دنیس جی. اسنواِر در مطلبی که اندیشکده بروکینگز آن را منتشر ساخت، نوشت: دولت‌ها در سراسر جهان در وضعیت بحرانی قرار دارند و جنگ علیه ویروس کرونا در دو جبهه در جریان است: الف) مهار همه‌گیری از طریق فاصله‌گذاری اجتماعی ب) سقوط اقتصادی پس از آن.

وقتی‌که بحران ویروس کرونا تمام شود امیدواریم متوجه جهان جدیدی شویم؛ جهانی که بتوانیم درس‌های بزرگ و بلندمدت بیاموزیم؛ جهانی که در آن بتوانیم خطرهایی را ببینیم که باید مدت‌ها قبل‌تر متوجه آن می‌شدیم؛ جهانی که بتوانیم پیامدهای این خطرها را برای سیاست دولت‌ها درک کنیم.

درس اول از بحران همه‌گیری ویروس کرونا این است که ما باید خیلی قبل‌تر متوجه شیوع آن می‌شدیم. کمیسیون چارچوب خطر بهداشت جهانی برای آینده گزارشی تحت عنوان «بُعد مغفول امنیت جهانی؛ چارچوبی برای مقابله با بحران بیماری‌های عفونی» در سال 2016 منتشر ساخت.

در گزارش یادشده آمده است: «خسارات بالقوه اعم از جانی و معیشتی عظیم است. هزینه‌های اقتصادی به‌تنهایی می‌تواند فاجعه‌بار باشد. خسارات سالیانه ناشی از همه‌گیری بیماری بیش از 60 میلیارد دلار است. با چنین وضعیتی، پیشنهاد می‌کنیم هزینه‌ها به میزان 5/4 میلیارد دلار در هر سال افزایش تدریجی داشته باشد.»

در مقایسه با هزینه اقتصادی یادشده، بسته‌های اقتصادی که قرار است اجرایی شود و هزینه‌های اقتصادی بیکاری و ورشکستگی که این بسته‌ها قادر به جلوگیری از آن‌ها نیست، مبلغ 5/4 میلیارد دلار در سال کمک‌هزینه مختصری است.

هیئت نظارت بر آمادگی جهانی گزارشی تحت عنوان «جهان درخطر است» در سال 2019 منتشر ساخت و ادعا کرد که «شیوع سریع و به‌شدت کشنده بیماری حاد تنفسی جان 50 تا 80 میلیون نفر را گرفته و 5 درصد از اقتصاد جهانی را نابود خواهد کرد. جهان درخطر است. با همدیگر و به شکل دسته‌جمعی ابزارهایی برای نجات خودمان و اقتصادمان داریم.»

مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی گزارشی تحت عنوان پایان بخشیدن به چرخه بحران‌ها و خشنودی در امنیت بهداشت جهانی در نوامبر 2019 منتشر ساخت. در این گزارش آمده است: «با افزایش جمعیت جهانی به 7/9 میلیارد نفر تا سال 2050 و با شدت گرفتن کشاورزی و افزایش شهرهای بزرگ و با تراکم بسیار زیاد و نیز با گرم‌تر شدن زمین، تهدیدهای ناشی از بیماری‌های عفونی نوپدید به‌شدت افزایش می‌یابد. هزینه‌های بلندمدت برنامه‌های حفاظتی و پیشگیری راهبردی تنها کسری از هزینه‌های نجومی پاسخ بخشی و نامنظم به بحران‌های نوپدید و ناگهانی است. هیچ‌کس نمی‌تواند ادعا کند که به ما هشدار داده نشده است. عدم‌موفقیت جهانی برای مقابله با همه‌گیری بیماری، ناشی از خشنودی و غفلت است.»

تنها یک ماه بعد از گزارش اخیرالذکر، اولین مورد از همه‌گیری ویروس کرونا اعلام شد. از آن زمان تاکنون، دولت‌ها در سراسر جهان برای محافظت از شهروندان خود تلاش کرده‌اند که ازجمله اقدامات آن‌ها می‌توان به آزادسازی ظرفیت بیمارستانی، تولید کیت‌های آزمایش، محدودیت تردد و سفر، ایمن‎‌سازی مرزها، ارائه بسته‌های اقتصادی حمایتی برای افراد بیکار شده در اثر همه‌گیری کرونا اشاره کرد. هر کشوری برای کاهش تأثیرات منفی شیوع ویروس کرونا بر شهروندانش، با کسری بودجه جدیدی مواجه خواهد شد.

