اشلی تلیس در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: اگرچه اصلاح هژمونی گاهی مفاهیم مورد اختلافی دارد، اما آمریکا یک هژمون اصیل است که در معنای ریشه یونانی آن به معنای رهبر سیستم رقابتی بین‌المللی است. هژمونی این کشور برخاسته از این حقیقت سه گانه است؛ نخست آنکه، آمریکا همچنان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است و این اساس ظرفیت آن برای پیشبرد قدرت نظامی جهانی به‌طور غیرقابل مقایسه با رقباست. دوم آنکه، دولت این کشور که بر جامعه‌ای بسیار مولد ریاست می‌کند. سوم آنکه، آمریکا در شراکت با متحدان قوی در آمریکای شمالی، اروپای غربی، شرق آسیا و اقیانوسیه (که دارای ارزش‌ها و منافع مشترکی هستند)، یک نظم بین‌المللی ایجاد کرده است که برتری آمریکا ازنظر نظامی، نهادی و عقیده‌ای را تقویت کرده و پیشبرد منافع گوناگون و بهره‌برداری اقتصادی از کاربرد زور را ممکن ساخته است. اگرچه این شالوده‌ها اخیراً تحت‌فشار قرار گرفته‌اند، اما اکنون همه‌گیری کووید-19 آن‌ها را به طریق مهلکی تهدید می‌کند.

 

تخریب اقتصاد آمریکا

اگرچه تأثیر بلندمدت اقتصادی این همه‌گیری بر اقتصاد آمریکا هنوز معلوم نیست اما پیامدهای اولیه آن نگران‌کننده است. احتمال می‌رود که اقتصاد آمریکا در سه‌ماهه دوم و سوم سال 2020 شاهد نرخ بیکاری حدود 15 درصد بوده و این نرخ دو رقمی در سال 2021 نیز ادامه داشته باشد. یقیناً اقتصاد آمریکا به خاطر این همه‌گیری حداقل در حوزه اشتغال با تحولات چشمگیری مواجه خواهد شد که بر آینده قدرت ملی این کشور تأثیر خواهد گذاشت.

نخست آنکه، روند بدون محدودیت چند دهه اخیر جهانی‌شدن (که عمدتاً بر رفتار بیشینه‌سازی سود شرکت‌های خصوصی استوار بوده است) احتمالاً جای خود را به نسخه‌ای از به هم‌پیوستگی محدود خواهد داد که در آن، دولت‌ها برای مصونیت از آسیب‌پذیری‌های آینده به دنبال حفاظت از جوانب حساس زنجیره تولید در داخل مرزهای خود خواهند بود.

دوم آنکه، در نبود حمله‌ای نظامی به آمریکا، اختلافات در مورد اختصاص منابع عمومی به کالاهای دفاعی یا غیر دفاعی بیشتر خواهد شد. تجربه بحران مالی جهانی نشان می‌دهد که بودجه دفاعی آمریکا احتمالاً با کاهش بیشتری مواجه خواهد شد. بااین‌حال، فشار آتی بر بودجه دفاعی تنها بخشی از مشکل بزرگ فراروی آمریکا در تقویت پایه‌های اقتصاد برتر خویش است؛ به‌عبارت‌دیگر، حفظ برتری آمریکا در چند دهه آتی نسبت به گذشته دشوارتر خواهد بود.

 

کاهش کارآمدی دولت آمریکا

اگرچه کاهش اقتصاد آمریکا به خاطر همه‌گیری کووید-19 محتمل است، اما تأثیر آن به‌واسطه سوء مدیریت واکنش آمریکا تشدید خواهد شد. هنگامی‌که چشم‌انداز شیوع همه‌گیری در چین به واقعیت پیوست، عقلانیت حکم می‌کرد که دولت فدرال آمریکا قاطعانه بر پیشگیری از ورود این ویروس به سواحل آمریکا متمرکز شود. با توجه به چالش‌های ناشی از مسافرت‌های بین‌المللی پرتراکم، انجام هر اقدام لازم برای پیشگیری از شیوع این ویروس در داخل آمریکا ضروری و حیاتی بود. بااین‌حال، بسیاری از منابع بهداشتی (نظیر ماسک) که برای کاهش این‌همه گیری کمک می‌کرد، پس از دوره جرج دبلیو بوش در ذخیره راهبردی ملی تأمین نشده نبود، زیرا جمهوری خواهان کنگره، بودجه پیشنهادی دولت اوباما برای تأمین آن را رد کردند. همچنین، آمریکا به‌عنوان یک کشور برای مقابله با بلایای بزرگ سازمان‌دهی مطلوبی ندارد؛ چراکه در واکنش به این بحران‌ها، مقامات ایالتی و محلی در اولویت هستند.

علاوه بر این، ناکامی رهبری ریاست جمهوری ازیک‌طرف و فقدان عقلانیت سیستمی در خصوص ارزیابی همه‌گیری و فرایند تصمیم‌گیری مربوط به آن در بخش اجرایی به‌واسطه نبود مقامات کاردان در پست‌های متعدد از طرف دیگر مایه تشدید این مشکلات شده است. آسیب واردشده بر اقتصاد آمریکا و تلفات انسانی، حفظ هژمونی آمریکا را دشوار ساخته است، درحالی‌که عمده ارزیابی‌ها حاکی از آن است که کشورهایی نظیر چین سریع‌تر از آمریکا خود را احیاء خواهند کرد.

 

افول نظم بین‌المللی آمریکا

از زمان جنگ جهانی دوم، دولت‌های متوالی آمریکا به این نتیجه رسیده‌اند که حفظ برتری سیستمی از طریق کاربرد صرفاً نیروی نظامی، پرهزینه بوده و درنهایت به شکست منجر خواهد شد، زیرا این امر موجب بروز ائتلاف‌های متقابل باهدف خنثی‌سازی هژمونی آمریکا خواهد شد. به همین خاطر، واشنگتن به ایجاد و حفظ ساختاری پرداخت که به نظم بین‌المللی لیبرال موسوم شده است. به همین ترتیب، آمریکا امنیت متحدان خود را تأمین کرده و دسترسی نامتقارنی برای آن‌ها در دسترسی به بازارهای خود فراهم کرده و سازمان های جهانی متعددی ایجاد کرده است. این تمهیدات مایه حفظ نظم جهانی شده است.

ازاین‌رو، حفظ هژمونی آمریکا در بلندمدت مستلزم آن است که واشنگتن روابط اجتماعی ژئوپلیتیکی خود را جدی بگیرد و برای پیشبرد منافع خود، به تعامل جهان با چین شکل بهتری دهد. همه‌گیری کووید-19 شک و تردیدهای زیادی در خصوص توانایی آمریکا در گسترش نفوذ خود و مدیریت رقابت با چین مطرح کرده است.