رافائل کوهن در یادداشتی که وب سایت اندیشکده رند آن را منتشر کرد؛ نوشت: بااین‌حال، برخلاف همه‌ی این وعده‌های انتخاباتی، یک حقیقت ناامیدکننده همچنان باقی است. حتی قبل از همه‌گیری کووید-19، آمریکا با بن‌بست راهبردی فزاینده مواجه بود: چالش‌های آمریکا رو به افزایش است و تعهدات بین‌المللی این کشور فراتر از ابزار آن برای تحقق این تعهدات است. این مسائل از زمان آغاز این همه‌گیری چند برابر شده است. درنتیجه، صرف‌نظر از برنده انتخابات 2020، تغییرات عظیم در سیاست خارجی آمریکا در راه است.

نخست، تحولات ژئوپلیتیکی، جهان را به‌طور فزاینده‌ای به‌جایی ناامن تبدیل کرده است. به‌طور حتم، شخصیت رئیس‌جمهور ترامپ زمینه‌ساز اتحاد نمی‌شود. در نظرسنجی موسسه پیو (Pew) از 32 کشور سراسر جهان، 64 درصد از پاسخ‌دهندگان اظهار کرده‌اند که آن‌ها اصلاً مطمئن نیستند که ترامپ در امور جهانی «کار درست را انجام دهد». اظهارات ترامپ (تهدید به خروج از ناتو یا درخواست کمک بیشتر از متحدان آمریکا برای تأمین هزینه‌های نیروهای آمریکا در خارج از این کشور) شرکا و متحدان آمریکا را در تنگنا گذاشته است. همچنین، کمپین کمک‌های چین و روسیه در آستانه همه‌گیری کووید-19 (به همراه انفعال نسبی آمریکا) احتمالاً بیش‌ازپیش افکار عمومی جهانی را علیه آمریکا تحریک خواهد کرد.

بااین‌حال، حتی اگر جو بایدن جایگزین ترامپ شود، باز هم چالش‌های بین‌المللی آمریکا رفع نخواهد شد. درهرحال، دولت‌های اوباما و ترامپ در مورد فهرست قدرت‌های بزرگ رقیب آمریکا توافق داشته و بسیاری از تهدیدهای فراروی نظم بین‌المللی به قبل از دولت فعلی بازمی‌گردد.

علاوه بر این، عوامل نگران‌کننده برای ائتلاف‌های جهانی آمریکا همه پابرجا هستند و مهم نیست که چه کسی در رأس قدرت آمریکاست. این عوامل عبارت‌اند از گسترش پوپولیسم در اروپا، تداوم آشوب و خشونت فرقه‌ای در خاورمیانه و نگرانی از افزایش قدرت چین در آسیا.

مسلماً، همه‌گیری کووید-19 صرفاً مزید بر نگرانی ائتلاف‌های آمریکا شده است، زیرا کشورهای تشکیل‌دهنده این ائتلاف‌ها (ازجمله آمریکا) منافع داخلی خود را بر منافع ائتلاف ترجیح می‌دهند. صرف‌نظر از اینکه چه کسی رئیس‌جمهور آمریکا خواهد شد، رقبای آمریکا همچنان پابرجا خواهند بود اما متحدان آن (به‌ویژه موقع استفاده از زور) احتمالاً تغییر خواهند کرد.

دوم، آمار دروغ نمی‌گوید. در پایان جنگ سرد، آمریکا و متحدان اروپایی و آسیایی آن بیش از سه‌چهارم تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص می‌دادند. این آمار حتی قبل از کووید-19 به زیر 60 درصد سقوط کرده و پیش‌بینی می‌شود که تا سال 2030 به زیر 50 درصد سقوط کند. چین با رشد زیاد و اروپا و ژاپن با کاهش نسبی زیاد، این توازن اقتصادی را به ضرر آمریکا و متحدان آن تغییر داده‌اند و همه‌گیری کووید-19 نیز احتمالاً به این روند شتاب خواهد بخشید.

سوم، چالش‌های امنیتی فراروی آمریکا متعدد و متنوع شده است. همان‌طور که اسناد راهبردی آمریکا نشان می‌دهد، آمریکا بار دیگر در دوره رقابت قدرت‌های بزرگ قرارگرفته است. همچنین، تهدیدهای ناشی از دشمنان آمریکا (چین، روسیه، ایران و کره شمالی) متفاوت بوده و مقابله با آن‌ها نیز مستلزم توانمندی‌های متفاوتی است. ازاین‌رو، چالش استراتژیست‌های آمریکا این نیست که چطور آمریکا با این یا آن قدرت بزرگ رقابت کند یا به عملیات ضد تروریسم اقدام کند بلکه این است که چطور به همه آن‌ها بپردازد.

و در آخر اینکه، تعداد زیادی از عوامل خارجی نیز در حال ظهور هستند. حتی با مهار همه‌گیری کووید-19، پیامدهای تغییرات اقلیمی (از افزایش سطح دریاها گرفته تا وقوع بلایای طبیعی) میلیون‌های نفر را تحت تأثیر قرار داده و فشار داخلی را به‌ویژه در کشورهای درحال‌توسعه افزایش خواهد داد درحالی‌که بسیاری از این کشورها هم‌اکنون نیز گرفتار بی‌ثباتی و تروریسم هستند.

به‌طورکلی، رقبای پایدار به همراه متحدان بی‌ثبات، تهدیدهای متنوع، منابع در حال کاهش و فشار خارجی فزاینده، جهانی مستعد انفجار ساخته و چالش بزرگی برای رهبری آمریکا به وجود آورده است؛ بنابراین، پرسش این نیست که آیا رئیس‌جمهور بعدی آمریکا با بن‌بست راهبردی مواجه خواهد شد یا خیر. بلکه این است که وی چگونه آن را مدیریت خواهد کرد. آمریکا می‌تواند تعهدات موجود خود را دوچندان کرده و بودجه و حتی جان نیروهای نظامی بیشتری را هزینه کند و یا عقب‌نشینی کرده و عواقب پیشروی فعالان بدخیم برای پر کردن خلأ ناشی از عقب‌نشینی آمریکا را بپذیرد.

هنگامی‌که مردم آمریکا در چند ماه آینده سر صندوق رأی‌گیری می‌روند، آن‌ها باید راه‌حل بن‌بست راهبردی آمریکا را مدنظر قرار دهند. حتی قبل از کووید-19، شالوده‌های سیاست خارجی آمریکا به‌طور فزاینده‌ای تحت‌فشار بود. پس از کووید-19، سیاست خارجی آمریکا احتمالاً به نقطه شکست خواهد رسید.