باسما کودمانی در یادداشتی که وب‌سایت شورای روابط خارجی اروپایی آن را منتشر کرد؛ نوشت: بیش از هشت سال پیش، اتحادیه اروپا اولین مجموعه تحریم‌ها علیه اعضای نظام سوریه و برخی اعضای منتخب هولدینگ‌های مالی و شرکت‌ها را اعمال کرد. اتحادیه اروپا این اقدام را به‌عنوان بخشی از یک راهبرد برای انزوای دولت بشار اسد بکار برد.

اگرچه کشورهای غربی هدف تحریم‌ها را جلوگیری از ادامه جنگ داخلی عنوان کردند، اما هیچ سوری (خواه مخالف خواه طرفدار نظام سوریه) خواهان تأثیر تحریم‌ها بر مردم عادی نیست. آنچه کشورهای غربی امیدوار به دست‌یابی به آن از طریق تحریم‌ها هستند، تغییر نظام سوریه یا تغییر رفتار آن از سوی اسد نیست، بلکه هدف تحریم‌ها و انزوای نظام سوریه و حامیان آن، پیامی برای روسیه (و نه اسد) است. چراکه گروه مخالف سوریه و نمایندگان ویژه متوالی سازمان ملل در سوریه در برآورد چشم‌انداز پیشرفت مذاکرات ژنو به این نتیجه رسیدند که نشانه‌های این پیشرفت را به‌جای دمشق باید در مسکو دنبال کنند.

روسیه احتمالاً برای جنگ سوریه راه‌حل کوتاه‌مدت معتبری ندارد. در چهار سال اخیر، ارتش روسیه تلاش کرده است تا ارتش سوریه و آژانس‌های اطلاعاتی آن را باز مهندسی کند، فرایندی که دشوارتر از انتظارات روسیه بوده است. روسیه همچنین تلاش کرده است تا زندگی برخی مردم عادی سوریه را به روند عادی شبیه کند.

علاوه براین، روسیه از پلیس نظامی خود برای توزیع کمک‌های انسان دوستانه هلال احمر استفاده کرده است.

در چنین شرایطی، نقش پوتین در آینده سوریه و سرنوشت اسد چشمگیر بوده و از همین رو، کشورهای اروپایی باید این سیگنال‌های تشکیلات روسیه را مدنظر قرار دهند.

تأمین مایحتاج مردم عادی سوریه مهم‌ترین نگرانی اروپاست؛ اما اکنون هیچ راه ساده‌ای برای همکاری با اسد و دسترسی مستقیم به مردم سوریه وجود ندارد. البته نهادهای اتحادیه اروپا به لطف شبکه گسترده‌ای از شرکا در میان سازمان‌های جامعه مدنی در داخل و خارج سوریه از اطلاعات زیادی در مورد سوریه برخوردار بوده و کارکنان اتحادیه اروپا بر واقعیت‌های سوریه اشراف دارند.

توزیع عادلانه کمک‌های انسان دوستانه و زیرساخت‌های اساسی در سوریه نیاز مبرم این کشور است. این واقعیت محض باید راهنمای راهبرد رهبران اتحادیه اروپا باشد. اکنون وقت آن است که اروپا در موضع خود در موضوع سوریه با اعتمادبه‌نفس بیشتری قاطعیت نشان دهد و از همین رو باید با عزم بیشتری به تعامل با مسکو بپردازد. دولت‌های اروپایی همچنین باید با واشنگتن همکاری نزدیکی داشته باشند تا روسیه را از اسد دور کرده و بر خواسته‌های خود از مسکو بیفزایند.

در ابتدا، اروپا باید اسد را برای پذیرش کمک‌های انسان دوستانه بین مرزی به‌عنوان ضرورت شرایط فعلی سوریه متقاعد کند. کشورهای اروپایی برای تجدید قطعنامه 2165 شورای امنیت سازمان ملل در گشودن گذرگاه‌های سوریه از عراق و اردن دلایل محکمی در اختیاردارند. چشم‌پوشی اتحادیه اروپا از فعالیت‌های تبعیض‌آمیز به اسم واقع‌گرایی اقدامی شکست‌خورده است. در طول این جنگ، فعالان غربی قادر به تبادل اطلاعات و مذاکرات با سوری‌های داخل کشور بوده‌اند. همچنین، اروپا برای حمایت از گروه‌های محلی در حوزه‌های مختلف می‌تواند ظرفیت جامعه تجاری سوریه و سوری‌های مهاجر را مدنظر قرار دهد.

درمجموع، روابط اسد – پوتین مهم‌ترین ابزار اروپا برای مداخله در سوریه است. تا زمانی که رابطه پوتین با اسد دوستانه است، اروپا باید روسیه را به همکاری در خصوص نظام سوریه ترغیب کرده و بدین ترتیب فعالان سازنده در جامعه را تقویت کند. ازاین‌رو، اروپا باید دیدگاه غیرواقعی خود را تغییر داده و برای کمک به مردم عادی سوریه رویکردی سازنده و راهبردی قاطعانه در نزدیکی به مسکو اتخاذ کند.