استیون پیفر در یادداشتی که وب سایت اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد، نوشت: نیروی هسته‌ای نیازمند نوسازی است، اما این امر مستلزم از دست رفتن فرصت‌هاست. در بودجه‌ای که چندان امیدی به افزایش بودجه دفاعی نیست (به‌ویژه در دوره کووید-19)، اختصاص بودجه بیش‌تر برای نیروی هسته‌ای به معنای کاهش بودجه تجهیزات متعارف است.

این امر برای امنیت آمریکا و متحدان آن پیامدهای بالقوه منفی خواهد داشت. اگرچه بازدارندگی به روز نیروی هسته‌ای دارای اهمیت است، اما رهبران پنتاگون برای مدیریت چالش‌های امنیتی در سراسر جهان عمدتا از نیروی نظامی متعارف استفاده می‌کنند. همچنین، تجدید توجه بر رقابت قدرت‌های بزرگ، اهمیت نیروی متعارف را دوچندان کرده است. ایجاد تعادل صحیح بین نیروی متعارف و هسته‌ای حائز اهمیت است، به‌ویژه که احتمال استفاده از تسلیحات هسته‌ای احتمالا از گذر تشدید جنگ متعارف صورت خواهد گرفت.

 

بودجه و تسلیحات هسته‌ای

در آینده قابل پیش‌بینی، آمریکا در امنیت خود و متحدان خویش همچنان بر بازدارندگی هسته‌ای متکی خواهد بود. بسیاری از تسلیحات هسته‌ای آمریکا قدیمی شده و جایگزینی آنها پول زیادی لازم دارد. برنامه پنج ساله پنتاگون برای تسلیحات هسته‌ای برای سال مالی 2021، پیش بینی 29 میلیارد دلاری داشته که تا سال مالی 2025 به 38 میلیارد دلار افزایش خواهد یافت. این برنامه مجموعا 167 میلیارد دلار برای این دوره پنج ساله در نظر گرفته است.

سامانه‌های فرماندهی و کنترل و پرتاب تسلیحاتی هسته‌ای در اولویت بودجه پنتاگون قرار دارد. اداره امنیت ملی هسته‌ای مستقر در وزارت انرژی برآورد هزینه کلاهک‌ها را برعهده دارد. با نگاهی به ارقام معلوم می‌شود که هزینه ساخت و عملیاتی ساختن نیروی هسته‌ای آمریکا تنها 6-7 درصد بودجه دفاعی است، اما مشکل اینجاست که این درصد و دیگر درصدهای «کوچک» روی هم رفته از 100 درصد بودجه دفاعی مصوب کنگره فراتر می‌رود.

 

هزینه فرصت از دست رفته

بعید است که بودجه دفاعی افزایش یابد. هزینه فرصت از دست رفته بیانگر آن است که پنتاگون باید برای تامین بودجه برنامه تسلیحات هسته‌ای سایر فرصت‌ها را قربانی کرده یا نادیده بگیرد. ارتش آمریکا از عملیات ضد شورش در مکان‌هایی نظیر افغانستان و عراق به تقابل با رقبای همتا یعنی روسیه و چین تغییر جهت داده و به دنبال آتش‌های دقیق (توپخانه و موشک‌های سطح به سطح کوتاه برد)، وسایل جنگی جدید، بالگرد و سامانه‌های دفاع موشکی و هوایی مضاعف است. نیروی دریایی آمریکا نیز در تامین جنگنده اف-35 و ناوگان مورد نیاز خود با محدودیت مواجه است. کاهش بودجه تامین جنگنده، کشتی، زیردریایی تهاجمی و تجهیزات جنگی زمینی برای بازدارندگی و دفاع متعارف فرصت‌هایی هستند که قربانی هزینه‌های تسلیحات هسته‌ای بیش‌تر می‌شوند.

 

جنگ هسته‌ای و بازدارندگی جنگ متعارف

نیروی هسته‌ای و دکترین روسیه مهم‌ترین عامل و انگیزه برای افزایش نیروی هسته‌ای آمریکاست. نیروی هسته‌ای متنوع و کارآمد آمریکا که در برابر حمله هسته‌ای روسیه بازدارندگی ایجاد می‌کند، باید برای بازدارندگی در برابر حمله هسته‌ای کشوری ثالث نیز کافی باشد.

محتمل‌ترین سناریو برای استفاده از نیروی هسته‌ای بین آمریکا و روسیه عبارتست از جنگی منطقه‌ای در سطح متعارف که در آن، یک طرف شکست بخورد و تصمیم به استفاده از تعداد محدودی سلاح هسته‌ای بگیرد تا نتیجه میدان نبرد را تغییر دهد. بنابراین، اگر توانایی آمریکا و متحدان آن در جنگ متعارف کاهش یابد، این امر باعث افزایش احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای توسط آمریکا برای تغییر نتیجه جنگ خواهد شد.

آمریکا در نوسازی، حفظ و نگهداری و عملیاتی ساختن بازدارندگی هسته‌ای امن، کارآمد و تضمینی، باید از کاهش بودجه نیروی متعارف خودداری کند تا احتمال شکست در جنگ متعارف را کاهش دهد و از وسوسه دشمن به آغاز جنگ متعارف جلوگیری نماید.

 

ایجاد تعادل صحیح در دوره کووید-19

با ورود برنامه هسته‌ای به مرحله پرهزینه و افزایش ناچیز بودجه دفاعی در سال مالی 2021، چالش‌های ایجاد تعادل صحیح بین هزینه‌های هسته‌ای و متعارف بسیار دشوار شده است. کووید-19 و مشکلات اقتصادی برخاسته از آن موجب کسری چند تریلیون دلاری در بودجه 2020 شده و این کسری احتمالا حداقل در سال 2021 نیز ادامه خواهد داشت.

باتوجه به کسری چند تریلیون دلاری بودجه فدرال و مواجهه با نیازهای عاجل بهداشتی و اجتماعی، آیا کنگره حدود 50 درصد از بودجه اختیاری را برای نیازهای وزارت دفاع اختصاص خواهد داد؟ احتمالا خیر. اگر بودجه دفاعی کاهش یابد، پنتاگون باید بین تغییر بودجه از برنامه هسته‌ای به نیروی متعارف و یا کاهش توانمندی‌های متعارف آمریکا دست به انتخاب بزند. حالت دوم (حداقل به‌طور ضمنی) بدین معناست که رئیس جمهور آمریکا در صورت شکست این کشور در یک جنگ متعارف، مجبور به پیش دستی در استفاده از تسلیحات هسته‌ای خواهد بود.