رایان هاس و کوین دانگ  در یادداشتی که وب سایت اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد، نوشت: بطور سنتی در چنین شرایطی، آمریکا برای رهبری بین المللی با استفاده از قدرت منحصربفرد و عظمت اقتصادی، سیاسی و نظامی خود در بسیج منابع و ترغیب تلاش های بین المللی در مسیری مشترک، پیشقدم می‌شد. این امر در سونامی جنوب شرق آسیا، بحران مالی جهانی و شیوع ابولا در شرق آسیا مشهود بود. آمریکا عبور از این چالش های جهانی با همراهی چین را بازی با حاصل جمع مثبت تلقی می‌کرد. اما دیگر اینگونه نیست.

اکنون، بسیاری از سیاستمداران آمریکا همکاری با چین در واکنش به کووید-19 را حرکتی به ضرر خویش در «رقابت با حاصل جمع صفر» برای رهبری جهان قلمداد می‌کنند. از نظر آنها، چنین اقدامی مشروعیت بخشی به رهبری چین علیرغم عدم شایستگی آن است.

مقامات ارشد چین در این کوته نظری از همتایان آمریکایی خود عقب نمانده و به تئوری های توطئه در مورد ناشی شدن این ویروس از خارج از چین پرداخته و پاسخ پکن به شیوع ویروس را نشانه برتری سیستم حکومتی چین توصیف کرده اند.

در نتیجه، دو کشور قدرتمند جهان بر سر دلایل این همه گیری درگیرجنگ لفظی شدند تا تقصیر خسارت جهانی ناشی از این همه گیری را بر گردن دیگری بیندازند. این بحث ها احتمالا برای چین و آمریکا پیامدهای منفی خواهد داشت. هرقدر که این همه گیری شیوع بیشتری پیدا کند و اقتصادها را نابود سازد، آسیب هر دو کشور بیشتر خواهد بود.

نشانه چندانی از کاهش سرعت این گرداب سقوط به چشم نمی خورد. مقامات آمریکا معتقدند که آنها برای نشان دادن ارتباط بین غفلت اولیه چین در ووهان و شیوع جهانی این ویروس، تعهد اخلاقی دارند. هر قدر که ویرانی های کووید-19 بیشتر شود، عزم این مقامات برای به چالش کشیدن سیستم حکومتی اقتدارگرای چین راسخ تر خواهد شد.

این عقاید اخلاقی ممکن است با الزامات سیاسی داخلی ادغام شود. آمریکا در نوامبر امسال انتخابات ریاست جمهوری خواهد داشت. پس از چهار سال، رئیس جمهور ترامپ دیگر دارای اقتصاد قدرتمند نبوده و در مواجهه با بیکاری فزاینده، احتمالا تلاش خواهد کرد تا خشم مردم آمریکا را متوجه «ویروس چین» سازد.

این تلاش ها هم اکنون نیز در تاکید ناموفق مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، بر ارجاع کووید-19 به عنوان «ویروس ووهان» در بیانیه رسمی وزرای امور خارجه گروه7 و همچنین، در دستور العمل دیپلمات های آمریکا برای فشار بر دولت های میزبان به انتقاد از واکنش چین به شیوع این ویروس، مشهود است. اگر روند فعلی ادامه یابد، راهبرد دیپلماتیک آمریکا طی سال های آتی در آسیا احتمالا صرف تلاش برای مقصر دانستن پکن، شی جین پینگ و بطور کلی، حزب کمونیست چین خواهد شد.

علاوه براین، برای پیشبرد طرح هایی نظیر «شبکه نقطه آبی» وزارت خارجه آمریکا، اقداماتی در جریان خواهد بود که رویکردی جدید و چندجانبه برای ارتقای کیفیت، شفافیت و پایداری طرح های زیرساختی است. همچنین برای تحکیم گروه چهارگانه آمریکا-ژاپن-هند- استرالیا و تقویت موضع نظامی آمریکا در آسیا تلاش‌هایی صورت خواهد گرفت. شتاب دیدار مقامات ارشد آمریکا نظیر پمپئو، وزیر امور خارجه و مارک اسپر، وزیر دفاع، از این منطقه تداوم خواهد داشت. با این حال، این طرح ها احتمالا تحت الشعاع تمرکز دولت ترامپ بر پاسخگو ساختن رهبران چین بخاطر واکنش اولیه آنها به شیوع ویروس، قرار خواهد گرفت.

این تمرکز، عملا باعث ناهماهنگی آمریکا با همه کشورهای منطقه خواهد شد. اگرچه بسیاری از متحدان آمریکا در پنهان حامی انتقاد از رفتار چین خواهند بود اما بسیاری از آنها عضویت آشکار در این جنگ لفظی را منافی با منافع ملی خویش قلمداد خواهند کرد. مخصوصا پس از احیای اقتصاد چین، قبل از آمریکا و اروپا، نفوذ اقتصادی چین بزرگتر از آن خواهد بود که کشورهای همسایه آن بتوانند آن را نادیده بگیرند.

این امر باعث تشدید تنش در سراسر این منطقه خواهد شد و ظاهرا مسائل حاشیه ای نظیر نامگذاری کرونا ویروس، تصمیم گیری در مورد پروژه های طرح جاده و کمربند، استانداردهای تکنیکی برای تجهیزات 5- جی یا رای به نامزدهای ریاست آژانس های تخصصی سازمان ملل، به رقابت هایی برای سنجش طرفداران واشنگتن و پکن تبدیل خواهد شد.

هنوز معلوم نیست که واشنگتن به تشدید رقابت خود با پکن ادامه دهد. دولت های آینده آمریکا ممکن است به جای رویارویی متقابل با چین به توسعه یک راهبرد در آسیا اولویت دهند. همچنین معلوم نیست که چین هم این موضع خارجی گزنده خود را ادامه دهد. اما فعلاً واقعیت همین هست. آماده باش! زیرا اوضاع قبل از اینکه بهتر شود بدتر خواهد شد.