سجاد عابدی و متیو کراستون در یادداشتی که موسسه امور بین‌الملل استرالیا آن را منتشر کرد؛ نوشتند: اگرچه صلح واقعی موانع متعددی دارد اما روزنه پتانسیل دست یابی به آن نیز وجود دارد. حضور ملا برادر، یکی از بنیانگذاران هسته طالبان، در گفتگوها حائز اهمیت بوده و می‌توانست به تصمیم سازنده طالبان در مذاکرات کمک کند. ملا برادر یکی از فرماندهان برجسته طالبان بوده و در حکومت طالبان نیز دارای سابقه است. ورود وی به گفتگوهای آمریکا-طالبان در دور پنجم، می‌توانست تاثیر درون سازمانی مهمی در فرایند صلح افغانستان داشته باشد. علیرغم درخواست‌های مکرر دولت افغانستان برای حضور در این مذاکرات اولیه با طالبان، این گروه تا به حال از مذاکره مستقیم جدی با دولت افغانستان خود داری کرده است. با این حال، آمریکا به‌طور ضمنی تاکید کرده است که توافق با طالبان مشروط به آتش بس و در نهایت، گفتگوهای بین طالبان و دولت افغانستان است. بنابراین، در عین حال که نتیجه این گفتگوها در غیاب دولت افغانستان نامشخص است، این موفقیت ناچیز در دوحه قطر احتمالا تاثیر مثبتی بر شتاب فرایند صلح خواهد داشت و جنگ داخلی با طالبان را کاهش خواهد داد.

متاسفانه، این احتمال موفقیت ناچیز، بواسطه مشکلات متعدد مربوط به شرایط آتش بس و نتیجه گفتگوی مستقیم طالبان با نمایندگان دولت افغانستان، به بن بست خورده است. تا به حال، طالبان با کشورهای متعددی ازجمله روسیه، چین، عربستان، ایران و آمریکا مذاکره کرده است. اما دست یابی به صلح واقعی در افغانستان دست نیافتنی بوده است زیرا طالبان تمایلی به تغییر در ماهیت تمامیت خواهی خود نداشته و به دنبال برتری مطلق در افغانستان هستند. طالبان نه تنها دولت رسمی افغانستان بلکه دیگر قومیت‌های این کشور نظیر هزاره، ازبک، تاجیک و پشتون را نیز نادیده می‌گیرد. بنابراین، تا زمانی که تغییری در نگرش طالبان در خصوص تقسیم قدرت ایجاد نشود، بعید است که حتی یک آتش بس واقعی به فرایند سیاسی بلندمدت منجر شود. در حالی که این یکی حتی آتش بس واقعی هم نیست.

مقامات ارشد دولت افغانستان تاکید کرده اند که کاهش موفقیت آمیز خشونت به مدت یک هفته بی‌معناست مگر اینکه به‌طور بلندمدت ادامه یابد. زیرا مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان بی‌شک طولانی و دشوار خواهد بود. آمریکا نیز در مخالفت با این انتظارات «غیرمنطقی» دولت افغانستان اعلام کرده است که دیگر با نیروی پیاده نظام از این دولت پشتیبانی نخواهد کرد و در صورت حمله طالبان، تنها به پشتیبانی هوایی خواهد پرداخت. همانطور که انتظار می‌رفت این اظهارات هیچ هیجانی در دولت افغانستان ایجاد نکرد.

باید خاطرنشان کرد که این آتش بس اولیه بین آمریکا و جهادی‌های طالبان منعقد شده و دولت رسمی افغانستان در آن نماینده‌ای نداشته است. اشرف غنی، رئیس جمهور افغانستان، در مورد صداقت طالبان و احترام آنها به آتش بس بلندمدت تردید دارد. وی عدم توافق طالبان با برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه را آزمون عدم صداقت آنها می‌داند.

به‌طور خلاصه آنکه:

  • یک مذاکرات سه جانبه در مورد آینده افغانستان در قطر تنها با شرکت دو طرف برگزار شد و ضرورتی برای حضور دولت واقعی افغانستان در آن احساس نشد.
  • این آتش بس یک آتش بس واقعی نبوده و از نظر تکنیکی به طالبان امکان می‌دهد تا جایی که کمتر از سطح معمولی باشد و علیه اهداف مناسب دولتی مرتکب خشونت شود.
  • آمریکا از این توافق به عنوان دلیل اساسی برای خروج دائمی نیروهای خود از افغانستان استفاده می‌کند حتی اگر توافق واقعی تنها هفت روز دوام بیاورد.
  • این آتش بس به عنوان راه حل صلح آمیز ساختار سیاسی آینده افغنستان معنا می‌شود در حالی که هیچ نکته‌ای در مورد حاکمیت ارضی یا چگونگی برگزاری انتخابات در آن وجود ندارد.
  • آتش بس مستلزم نظارت طرف ثالث بر تداوم مذاکرات است در حالی که آمریکا برای این کار احتیاط به خرج می‌دهد.

بنابراین، با توجه به تاثیر این اقدام آمریکا بر آینده افغانستان، به نظر می‌رسد که با حضور نیروهای آمریکا در افغانستان، صلحی وجود نخواهد داشت و با خروج آنها چشم انداز صلح نیز از بین خواهد رفت. بسیاری از فعالان محلی افغانستان معتقدند که احتمال صلح در این کشور تنها با خروج نیروهای خارجی به‌ویژه آمریکا امکانپذیر است. از نظر آنها، حضور آمریکا داعش را به آنجا کشانده و اوضاع را بدتر کرده است. بنابراین، تا زمانی که نیروهای آمریکا در افغانستان حضور دارند، داعش همچنان به عنوان یک مشکل باقی خواهد ماند و ارتش افغانستان هم به خاطر وابستگی به رهبری آمریکا، قدرتمند نخواهد شد. به‌طور متناقضی، بخش قابل توجهی از جامعه افغان فعلا با ترامپ هم عقیده هستند، هرچند که اقدامات ترامپ کاملا در راستای چرخه انتخاباتی آمریکاست.