 

رویکرد “اول من” توسط ترامپ استراتژی کاملا شکست خورده

این وضعیت ما را به درس دوم رهنمون می‌سازد که باید از همه‌گیری ویروس کرونا بیاموزیم. در شرایط همه‌گیری ویروس کرونا، اتخاذ رویکرد «اول من» توسط ترامپ و برخی رهبران سیاسی جهان یک استراتژی کاملاً شکست‌خورده برای مقابله با همه‌گیری ویروس یادشده است. چرا؟ برای اینکه ویروس کرونا مرز نمی‌شناسد. مادامی‌که تماس‌های مردمی و مبادله کالا در سراسر مرزها وجود دارد، امری که برای اقتصاد جهانی بسیار حیاتی است، ویروس در جهان جولان خواهد داد. در عمل ردیابی تمامی افراد و ابزارها و وسایل متحرکِ آلوده به ویروس، به‌ویژه به‌واسطه دوره کمون و نهفتگی طولانی آن و متوقف ساختن ویروس یادشده غیرممکن است.

تنها راه شکست ویروس کرونا در یک کشور، نابودی و سرکوب این ویروس در همه جهان است. جامعه جهانی به‌خوبی این نکته را با توجه به ریشه‌کنی همه‌گیری فلج اطفال درک می‌کند، اما این نکته را در همه‌گیری ویروس کرونا فراموش کرده است.

ازاین‌رو، دولت‌ها باید منابع خود را برای مهار ویروس کرونا در سراسر جهان تجمیع کنند. برای شکست این ویروس باید همکاری چندجانبه صورت گیرد. بدون چندجانبه‌گرایی، مردم در گوشه و کنار جهان از افراد مسن و آسیب‌پذیر گرفته تا پزشکان و کادر درمانی، معلمان و کارمندان و غیره همچنان جان خود را از دست خواهند داد.

درس سومی که باید بیاموزیم این است که سقوط اقتصادی را نباید با سیاست‌های مشابه 9، علاج کرد. ما با رکود بزرگ مواجه نیستم، بلکه امر جدیدی است. سرجمع تقاضاها کاهش نیافته است. در عوض، تمامی فعالیت‌های اقتصادی که مستلزم تعامل فیزیکی است هم در بخش تولید هم در بخش مصرف سقوط کرده است. رستوران‌ها بسته شده‌اند، درحالی‌که سرویس تحویل کالا توسط آمازون ناکافی و بسیار کمتر از تقاضا است. باید این وضعیت را «ناهمگونی بزرگ اقتصادی» نامید.

برای مقابله با بحران اقتصادی جدید باید مردم را تشویق به ترک محل کار کنیم که به‌واسطه همه‌گیری ویروس کرونا از بین رفته است. در چنین وضعیتی سیاست بازار کار فعالی مورد نیاز است.

در کوتاه‌مدت تعداد مشاغلی که در بخش‌های فیزیکی یکپارچه از بین رفته‌اند بسیار بیشتر از تعداد مشاغلی است که در بخش‌های فیزیکی جدا از هم ایجاد شده‌اند. آنچه دولت‌ها باید برای مقابله با بحران اقتصادی جدید انجام دهند ترویج تحول اقتصادی‌ای است که به ناهمگونی بزرگ اقتصادی بپردازد. بجای تزریق اعتبارات تریلیون دلاری جهت حفظ مشاغل از بین رفته، باید کسری از این مبلغ را برای تقویت و گسترش پیش‌شرط لازم جهت تنظیم بازارهای کار و تولید هزینه کرد.

بیمه آتش‌سوزی منزل را انجام می‌دهید درحالی‌که خانه شما آتش نگرفته است. این یک اقدام پیشگیرانه است که به شما آرامش خاطر می‌دهد و انجام هزینه برای چنین امری ارزشمند است. بیمه کردن برای همه‌گیری فرقی با بیمه آتش‌سوزی منزل ندارد. انجام این امر، دو وجهی است: 1- سرمایه‌گذاری در ظرفیت بهداشتی 2- سرمایه‌گذاری برای متنوع‌سازی زنجیره جهانی عرضه، به‌گونه‌ای که کمتر متکی به فرایندهای تعاملی فیزیکی باشد.