باربارا اسلاوین در یادداشتی که وب‌سایت شورای آتلانتیک آن را منتشر کرد؛ نوشت: پنج دلیل شکست رویکرد ترامپ عبارت‌اند از:

یک: ترامپ 8 می‌2018 در سخنرانی خود وعده داد که سیاست جدید به «رفع تهدید برنامه موشکی بالستیک ایران» کمک خواهد کرد، «فعالیت‌های تروریستی ایران در سراسر جهان را متوقف خواهد ساخت و مانع از فعالیت‌های تهدیدآمیز این کشور در خاورمیانه خواهد شد». بااین‌حال، ایران برنامه موشکی خود را ادامه داده و حتی یک ماهواره نظامی به فضا پرتاب کرده است؛ رویکرد ایران در منطقه فعال‌تر شده و تنش‌ها در خلیج‌فارس و عراق، آمریکا و ایران را به آستانه جنگ برده است؛ همچنین، احتمال دارد که آمریکا مجبور به ترک عراق شود و این کشور را بیش‌ازپیش در برابر ایران آسیب‌پذیر سازد.

دو: پس از خروج آمریکا از برجام، ایران برای یک سال به این توافق پایبند ماند و اکنون اورانیوم غنی‌شده در سطح پایین این کشور برای ساخت یک سلاح هسته‌ای کافی بوده و غنی‌سازی در سایت زیرزمینی فردو را از سر گرفته است. اگر آمریکا علیرغم عدم پایبندی خود به توافق برجام، برای «بازگشت» تحریم‌ها تلاش کند، ایران احتمالاً از برجام و پیمان ان پی تی نیز خارج خواهد شد و مسیری را در پیش خواهد گرفت.

سه: سیاست آمریکا در قبال ایران، باعث تشدید شکاف بین آمریکا و نزدیک‌ترین متحدان آن در اروپا شده است که برای حفظ برجام تلاش کرده‌اند. تجربه نشان می‌دهد که فشار بر ایران هنگامی مؤثر است که چندجانبه بوده و اهداف واقعی و قابل‌دستیابی داشته باشد. اثربخشی دیپلماسی و تحریم‌ها علیه ایران مستلزم همکاری اروپاست.

چهار: دولت ترامپ کشورها را، برخلاف اولویت‌های سیاسی آن‌ها، برای پیوستن به کمپین «فشار حداکثری» تحت‌فشار گذاشته و با تبدیل تحریم‌ها به ابزار ثابت سیاست خارجی، اثربخشی آن‌ها را به تحلیل برده است. تحریم‌ها همانند آنتی‌بیوتیک‌ها، اگر بیش‌ازحد مصرف شوند، تأثیر خود را از دست می‌دهند. باگذشت زمان، کشورها راه‌حل‌هایی پیدا می‌کنند. مخصوصاً، چین برای ایجاد مکانیسم مالی بین‌المللی موازی از قدرت اقتصادی برخوردار است. اگر آمریکا در آینده به اعمال تحریم‌های جدی نیاز پیدا کند، احتمالاً تأثیر تحریم‌های آن ناچیز خواهد بود.

پنج: خروج آمریکا از برجام، باعث تقویت نیروهای مخالف آمریکا در ایران شد که با عادی‌سازی روابط با آمریکا شدیداً مخالف هستند. سال بعد، ایران احتمالاً رئیس‌جمهوری انتخاب خواهد کرد که اعضای کابینه آن نیز مخالف آمریکا خواهند بود. مذاکره با چنین دولتی، حتی اگر جو بایدن رئیس‌جمهور بعدی آمریکا باشد، به «توافقی بهتر» منجر نخواهد شد. زمان طلایی برای گفتگو در مورد برجام-2، حل‌وفصل تنش‌های منطقه‌ای و دیگر مسائل، ازدست‌رفته است.

این پیامدهای ناگوار در حالی اتفاق می‌افتد که جهان به خاطر کووید-19 در شرایط بهداشتی اضطراری است. این بحران می‌توانست بهانه‌ای (دست‌کم برای کاهش درد و رنج طولانی‌مدت مردم ایران) برای کاهش تحریم‌ها در اختیار دولت ترامپ قرار دهد.

بااین‌حال، اگرچه تحریم‌ها شامل غذا و دارو نمی‌شود اما آمریکا نتوانست از این فرصت استفاده کند. آمریکا تلاش کرد تا از پرداخت وام اضطراری 5 میلیارد دلاری درخواستی ایران از صندوق بین‌المللی پول جلوگیری کرده و مانع از دسترسی ایران به پول‌های مسدود شده این کشور در بانک‌های خارجی شود.

به جزء مایک پمپئو و تعدادی از نومحافظه کاران واشنگتن، خروج آمریکا از برجام حامیان چندانی ندارد. در میان متحدان آمریکا نیز، تنها اسرائیل همچنان از این سیاست پرفشار و بی‌نتیجه مسرور است.

اکنون مایک پمپئو به دنبال تمدید تحریم‌های سازمان ملل بر انتقال تسلیحات متعارف به ایران است. بر اساس برجام، این تحریم‌ها در ماه اکتبر به پایان می‌رسد. استدلال گنگ و متناقض پمپئو این است که آمریکا علیرغم خروج یک‌جانبه از برجام، بازهم «عضو» این توافق محسوب می‌شود. آمریکا تهدید کرده است که اگر شورای امنیت سازمان ملل به خواسته‌های آمریکا تن ندهد (امری مسلم با توجه به‌حق وتوی چین و روسیه)، آمریکا تحریم‌ها را بازگردانده و بقایای برجام را از بین خواهد برد. این رفتار آمریکا سوءاستفاده فاحش از مفاد توافق بوده و تنها بازنده این راهبرد، حاکمیت قانون و درنهایت رهبری آمریکا خواهد بود.

دولت آمریکا در خصوص [موضوع هسته‌ای] ایران (همانند بسیاری از مسائل دیگر از تغییرات اقلیمی گرفته تا حل‌وفصل جنگ‌ها) یا غیبت کرده یا مانع ایجاد کرده است. درک این رفتار «شرورانه» آمریکا نیازمند مدرک دکترای روابط بین‌الملل نیست. در آینده در صورت نیاز آمریکا، کمتر کشوری از آمریکا پیروی خواهد کرد.