فرانز استفان از مجله دیپلمات با رابرت وارد و یوکا کوشینو، پژوهشگران موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی آمریکا درخصوص اهمیت ژئواکونومی در شرق آسیا مصاحبه‌ای داشته که خلاصه آن از نظرتان می‌گذرد.

مجله دیپلمات: تعریف ژئواکونومی چیست و چرا این مفهوم در سال‌ها اخیر در شرق آسیا اهمیت یافته است؟ چگونه ژئوپلیتیک و ژئواکونومی با یکدیگر تعامل دارند؟

رابرت وارد و یوکا کوشینو: ادوارد لوتواک در مقاله‌ای در سال 1990 تحت عنوان “از ژئوپلیتیک به ژئواکونومی؛ منطق مناقشه و قواعد تجارت” گفت: شیوه‌های تجارت جایگزین شیوه‌های نظامی شده است، یعنی سرمایه در اختیار بجای قدرت آتش، نوآوری غیرنظامی بجای پیشرفت‌های نظامی – فنی و نفوذ در بازار بجای پادگان‌ها و پایگاه‌ها.

ژئواکونومی در تعریفی موسع به معنای به‌کارگیری قدرت اقتصادی برای دست‌یابی به اهداف راهبردی سیاست خارجی است. با توجه به اینکه ژئواکونومی از ابزارهای نظامی بهره نمی‌گیرد از ژئوپلیتیک محدودتر است، اما از حیث دامنه گسترده‌تر از مرکانتیلیسم است.

ژئواکونومی در شرق آسیا به‌واسطه ظهور چین و از زمان عضویت این کشور در سازمان تجارت جهانی در سال 2001 اهمیت یافته است.

علاوه‌بر افزایش هزینه‌های نظامی چین، این کشور اساساً یک قدرت ژئواکونومی است و از ارتباطات اقتصادی با همسایگانش برای دست‌یابی به اهداف سیاسی بهره می‌گیرد. یک نمونه از این امر، وقفه در صادرات فلزهای معدنی کمیاب از چین به ژاپن در سال 2010 است. این امر ناشی از تنش‌های دو کشور بر سر ادعاهای سرزمینی در خصوص جزایر دیائو (سنکاکو) بود. مثال دیگر اختلاف بین کره‌جنوبی و چین بر سر تصمیم سئول به استقرار سامانه موشکی تاد است. پکن از ابزار اقتصادی، ازجمله تحریم کالاهای کره‌ای جهت منصرف ساختن کره‎جنوبی برای استقرار موشک تاد استفاده کرد.

مجله دیپلمات: گفته می‌شود ژئواکونومی نوعی جنگ، اما با ابزارهای دیگر است. کارل فون کلاوزویتس گفت جنگ ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است. آیا با این نظر موافقید؟

رابرت وارد و یوکا کوشینو: موسع‌ترین تعریف ژئواکونومی به معنای به‌کارگیری قدرت اقتصادی برای دست‌یابی به اهداف راهبردی است. درهم‌تنیدگی فزاینده اقتصاد جهانی از دهه 1990، به‌کارگیری قدرت اقتصادی را تسهیل کرده است. در حال حاضر ابزارهای اقتصادی محور تلاش‌ها برای اعمال فشار بین کشورها است. جنگ تجاری آمریکا – چین، مثال خوبی در این خصوص است.

در استراتژی امنیت ملی سال 2017، آمریکا بر این نکته تاکید شد که امنیت اقتصادی امنیت ملی است، اما برای توصیف ژئواکونومی از حیث اینکه جنگ است، اما با ابزارهای دیگر در حقیقت نادیده گرفتن ظرافت‌های اقتصادی برای زمامداری است. فرق بین استفاده از ابزارهای اقتصادی برای رقابت و استفاده از این ابزارها برای نفوذ مهم است. ژئواکونومی برخلاف جنگ ضرورتاً مخرب نیست، چراکه مدیریت اقتصادی می‌تواند شامل نفوذ در دیگر کشورها از طریق مشوق‌های اقتصادی و تهدید به فشار اقتصادی بدون وارد ساختن خسارت اقتصادی باشد.

