توماس رایت در مطلبی که اندیشکده بروکینگز آن را منتشر ساخت، نوشت: جو بایدن در فعالیت انتخاباتی اخیر ترامپ را به نرمش زیاد در برابر چین در مسئله ویروس کرونا متهم ساخت. انتقاد از ترامپ در ارتباط با نحوه برخوردش با چین و ً سیگنال‌های بعدی که بایدن رویکرد سخت‌گیرانه‌ای در ارتباط با پکن اتخاذ خواهد کرد برخی از ترقی‌خواهان را عصبی ساخته است. پیتر بینارت در مطلبی در آتلانتیک تبلیغات بایدن درباره چین را خیال‌پردازی ملی‌گرایی افراطی (جینگوئیسم) برشمرد که ممکن است آمریکایی‌های آسیایی‌تبار را در معرض خطر حملات نژادپرستانه قرار داده و تقابل ژئوپلیتیکی را شتاب بخشد که تهدیدی برای اهداف مترقیانه خواهد بود.

راچل اسپین و استفن ورتیم از موسسه کواینسی به جو بایدن درباره پیروی از سیاست ترامپ برای ورود به جنگ سرد با چین هشدار دادند و استدلال کردند که آمریکا باید به دنبال همکاری با پکن در زمینه چالش‌های مشترک همچون همه‌گیری ویروس کرونا و تغییرات آب و هوایی باشد.

منتقدین سیاست بایدن در قبال چین، سیاست همکاری گسترده بین پکن – واشنگتن را پیشنهاد کرده‌اند. آمریکا باید مناسبات دوجانبه با چین داشته باشد و این دو کشور باید در زمینه منافع مشترک، ازجمله همه‌گیری ویروس کرونا همکاری کنند. هرگونه سیاست خارجی مترقیانه باید مبتنی بر ارزیابی از عملکرد و سوابق چین باشد.

تجربه اروپایی‌ها نشان می‌دهد که این قبیل همکاری محدودیت‌های واقعی دارد و چین به‌طور مستمر به دنبال بهره‌گیری از ضعف و شکاف و اختلاف میان اروپایی‌ها است. اتحادیه اروپا از حیث نظامی توانایی مؤثری برای مقابله با چین ندارد. حمایت از تعامل با پکن از نظر دیپلماتیک محتاطانه و سخت است. سال گذشته در یکی از اسناد مهم اتحادیه اروپا چنین بیان شد: «چین هم‌زمان در حوزه‌های متفاوت سیاست حضور دارد؛ شریکی برای همکاری است که اتحادیه اروپا اهدافی را با آن همسو ساخته است؛ شریک مذاکراتی که اتحادیه اروپا باید به توازن منافع با آن دست پیدا کند؛ یک رقیب اقتصادی در دست‌یابی به رهبری فناورانه و یک حریف سیستمیک که الگوهای بدیل حکمرانی را تشویق و ترغیب می‌کند».

حتی درحالی‌که اتحادیه اروپا تلاش کرد تا رویکرد واحدی را برای حفاظت در برابر فشار چین تدوین کند، به دنبال ایجاد تمایز با آمریکا همراه با دستورکار بلندپروازانه و عمل‌گرایانه برای همکاری با چین بود.

در سال 2020 قرار بود نشست سران 27 کشور عضو اتحادیه اروپا با رئیس‌جمهور چین در لایپزیک آلمان برگزار گردد و بر سر موافقت‌نامه جامع سرمایه‌گذاری چین – اتحادیه اروپا مذاکره شود. وقتی ویروس کرونا در ژانویه 2020 شیوع پیدا کرد، اتحادیه اروپا به چین کمک و از انتقاد از دولت چین اجتناب کرد با این امید که این اقدام حس نیت ایجاد خواهد کرد.

موضع اتحادیه اروپا و سیاست عملی این بلوک در قبال چین اگرچه در حال سخت‌تر شدن است، اما بسیار نرم‌تر و مناسب‌تر از رویکرد آمریکا در قبال چین است. دولت‌های اروپایی قصد داشتند ببینند که آیا تعامل موجب سطوح جدیدی از همکاری در زمینه چالش‌های مشترک خواهد شد یا نه.

قبل از بحران همه‌گیری ویروس کرونا، دولت‌های اروپایی نسبت به رفتار چین بسیار نگران بودند. این کشورها پی بردند شرکت‌های چینی تحت حمایت دولت این کشور ضمن اینکه به شکل تهاجمی حضور خود را در اروپا افزایش داده‌اند، دست به اصلاحات اقتصادی ساختاری نمی‌زنند تا فضا را برای اروپا باز کنند. پکن به دنبال ایجاد اختلاف در میان کشورها عضو اتحادیه اروپا و توسعه مناسبات با کشورهای شرق و مرکز اروپا بوده، ضمن اینکه به کشور‌های اروپایی دریافت‌کننده سرمایه‌گذاری چینی همچون یونان و مجارستان فشار وارد می‎‌سازد تا مانع از آن دسته از اقدامات اتحادیه اروپا شوند که پکن با آن اقدامات در زمینه حقوق بشر یا کنترل سرمایه‌گذاری موافق نیست.

اَندرو اسمال از صندوق مارشال آلمان و شورای روابط خارجی اروپا بر این باور است که چین بعد از خلاصی از ویروس کرونا، تلاش‌هایش را برای بهره‌گیری بیشتر از نقاط ضعف اروپایی‌ها تشدید خواهد کرد. چین به دنبال استفاده از آسیب‌پذیری اروپا در زمینه بهداشت عمومی و بحران ناشی از همه‌گیری ویروس کرونا است و در تلاش است تا شرکت‌های فناوری اروپایی را خریداری کند.

اینک اروپایی‌ها نگرانی‌هایی دارند مبنی بر اینکه همگرایی بیشتر با اقتصاد چین آسیب‌پذیری‌های جدیدی برای آن‌ها ایجاد کرده و طبیعتاً پکن از این آسیب‌پذیری‌ها بهره خواهد گرفت. درنتیجه اتحادیه اروپا از روی بی‌میلی رویکرد سخت‌گیرانه‌تری در قبال چین از حیث دیپلماتیک و اقتصادی اتخاذ کرده است. دولت‌های اروپایی کنترل بر سرمایه‌گذاری‌ها را بیشتر کرده تا مانع از خرید شرکت‌ها توسط دولت چین در دوره رکود اقتصادی شوند. آن‌ها همچنین بیشتر از هر زمان دیگری به این نتیجه رسیده‌اند که در برابر چین باید متحد شوند.

سؤالاتی وجود دارد که منتقدین ترقی‌خواه بایدن باید جواب دهند: اروپا مرتکب چه اشتباهی شده است؟ چرا اشتیاق اتحادیه اروپا برای تعامل با چین پاسخ متقابل دریافت نکرده است؟ این امر باید می‌توانست یک فرصت طلایی برای چین جهت منزوی ساختن آمریکا و بی‌اعتبار نمودن استدلال دولت ترامپ از طریق همکاری باشد. تنها پاسخ قابل‌قبول این است که چین یا نمی‌خواهد یا نمی‌تواند نوع همکاری را که اتحادیه اروپا پیشنهاد کرده است، اجرایی سازد.