پیر نوئل در یادداشتی که وب‌سایت مؤسسه بین‌المللی مطالعات استراتژیک آن را منتشر کرد، نوشت: سقوط قیمت نفت در مارس 2020 احتمالاً زیاد دوام نخواهد داشت. همانند سال 2014 که قیمت نفت از 110 دلار در عرض چند هفته به زیر 50 دلار سقوط کرد، این بار هم سقوط قیمت نفت موجب فروپاشی موقتی صنعت نفت شیل آمریکا خواهد شد.

نفت ارزان، پشتیبان تلاش سیاستمداران برای کمک به اقتصاد جهانی خواهد بود، مگر اینکه شیوع کرونا ویروس یک وضعیت آخرالزمانی ایجاد کند. بااین‌حال، سقوط قیمت نفت این بار یک تفاوت مهم و ماندگار دارد که پیامدهای ژئوپلیتیکی و بازاری مهمی برای صنعت انرژی به دنبال خواهد داشت. درواقع، سقوط قیمت نفت مقدمه تغییر مسیر آینده کل انرژی یعنی سقوط آن است.

شاید در ابتدا این‌طور به نظر نرسد. عربستان سعودی به‌زودی به این نتیجه خواهد رسید که تصمیم مرگبار این کشور برای افزایش تولید نه‌تنها موجب نابودی نفت شیل آمریکا خواهد شد، بلکه درآمد عمومی خودش را نیز از بین خواهد برد. چیزی نخواهد گذشت که ریاض دوباره در کاخ کرملین را خواهد زد. وقتی عرضه نفت شیل آمریکا فرو پاشید، روسیه همکاری با عربستان سعودی را از سر خواهد گرفت.

تا آن زمان، یعنی احیای اقتصاد جهانی از بحران کوید-19، کاهش متوسط تولید توسط این دو کشور به احیای بازار نفت شتاب خواهد بخشید. سرانجام تولیدکنندگان شیل آمریکا نیز باز خواهند گشت. بااین‌حال، این بازگشت اجتناب‌ناپذیر نباید ما را از دو عامل اساسی منحرف کند که اکنون باعث تحول در بازار نفت و گاز می‌شود. نخست، انقلاب شیل سودمندی این صنعت را از اساس کاهش داده است. دوم، انقلاب در انرژی تجدیدپذیر نیز همچنان تقاضا را کاهش خواهد داد.

این دو عامل روی‌هم‌رفته سودمندی کل صنعت هیدروکربن را در جهان تحت‌فشار گذاشته‌اند. این امر ازیک‌طرف به معنای کاهش دلارهای نفتی برای حمایت از بودجه ملی کشورهای تولیدکننده نفت بوده و از طرف دیگر، به معنای کاهش سود شرکت‌های سودآور نفتی است که به‌طور سنتی بخش بزرگی از بازار سهام، یعنی مؤلفه مهم صندوق‌های بازنشستگی متعدد کشورهای غربی است.

ازنظر تاریخی، مزیت‌های زمین‌شناسی منحصربه‌فردی تولید نفت را در کشورهایی مثل عربستان سعودی ارزان کرده است. از آنجائی که هزینه تولید نفت و گاز بسیار پایین‌تر از قیمت بازار است، سود گزاف این صنعت نیز بسیار عظیم بوده است. علاوه بر این، هماهنگی و تبانی تولیدکنندگان با هزینه‌های پایین نیز راهبردی هوشمندانه بوده است به‌طوری‌که از دست رفتن سهم بازار ناشی از کاهش تولید، بلافاصله به‌واسطه افزایش قیمت جبران شده است و این هدف وجودی اوپک محسوب می‌شود.

بااین‌حال، این سود سرشار به‌واسطه انقلاب نفت شیل آمریکا تغییر کرد. آمریکا به‌عنوان یک منطقه تولیدکننده نفت عظیم ظهور کرد که برای پاسخ سریع به تغییرات قیمت توانایی چشمگیری داشته و به‌مرورزمان هزینه‌های تولید را کاهش می‌داد. دیگر، کاهش نفت ارزان اوپک صرفاً موجب افزایش عرضه آمریکا شده و قیمت جهانی را چندان تحت تأثیر قرار نمی‌داد.

دلیل خودداری روسیه از کاهش تولید این ماه نیز همین بود. اگرچه کاهش تولید روسیه موجب افزایش قیمت جهانی نفت می‌شد (که با توجه به شوک عظیم شیوع کرونا ویروس بر تقاضا، مورد تردید است) اما از کاهش نفت شیل آمریکا (چیزی که روسیه خواهان آن است) نیز جلوگیری می‌کرد.

تأثیر شیل بر صنعت گاز طبیعی حتی بیشتر بوده است. در حال حاضر، صادرات گاز طبیعی مایع آمریکا سقفی مؤثر بر قیمت‌های جهانی است.

از سوی دیگر، انقلاب در انرژی تجدید پذیر در صدر همه این‌ها قرار دارد. در سراسر جهان، انرژی خورشیدی و بادی به گزینه‌ای ارزان‌تر برای تولید برق تبدیل شده است. هزینه ذخیره‌سازی کاهش داشته و مدیریت شبکه نیز بهبود یافته است. حتی در آمریکا، انرژی‌های تجدید پذیر جایگزین گاز و زغال‌سنگ می‌شود. برقی کردن خودروها نیز تقاضای نفت را بیش‌ازپیش کاهش داده است. بااین‌وجود، حذف کامل مصرف سوخت فسیلی مستلزم مشارکت پایدار دولت‌ها است که اطمینانی به آن نیست، هر چند که سوددهی معمولی این بخش رو به کاهش است.

پایان مصرف نفت و گاز به این زودی اتفاق نخواهد افتاد اما پایان هیدروکربن به‌عنوان صنعتی سودآور احتمالی قریب به یقین است. اکنون ما شاهد سقوط چشمگیر قیمت نفت هستیم، اما این سقوط قیمت صرفاً پیامی است که از آینده این صنعت خبر می‌دهد.