مجله دیپلمات: ابزارهای عمده کشورها برای اجرای ژئواکونومی کدامند؟ کدام کشور در شرق آسیا بیشترین ابزارهای اقتصادی را در اختیار دارد؟

رابرت وارد و یوکا کوشینو: برای بررسی به‌کارگیری ژئواکونومی در شرق آسیا باید از چین آغاز کنیم. چین اساساً یک قدرت ژئواکونومی است. چین برخلاف شوروی سابق علاقه اندکی برای برقراری نظام سیاسی خود در دیگر کشورها دارد؛ اما از دیگر کشورها می‌خواهد نظر پکن درباره جهان را تایید کنند. مسیرهای چندگانه ابتکار یک کمربند یک راه (دریایی، دیجیتالی و حتی هوایی)، شریان‌هایی هستند که از این طریق اعتبارهای مالی، سرمایه‌گذاری و نفوذ چین می‌تواند جریان یابد. ابتکار یک کمربند یک راه در بستر ژئواکونومی مهم و اولین بار است که رهبران چین دیدگاه اقتصادی طراحی کرده‌اند که جهانی و یکپارچه است. هدف از یکپارچگی ابتکار یادشده ایجاد اکوسیستم اقتصادی چین‌محور است که بتواند سلطه مالی جهانی آمریکا را دور بزند.

چین تنها کنش‌گر در منطقه شرق آسیا با قدرت ژئواکونومی نیست. ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان است و استفاده از اهرم ژئواکونومی خود به شیوه‌های جدید را آغاز کرده است. ژاپن نیز راضی به به‌کارگیری ابزارهای اقتصادی بوده است. ژاپن از دور دوم نخست‌وزیری آبه در سال 2012 از ابزارهای اقتصادی استفاده کرده و ایجاد محدودیت در صادرات عناصر شیمیایی حیاتی برای صنایع نیمه هادی کره‌جنوبی در اواسط سال 2019، نمونه‌ای از به‌کارگیری فشار اقتصادی برای اهداف سیاسی در شرق آسیا است.

مجله دیپلمات: آیا خروج آمریکا از مشارکت ترانس‌پاسیفیک بر ژئواکونومی شرق آسیا تاثیر گذاشته است؟ آیا ژئواکونومی در این منطقه ناشی از رقابت راهبردی بین چین و آمریکا و متحدانش است؟

رابرت وارد و یوکا کوشینو: با خروج آمریکا از مشارکت ترانس‌پاسیفیک، این پیمان در اواخر سال 2018، با عنوان مشارکت ترانس‌پاسیفیک جامع و مترقی مجدداً متولد شد که دستاورد عمده سیاست خارجی ژاپن بود. این پیمان تلاش ژاپن برای حفظ نظم اقتصادی قانون‌محور موجود است، آن هم در زمانی که بلاتکلیفی رو به رشدی در ارتباط با تعهد منطقه‌ای آمریکا وجود دارد.

مشارکت ترانس‌پاسیفیک جامع و مترقی در خدمت قدرت اقتصادی ژاپن است و مهم‌تر اینکه به توکیو به عنوان بزرگ‌ترین عضو توسعه‌یافته نقش وضع‌کننده مقررات در پیمان یادشده می‌دهد. راهبرد ژاپن در ارتباط با مشارکت جامع منطقه‌ای نیز اینگونه است که چین عضو آن است.

کشورهای عضو آ.سه.آن حوزه مهمی برای رقابت ژئواکونومی بین آمریکا و چین هستند. این امر بیانگر اهمیت راهبردی منطقه یادشده از حیث مسیرهای دریایی و وسعت بازار این کشورها است.

مجله دیپلمات: آیا مناسب است ژئواکونومی را همانند ژئوپلیتیک بازی با حاصل جمع صفر دسته‌بندی کنیم؟ آیا تاکید بیش از حد سیاستمداران بر ابزارهای ژئواکونومی خطر جدایی سیاسی و اقتصادی بین شرکای تجاری (مثل ژاپن و چین) را بیشتر خواهد کرد؟

رابرت وارد و یوکا کوشینو: ژئواکونومی می‌تواند ابزار ظریف زمامداری باشد. ژاپن همانند بسیاری از قدرت‌های عمده به‌واسطه چنددستگی نظم چندجانبه قانون‌محور احساس بی‌ثباتی می‌کند. ژاپن به نظام تجاری جهانی مقررات‌محور وابسته است که اقتصادهای کوچک‌تر را در برابر ادعاهای بازی با حاصل جمع صفر قدرت‌های بزرگ‌تر حفاظت می‌کند. ژاپن تلاش می‌کند همکاری چندجانبه با کشورهایی را گسترش دهد که نگرش‌های مشابه دارند.

تمامی ابزارهای ژئواکونومی مناسب نیستند و به‌کارگیری آن‌ها می‌تواند مخرب باشد. تبدیل کردن سیاست تجاری به سلاح توسط آمریکا از سال 2018، به‌ویژه علیه چین و تشدید تنش تجاری بین آمریکا و چین موجب کاهش رشد اقتصادی جهانی در سال 2018 شد.