شالینی چاولا در یادداشتی برای موسسه مطالعات صلح و مناقشات نوشت: توافق آمریکا-طالبان که در 29 فوریه 2020 امضا شد، با چالش‌های مهمی روبرو است:

  • طالبان حمله به نیروهای افغان را ادامه داده است،
  • طالبان و دولت افغانستان درباره آزادی زندانیان مشاجره دارند (طالبان آن را پیش‌شرط آغاز گفت‌وگوی بین افغانی می‌داند). آزادی 5000 زندانی طالبان که بخشی از توافق آمریکا-طالبان است جنجالی‌ترین مسئله میان طالبان و دولت افغانستان است،
  • مشاجره درباره نتیجه انتخابات جنجالی ریاست جمهوری افغانستان در سال 2019 که به رقابت غنی-عبدالله منجر شد، ادامه دار شد،
  • اعلام کاهش کمک به نیروهای امنیتی افغانستان از سوی آمریکا به تضعیف بیشتر جایگاه دولت افغانستان در مذاکرات منجر و مانعی در توانایی‌اش برای مبارزه با طالبان شد،
  • همه‌گیری کووید-19 چالش بیشتری را برای دولت افغانستان ایجاد کرده است.

طالبان در بیش از 60 درصد سرزمین افغانستان حضور دارد، در مذاکراتش با آمریکا جایگاهی قوی را حفظ کرد و در برابر حضور دولت افغانستان در این روند مقاومت کرد. با وجودی که عوامل متعددی وجود دارد که به قوت طالبان در این روند منجر شده، اما در این رابطه دو عامل بسیار مهم بوده است: 1) حمایت پاکستان از طالبان و 2) ناامیدی آمریکا از ترک افغانستان.

توافق آمریکا-طالبان برای طالبان، گروه‌های جهادی و راهبرد طولانی مدت و بی‌ثمر پاکستان برای دستیابی به عمق راهبردی در افغانستان ضرورتا یک پیروزی محسوب می‌شود. به این توافق در راوالپیندی به عنوان یک پیروزی چشمگیر نگاه می‌شود و پاکستان احساس می‌کند توانسته توافقی مطلوب را مدیریت کند که ظاهرا مطابق با اهداف راهبردی این کشور در کابل است.

در چنین زمینه‌ای ارزشمند است به بررسی اهداف پاکستان در افغانستان  که هدایتگر اقدامات و حمایت مستمرش از گروه‌ها و بازیگران غیردولتی تروریستی بوده است، بپردازیم. بدون شک پاکستان در آرزوی دستیابی به عمق راهبردی در افغانستان بوده است. نیروی نظامی پاکستان و آژانس اطلاعاتی آن (ISI) سیاست عمق راهبردی را از اواخر دهه 1980 تا 1990 که به حمایت از طالبان روی آورد، تدوین و اجرا کردند.

سیاست دستیابی به عمق راهبردی در هیچ مرحله‌ای برای پاکستان منطقی یا ارزشمند و مفید نبود. تصویب دکترین عمق راهبردی و در عوض، تلاش برای کنترل بر افغانستان به عنوان یک اشتباه بزرگ راهبردی در نظر گرفته می‌شود که انحراف پاکستان به افراطی‌گرایی را تسهیل و آن را از گزینه تغییر محاسبات راهبردی محروم کرد.

طبق استنباط پاکستان، سیاست عمق راهبردی به این کشور اجازه داده است توازنی متعارف را در برابر هند حفظ کند، اما از سوی دیگر این سیاست  منجر به نتایج معکوسی در قالب جنگ‌طلبی شدید و افراطی‌گرایی در پاکستان شده است. در فرهنگ اصطلاحات مربوط به سیاست پاکستان در افغانستان تغییری ایجاد شده است و اگرچه دیگر از عبارت «عمق راهبردی» استفاده نمی‌شود، اما رئوس کلی آن همچنان بدون تغییر باقی مانده است.

توجیه پاکستان درباره خواسته‌اش برای کنترل و نفوذ در افغانستان از انگیزه‌های مختلفی ناشی می‌شود که بعید است تغییر کنند. این انگیزه شامل این موارد هستند:

  1. مسئله مرز افغانستان-پاکستان بر مبنای اختلاف در خصوص مرز دیورند که ناحیه قبیله‌ای خیبر پختونخوای پاکستان را از افغانستان جدا می‌کند. هیچ دولتی در افغانستان از جمله دولت برهان الدین ربانی در نیمه دهه 1990 هرگز مشروعیت مرزی را که بریتانیا در سال 1983 ترسیم کرد و به خط دیورند موسوم است، نپذیرفته است.
  2. پاکستان با مسئله ملی‌گرایی پشتون‌ها روبرو بوده است که از دهه 1940 تا کنون به دنبال یک پشتونستان مستقل بوده‌اند. کنترل و نفوذ بر افغانستان توسط دولتی تحت سلطه پشتون‌ها (ضرورتا طالبان) درخواست در داخل پاکستان برای پشتونستان مستقل را کاهش خواهد داد.
  3. پاکستان از قلمرو افغانستان به عنوان پناهگاهی امن برای آموزش گروه‌های تروریستی مانند حرکت المجاهدین، جیش المحمد و لشکر طیبه استفاده کرده است.
  4. پاکستان معتقد است که یک دولت حامی پاکستان در افغانستان برای تضعیف نفوذ هند در افغانستان ضروری است.

در حال حاضر توافق آمریکا- طالبان سود دیپلماتیک، مالی و راهبردی برای پاکستان همراه آورده است. این کشور از تجدید حمایت آمریکا و پذیرش نقش این کشور به عنوان تسهیل‌گر معامله استقبال می‌کند. پاکستان مطمئنا طالبان را در مقایسه با رهبری سیاسی افغانستان (که رابطه خوبی با هند دارد)، شریکی قابل اعتماد در نظر می‌گیرد. زلمای خلیل زاد، نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا یادداشت‌هایی را با وزیر امور خارجه هند در خصوص اوضاع افغانستان، با تمرکز بر تعامل هند در امور منطقه‌ای برای صلح پایدار در افغانستان، رد و بدل کرده‌اند.

در هر صورت این واقعیت پابرجا است که جایگاه دهلی برای ایفای نقش در افغانستان با توجه به وابستگی طالبان به پاکستان، محدود خواهد شد. نیازی نیست بگوییم که بعید است سیاست اسلام‌آباد در برابر افغانستان از نقش هند در افغانستان استقبال کند. بنابراین اگرچه دهلی به تداوم نقش توسعه‌ای در افغانستان متعهد است اما مواضع آتی هند را روند وقایع در افغانستان مشخص خواهد کرد.