مارک فیتز پاتریک در مطلبی که موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی آمریکا آن را منتشر ساخت، نوشت: درحالی‌که آمریکا خروج از توافق هسته‌ای با ایران را جار می‌زند و تحریم‌ها علیه این کشور را افزایش می‌دهد، تحرکات در خاورمیانه نشان می‌دهد که اقدامات آمریکا در دو سال گذشته اشتباه بوده است.

در دومین سالگرد خروج آمریکا از توافق هسته‌ای موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا توییت کرد که اینک آمریکایی‌ها ایمن‌تر هستند و خاورمیانه آرام‌تر از زمان حضور آمریکا در توافق یادشده است.

وقتی به این مسئله با دقت بیشتری نگاه می‌کنیم مشخص می‌شود که اظهارات وزیر امور خارجه آمریکا درست نیست. حقیقت، عکس اظهارات وی است.

در جبهه هسته‌ای، خروج ترامپ از توافق هسته‌ای با ایران موجب شد تا این کشور تعهداتش ذیل برنامه جامع اقدام مشترک را کاهش دهد. دولت ترامپ فکر می‌کرد که بعید است ایران تعهدات خود را ذیل توافق هسته‌ای کاهش دهد.

در سپتامبر سال 2018، یک مقام ارشد دولت ترامپ به گروه بین‌المللی بحران گفت که آمریکا نمی‌تواند هم کیک را بخورد و هم آن را داشته باشد؛ به‌عبارت‌دیگر آمریکا نمی‌تواند توافق هسته‌ای را نقض کند و انتظار داشته باشد ایران به‌طور کامل به توافق یادشده پایبند باشد. استمرار پایبندی به توافق هسته‌ای و اجرای محدودیت‌ها همان‌گونه که ایران تا یک سال پیش این‌گونه عمل می‌کرد به این معنا بود که ایران حداقل یک سال با غنی‌سازی با درصد بالا فاصله داشت. اینک دوره موسوم به فرار هسته‌ای به شش ماه کاهش یافته است.

ایران از توافق هسته‌ای خارج نشده است. تهران همچنان تقویت الزامات بازرسی را قبول دارد و در مکانیسم‌های نظارت ذیل توافق هسته‌ای مشارکت می‌کند. ایران همچنین اعلام کرده است در صورت برخورداری از مزایای پیش‌بینی‌شده در توافق هسته‌ای، کلیه تعهداتش قابل بازگشت است.

در جبهه صلح، در یک سال گذشته تحرکات نظامی در خاورمیانه افزایش‌یافته است که ازجمله این تحرکات نظامی می‌توان به حمله به تأسیسات نفتی عربستان سعودی و حمله موشکی ایران به پایگاه آمریکا در عراق اشاره کرد که جملگی ناشی از اقدامات تحریک‌آمیز ترامپ است. منطقه خاورمیانه کمتر ایمن است و آمریکایی‌های حاضر در این منطقه امنیت کمتری دارند.

دو نظر در ارتباط با توافق هسته‌ای و فعالیت‌های اقتصادی مطرح شده است. نظر اول اینکه فشار اقتصادی بر ایران موجب خواهد شد جمهوری اسلامی ایران مسیر را برای رژیمی آماده کند که دمکراتیک، صلح‌طلب و طرفدار آمریکا خواهد بود. به گفته دستیاران ترامپ همچون رودی جولیانی، وکیل شخصی‌اش و جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق آمریکا MKO (گروهک منافقین) جایگزین ایده‌آلی برای چنین تغییری است، اگرچه گروهک یادشده نه دمکراتیک است نه صلح‌طلب و سابقه تروریستی هم دارد و حمایت از این گروهک در ایران صفر است.

نظر دوم اینکه مخالفان بنیادگرای جمهوری اسلامی ایران که علاقه‌مند به هراس افکنی هستند ادعا می‌کنند که ایران در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار دارد و طی دو سال گذشته این ادعا را تکرار کرده‌اند.

اما جمهوری اسلامی ایران که چهار دهه تحت تحریم زندگی کرده است، در برابر تحریم‌ها مقاوم شده است. به‌علاوه، نهادهای نظام همه امور را تحت کنترل دارند. ایران انتقام‌جویانه‌تر و خصم‌ستیزتر خواهد شد. ناگفته نماند فشار حداکثری ترامپ برای کشاندن ایران به میز مذاکره طراحی نشده است، بلکه برای تخریب و از بین بردن ایران است.

استدلال غلط نظر فوق‌الذکر این است که جنگ با ایران اجتناب‌ناپذیر است، اما باید در نظر داشت که در نبود اقدامات تحریک‌آمیز آمریکا، ایران چه در حال حاضر و چه در آینده دلیلی برای حمله به آمریکا یا نیروهای این کشور ندارد. به‌علاوه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی امنیت داخلی آمریکا را تهدید نکرده است. اختلافات آمریکا با ایران از طریق دیپلماسی قابل‌حل و فصل است.

در میان ابزارهای مختلف همچون دیپلماسی برای حل‌وفصل اختلافات با ایران، آمریکا استفاده از تهدیدات فیزیکی را در صدر اولویت خود قرار داده و اعتنایی به مذاکره و مشارکت ندارد.