گونکا اکوز گوک در مطلبی که موسسه امور بین‌الملل استرالیا منتشر کرد، نوشت: جنگ در سوریه به نقطه عطفی در سیاست خارجی ترکیه در قبال منطقه خاورمیانه تبدیل شده است. آنکارا با وضعیت دشوار و مشکل فزاینده‌ای جهت پی‌جویی سیاست‌هایش در قبال سوریه مواجه شده است.

جنگ خشونت‌بار در سوریه از سال 2011، به بخش عمده این کشور آسیب زده است. براساس آمار کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد در ماه‌های اخیر فقط در استان ادلب به عنوان یک منطقه آشوب‌زده در شمال شرق سوریه بیش از 900 هزار نفر خانه‌های خود را ترک کرده‌اند.

ترکیه که میزبان نزدیک به 1 میلیون مردم آواره سوریه است تصمیم به گشودن مرزهایش به اروپا بر روی آوارگان گرفته و بعد از کشته شدن 30 تن از سربازهایش از ناتو درخواست نشست مشورتی کرده است.

تشدید درگیری در ادلب بین ارتش سوریه و نیروهای ترکیه، مسائل زیادی درباره آینده تلاش‌های چندجانبه جهت یافتن راه حل برای بحران سوریه مطرح ساخته است؛ بحرانی که چندین سال است ادامه دارد. ازجمله مسائل مطرح شده در باره آینده سوریه می‌توان به مشارکت شکننده ترکیه – روسیه در ادلب، سرنوشت توافق اتحادیه اروپا – ترکیه درباره آوارگان سوری و بدترشدن وضعیت انسانی آوارگان اشاره کرد.

 

سیاست خارجی ترکیه در منطقه

سیاست خارجی ترکیه بر پایه اصل آرامش در داخل و جهان بنا شده است. با توجه به موقعیت جغرافیایی این کشور که در مجاورت نواحی بی‌ثبات و بحرانی خاورمیانه قرار دارد، آنکارا همیشه ناچار بوده ابزارهای سیاست خارجی‌اش را در بستر تحولات شکننده منطقه‌ای انتخاب کند. ترکیه از زمان عصر جنگ سرد برای یافتن موازنه بین مناسباتش با غرب و روابط با همسایگانش در منطقه تقلا کرده است.

ترکیه بعد از تلاش‌های ناموفقش برای تشکیل منطقه پرواز ممنوعه در مناطق شمالی سوریه، تصمیم به مداخله نظامی در این کشور گرفت. آنکارا برای توجیه مداخله نظامی‌اش در سوریه به دغدغه‌های امنیتی و انگیزه‌های انسانی در ارتباط با آوارگان سوری متوسل شد.

 

همکاری روسیه ترکیه در سایه تحولات ادلب

سال‌ها پس از 2016، همکاری بین ترکیه و روسیه در چند زمینه افزایش داشته است که ازجمله می‌توان به خط لوله گاز ترک استریم و تحویل سامانه دفاع هوایی اس- 400 اشاره کرد. تحویل سامانه دفاع هوایی روسی به ترکیه در زمانی اتفاق افتاد که حمایت واشنگتن از اکراد منجر به نارضایتی آنکارا هم از آمریکا و هم از ناتو شده است. همکاری با روسیه، آنکارا را قادر می‌سازد تا سطحی از استقلال را در روابطش با متحدان غربی و اعضای ناتو حفظ کند و نیز فرصتی برای نمایش بدیل غرب در مناسباتش است.

اگرچه روسیه و ترکیه همکاری در سوریه را در چارچوب گفتگوهای آستانه در سال 2017، برای طرح مشترک آتش بس آغاز کردند، اما این دو کشور به‌طور اساسی از راه‌حل‌ها برای جنگ در سوریه به‌طور اعم و درگیری در ادلب به‌طور اخص حمایت کردند.

ترکیه عمدتاً به دنبال مقابله با افزایش نفوذ یگان‌های مدافع خلق و جلوگیری از تسری این نفوذ به داخل خاک خود و برقراری منطقه پرواز ممنوعه بوده است. اما در سوی دیگر، روسیه از دولت سوریه حمایت می‌کند و به دنبال دولت فراگیر در این کشور با حضور همه طرف‌ها و گروه‌های سوری ذینفع، ازجمله اکراد در روند برقراری صلح فراگیر است. روسیه همچنین به دنبال برچیدن فعالیت‌های تروریستی است. در حالی که ترکیه از دولت اسد انتقاد می‌کند، روسیه از ترکیه به واسطه عدم مقابله با فعالیت‌های تروریستی انتقاد کرد.

بعد از گفتگوهای فشرده بین پوتین و اردوغان، آتش بس در ادلب برقرار شد و طرفین در خصوص کاهش درگیری و گشتزنی مشترک نیز توافق کردند. البته احتمال تبدیل شدن این توافق به صلح دائمی در ادلب اندک است.

 

نتیجه‌گیری

اگرچه پتانسیل ترکیه در موضوعات و مسائل منطقه‌ای در برخی موارد همچون مشارکت در گفتگوهای صلح آستانه وجود دارد، اما به نظر می‌رسد آنکارا در شرایط دشواری گیر کرده و به بخشی از رقابت‌های درون منطقه‌ای و فراتر از آن تبدیل شده است.

به واسطه اختلاف نظر ترکیه با روسیه و ایران در خصوص دولت سوریه و نیز به دلیل اختلاف نظر ترکیه با متحدان غربی‌اش در خصوص پیشبرد استراتژی‌ها در قبال سوریه، آنکارا یا تنها مانده یا باید به بخشی از بازی قدرت بین روسیه ایران از یک سو و آمریکا و اتحادیه اروپا در سوی دیگر در ارتباط با سوریه به پیوندد.

روی هم رفته، درخواست ترکیه از ناتو برای تشکیل نشست مشورتی اضطراری و بازگشایی مرزهایش به سمت اروپا به روی آوارگان بار دیگر نشان از تلاش آنکارا برای قرار دادن بحران سوریه در دستورکار بین‌المللی دارد. این تلاش ترکیه دو هدف را مد نظر دارد. اول اینکه به غرب برای پرداختن به مسئله آوارگان فشار وارد سازد. دوم اینکه اتحادیه اروپا را وادار سازد تا به روسیه برای حصول توافق در خصوص سوریه فشار وارد نماید.