ویلیام الن رینش، در مقاله‌ای که مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل آمریکا (CSIS) منتشر کرد، نوشت: در جبهه مذاکرات، سازمان تجارت جهانی از زمان تشکیل تاکنون، یک مذاکرات چندجانبه را به خاتمه رسانده است- توافق تسهیل تجارت. مذاکرات دوحه از سال 2008 تاکنون روبه‌مرگ بوده است. آخرین تلاش برای یک توافق جامع در خصوص یارانه شیلات هم ظاهراً دچار مشکل است.

درهرصورت تعویق برگزاری اجلاس وزیران که برای ماه ژوئن برنامه‌ریزی‌شده بود ممکن است درنهایت زمان بیشتری را برای رسیدن به یک توافق فراهم کند. روند حل اختلاف به دلیل وقفه در رکن استیناف دچار بی‌نظمی شده است. اعلامیه اخیر اتحادیه اروپا و 15 کشور دیگر درباره یک جایگزین برای آن رکن باعث تردید درباره احتمال بازگشت آن، حتی باوجودی شده است که این اعلامیه به‌روشنی می‌گوید که قرار است این جایگزین موقت باشد.

مقررات اطلاع‌رسانی نیز به همین شکل، نقض می‌شود. مرکز مطالعات راهبردی و بین‌الملل (CSIS) بررسی مفصلی درباره این مسئله انجام داد که نشان داد 48 درصد اعضای سازمان تجارت جهانی هیچ‌گونه یارانه‌ای را در سال 2017 اطلاع‌رسانی نکردند، درحالی‌که در سال 1995، یعنی سال آغاز به کار سازمان تجارت جهانی، 25 درصد اعضا اطلاع‌رسانی نکرده بودند. حتی استدلال بعید یک کشور مبنی بر این‌که هیچ‌گونه یارانه‌ای نداشته و بنابراین چیزی برای اطلاع‌رسانی ندارد، نیز آن را از الزام گزارش دهی واقعیت به سازمان خلاص نمی‌کند.

بنابراین نظم در حال نقض شدن است و روشن است که آمریکا با وجود استدلالش مبنی بر این‌که در تلاش است اوضاع را سامان دهد، به‌جای بهتر کردن اوضاع را بدتر می‌کند. موضوع در اینجا یک‌بار دیگر همان‌طور که اغلب در این دولت رخ می‌دهد، تشخیص درست و تجویز غلط است. انتقادات دولت از رکن استیناف درست است و توافق زیادی از سوی دیگر کشورها درباره قصورات این رکن وجود دارد، اگرچه به‌وضوح اجماعی در خصوص چگونگی رفع آن وجود ندارد. به همین ترتیب، تمرکز دولت بر قصور دیگر کشورها برای اطلاع‌رسانی یا قصور در اطلاع‌رسانی دقیق و کامل درست است. دولت آمریکا به سبب شناسایی مشکلات و جلب توجهات به آن‌ها، مستحق اعتبار است؛ این اتفاقی است که اگر آمریکا مشتش را روی میز نمی‌کوبید، رخ نمی‌داد. درهرصورت کوبیدن روی میز کار زیادی نیست. وقتی توجهات را جلب می‌کنید باید برای ایجاد اجماع از دیپلماسی استفاده شود و ما تمایل اندکی به این بخش نشان داده‌ایم؛ اگرچه رویکرد ما در این دو قضیه متفاوت بوده است.

در خصوص مسائل مربوط به رکن استیناف، دولت هیچ پیشنهاد سازنده‌ای ارائه نکرده و از آن‌هایی که پیشنهاد‌هایی داده‌اند، نیز انتقاد کرده است. استدلال آن‌ها این است که بسیاری از کشورها دیدگاهی اساساً متفاوت با هدف سازمان تجارت جهانی دارند و تا وقتی همه مثل ما فکر نکنند، دلیلی برای مذاکرات وجود ندارد. درست است که کشورها به لحاظ فلسفی در خصوص چگونگی فعالیت رکن استیناف اختلاف‌نظر دارند اما مذاکرات درباره فلسفه به‌ندرت پایان خوشی داشته‌اند. اغلب می‌توانید دیگران را مجبور کنید کاری را که می‌خواهید انجام دهند اما واداشتن آن‌ها به اندیشیدن به شکلی که شما می‌خواهید موضوع دیگری است. در عوض ما باید با پیشنهاد‌های متعددی که روی میز قرار دارد، تعامل برقرار کنیم و بکوشیم درباره نتیجه‌ای مذاکره کنیم که بیشتر چیزی را که می‌خواهیم به ما می‌دهد.

قصور ما در انجام این کار باعث شده است اتحادیه اروپا و 15 کشور دیگر روند استینافی جایگزین خودشان را برقرار کنند که ما را لحاظ نمی‌کند. این دولت بدون شک به این‌که پشت سر مانده اهمیتی نمی‌دهد، اما دولت بعدی به آن اهمیت خواهد داد زیرا این به معنای کوبیدن میخ دیگری به تابوت رهبری جهان توسط آمریکا است. سازمان تجارت جهانی بدون ما در حال حرکت است و هر چه کشورهای بیشتری به آن عادت کنند، توان ما برای اثرگذاری بر نتایج کاهش می‌یابد.

در قضیه اخیری که ما به کانادا باختیم آمریکا پایش را بر زمین کوبید و گفت که ما نباید به آن پایبند باشیم زیرا اعضای رکن استیناف قوانین را نقض کرده‌اند. دولت‌های قبل بر مشروعیت سازمان تجارت جهانی تأکید می‌کردند و به نتایج احترام می‌گذاشتند. دولت آمریکا تصمیم گرفته است سازمان تجارت جهانی را تضعیف کند، اقدامی که در آینده به‌احتمال‌زیاد در مسئله اطلاع‌رسانی آزاردهنده خواهد بود. ما در این زمینه مسئولانه‌تر بوده و پیشنهاد‌های سازنده‌ای را ارائه کرده‌ایم؛ اما با توجه به این‌که بیشتر دوستان بالقوه خود را بیگانه و این سازمان را تحقیر کرده‌ایم، احتمالاً کشورهای دیگری را پیدا نمی‌کنیم که با ما در یک صف قرار گیرند.

درنهایت، ممکن است متوجه شده باشید که حرفی درباره نقش آمریکا در مذاکرات چندجانبه نزدم. داستان مربوط به آن هنوز نوشته‌نشده است. فقط یک مذاکرات حقیقتاً چندجانبه وجود دارد – در خصوص یارانه شیلات – که در حال حاضر در حال انجام است و ما ظاهراً تاکنون در آنجا نقشی سازنده را ایفا کرده‌ایم. این‌که در آنجا با توجه به دیگر اقداماتمان اعتباری داشته باشیم یا نه را باید منتظر ماند و دید اما باید همگی امیدوار باشیم که این دولت انرژی خود را بر تلاش برای رساندن گفتگوها به نتیجه‌ای موفق متمرکز کند نه برای تضعیف دیگر کارهای سازمان تجارت جهانی.