برای همه آمریکایی‌هایی که منافع آمریکا در اروپا را درک می‌کنند، ناراحت‌کننده است.