یوکون هوانگ در یادداشتی که وب سایت اندیشکده کارنگی منتشر کرد، نوشت: اقدامات سختگیرانه پکن زودتر از آنچه پیش‌بینی می‌شد، این همه‌گیری را تحت کنترل درآورد. اگرچه میزان شیوع و گستردگی این ویروس، جامعه چین را فلج کرد، اما تعطیلی سراسری باعث کاهش همه‌گیری آن در اواسط فوریه شد. شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، 10 مارس در دیدار از شهر ووهان، کانون بحران و مرکز استان هوبی، ژست پیروزی گرفت. 19 مارس، تعداد موارد ابتلای جدید به ویروس در داخل چین به صفر رسید. همه موارد جدید بیماری نیز کسانی بودند که چین را از اروپا امن‌تر تلقی کرده و از اروپا، کانون جدید این همه‌گیری، به چین بازگشته بودند و یا از آمریکا آمده بودند که شیوع این ویروس در آنجا شتاب گرفته است.

با این حال، آسیب اقتصادی این ویروس بر چین شدید بوده و چشم‌انداز احیای اقتصادی (حتی با وجود حمایت‌های مالی عظیم) همچنان نامعلوم است. بازسازی پایدار ظرفیت تولیدی چین در هفته‌های آینده مستلزم احیای تقاضای آمریکا است که البته بعید به نظر می‌رسد. شاخص‌های اقتصادی اخیرا اعلام شده‌ی چین برای ماه‌های ژانویه و فوریه، بسیار ضعیف‌تر از پیش‌بینی‌های ناظران بازارها است. در مقایسه با سال گذشته، خرده فروشی 20.5 درصد و تولیدات صنعتی 13.5 درصد کاهش یافته است که بدترین ارقام در سابقه اقتصادی چین محسوب می‌شود.

برنامه‌های قرنطینه طولانی‌مدت، جلوی بازگشت میلیون‌ها کارگر مهاجر به سر کار را گرفته و کارخانه‌ها به خاطر کمبود نیروی کار و قطعات اساسی، هنوز به ظرفیت کامل خود باز نگشته‌اند. تحلیلگران،  پیش‌‌بینی‌های خود از اقتصاد چین را تغییر داده و تقریبا مطمئن هستند که اقتصاد چین در سه ماهه اول کاهشی تاریخی را تجربه خواهد کرد. حتی با وجود محرک‌های مالی چشمگیر و کاهش نرخ سود، برآوردها از رشد اقتصادی 2020 چین از 1 درصد تا 4 درصد متغیر بوده است، در حالی که برآوردهای اولیه 6 درصد بود. در مقام مقایسه، چین کل ضرر اقتصادی ناشی از ویروس سارس در سال 2003-2002 را در کوتاه‌مدت به واسطه افزایش قابل توجه تقاضای مصرف در غرب جبران کرد و نمودار احیای اقتصادی در آن زمان به شکل «V» بود. همچنین، چین از بحران مالی 2008 نسبتا تاثیر نپذیرفت و تداوم عملکرد شبکه‌های عرضه و تولید جهان، امکان حفظ سرعت رشد را برای آن فراهم ساخت.

در حالی که حرکت اقتصادی چین به آرامی آغاز شده است، اقتصاد‌های بزرگ اروپا در آشوب کرونا گرفتار هستند و آمریکا هم با اقدامات مالی بی‌سابقه، هنوز در مراحل اولیه تشدید واکنش خویش است. احتمالا چین در پیدا کردن مشتریان کافی در اروپا دچار سختی خواهد شد و بازارهای نوظهور در جاهای دیگر هم برای جبران بازار اروپا کافی نیست. بخش خودروسازی، به خاطر تعطیلی شرکت‌های بزرگ غرب و تجهیزات ارتباطات، به خاطر اختلال در زنجیره عرضه، جزو بخش‌هایی هستند که تحت تاثیر قرار گرفته‌اند.

این همه‌گیری احتمالا دولت آمریکا را به بازنگری در منطق اساسی استفاده گسترده از تعرفه‌ها وادار می‌کند که هدف آنها فشار بر چین برای انجام اصلاحات تجاری و سرمایه‌گذاری است. مرحله اول توافق تجاری که در ماه ژانویه منعقد شده بود، اکنون غیر فعال است، زیرا امکان اجرای توافق و خرید مقدار معتنابهی از کالاهای آمریکا امسال برای چین فراهم نیست. از همه مهم‌تر، راهبرد آمریکا برای هماهنگ‌‌سازی تعرفه‌ها با محدودیت‌های تجاری با اولویت‌های جدید، نظیر تضمین دسترسی تولیدکنندگان به قطعات ضروری، سازگار نیست. خوب یا بد، اقتصاد جهان بر به‌هم پیوستگی استوار است. برای احیای رشد اقتصادی در چین و غرب، احیای تجارت جهان و شبکه کارآمد عرضه حیاتی است.