شاهین ولی در مطلبی که شورای روابط خارجی آلمان آن را منتشر ساخت، نوشت: امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در فوریه 2020 در خصوص سیاست فرانسه در ارتباط با بازدارندگی هسته‌ای سخنرانی کرد. سخنرانی مکرون با مصاحبه وی با رسانه‌ها در کنفرانس امنیتی مونیخ در 15 فوریه 2020 کامل شد.

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه در سخنرانی یادشده و در کنفرانس امنیتی مونیخ قویاً بر پی‌جویی دیالوگ راهبردی با شرکای اروپایی، ازجمله شامل بحث و بررسی پیرامون نقش بازدارندگی هسته‌ای همراه با سیاست دفاعی و امنیتی متعارف تأکید کرد.

هدف وی، دوگانه بود. از یک‌سو، فرانسه به دنبال تقویت استقلال راهبردی اروپا در بستری است که در آن آمریکا به‌طور فزاینده متحدی غیرقابل اتکا و غیرقابل‌پیش‌بینی قلمداد می‌شود. از سوی دیگر، پاریس به دنبال تعامل با آلمان در زمینه مسائل دفاعی و امنیتی است نه اینکه صرفاً دریافت‌کننده نهایی مسائل مرتبط با ناحیه یورو یا سیاست صنعتی اتحادیه اروپا باشد.

سخنرانی مکرون در بستر ژئواستراتژیکی و هسته‌ای متفاوت از سال‌های گذشته ایراد شد. اول اینکه تاکید کرد: بازگشت آزمایش و تسلیحات هسته‌ای کره شمالی و رد پیمان منع موشک‌های هسته‌ای میان برد توسط آمریکا که در سال 2021 منقضی می‌شود و تهدید واشنگتن به عدم تمدید پیمان استارت که در سال 2021 منقضی می‌شود، نگرانی‌ها درباره اشاعه هسته‌ای را افزایش داده است.

دوم اینکه اظهار داشت: فناوری هسته‌ای هم در آمریکا و هم در روسیه افزایش یافته است که نتیجه این افزایش، تجهیزات مافوق صوت برای تسلیحات هسته‌ای، اژدرافکن‌های قاره‌پیما و تسلیحات مجهز به قطعات هسته‌ای و رادیو اکتیو است که مرز بین جنگ‌افزار شیمیایی و متعارف را از بین برده است.

سوم اینکه افزود: به‌موازات افزایش بی‌ثباتی ژئواستراتژیک و خطرها، فشارهای مردمی برای برچیدن تسلیحات هسته‌ای در سراسر جهان، به‌ویژه از زمان معاهده منع تسلیحات هسته‌ای در سپتامبر 2017 توسط 80 کشور شامل اتریش و ایرلند بیشتر شده است.

دکترین بازدارندگی هسته‌ای فرانسه برای واکنش به تهدیدها با ماهیت هسته‌ای طراحی شده، اما اینک به پیوستار نیروی نظامی متعارف این کشور ارتقا یافته است. تهدید کلی اولیه برای وارد ساختن خسارت غیرقابل قبول و تخریب سرزمین و جمعیت به‌تدریج به تهدید راهبردی‌تر علیه اهداف اقتصادی و سیاسی تبدیل شده است. بعلاوه، تعریف فرانسه از منافع حیاتی گسترش یافته و بُعد اروپایی پیدا کرده است.

فرانسه همچنان بازدارندگی هسته‌ای را به‌عنوان مؤلف اساسی برای دفاع و حفاظت از حاکمیت خود و اروپا قلمداد می‌کند. دولت فعلی فرانسه عقب‌نشینی آمریکا که بعد از جنگ عراق شروع شد و در دوره دولت ترامپ نمایان گردید را دلیل اصلی استراتژی هسته‌ای مستقل خود قلمداد می‌نماید.

مکرون تأکید دارد که امنیت اروپا باید بر پایه دو رکن ایجاد شود: ناتو و ظرفیت دفاعی اروپا. ظرفیت دفاعی اروپا مستلزم ظرفیت دفاعی مشترک و بازدارندگی هسته‌ای است. فرانسه برنامه مالی چندساله برای بخش نظامی دارد که شامل اختصاص 37 میلیارد یورو است و این میزان اعتبار مالی طی سال‌های 2019 لغایت 2025 فقط به استراتژی بازدارندگی هسته‌ای اختصاص می‌یابد. این تعهد مالی احتمالاً تا سال 2030 برای توسعه فناوری‌های جدید همچون سیستم‌های مافوق صوت افزایش خواهد یافت.

تاکنون واکنش آلمان و بقیه اروپا به درخواست مکرون برای دیالوگ راهبردی در زمینه بازدارندگی هسته‌ای محدود بوده است. از زمان سخنرانی اَلن ژوپه، نخست‌وزیر فرانسه در سال 1995 در ارتباط با سیاست هسته‌ای جسورانه که در آن وی پیشنهاد بازدارندگی هسته‌ای یکپارچه همراه با شرکای اروپایی را مطرح نمود، آلمان و فرانسه فقط به گفتگو در این زمینه اکتفا کردند؛ اما فرانسه و انگلیس پیشرفت قابل‌توجهی در این خصوص داشته‌اند.

جای تأسف خواهد بود چنانچه دیالوگ بی‌ثمر فرانسه و آلمان برای یک نسل دیگر ادامه داشته باشد. ممکن است پیشنهاد مکرون برای همکاری با آلمان ناقص باشد، اما می‌تواند آغازی برای مباحث سیاسی در داخل آلمان باشد.

رودریچ کیستواتر، عضو حزب دمکرات مسیحی و سخنگوی کمیته سیاست خارجی پارلمان آلمان پیشنهاد کرده است که پیمان فرانسه – انگلیس می‌تواند اساسی برای راهبرد بازدارندگی هسته‌ای اروپا باشد و از محل بودجه نظامی اروپا تأمین مالی شود.

راینر آرنولد از حزب سوسیال دمکرات و سخنگوی دفاعی پارلمان آلمان پیشنهاد مکرون را رد کرد و گفت این امر موجب تضعیف ناتو خواهد شد که برای آمریکا غیرقابل قبول است.

جوهان وادفول، معاون گروه نمایندگان پارلمانی آلمان پیشنهاد کرد که استراتژی هسته‌ای اروپا می‌تواند قابل‌قبول باشد چنانچه به‌طور کامل تحت فرماندهی ناتو باشد. از سوی دیگر، وزیر دفاع آلمان ضمن پاسخ محافظه‌کارانه به پیشنهاد مکرون، علاقه کمی به هرگونه پیشنهادی ورای ناتو نشان داد.

حزب سبزهای آلمان همچنان خواهان خلع سلاح هسته‌ای در سطح جهانی و درنتیجه برای تعامل بیشتر در این قبیل مسائل ژئواستراتژیک بی‌میل هستند.

بعید است پیشنهاد مکرون برای راهبرد بازدارندگی هسته‌ای اروپا تغییری در واکنش‌های مختلف مقامات آلمان ایجاد کند. پیشنهاد یادشده باید به‌عنوان فرصتی برای نسل آتی رهبران آلمان جهت آغاز دیالوگ، ابتدا در داخل آلمان و سپس با فرانسه مورد استفاده قرار گیرد.

اگرچه این قبیل مباحث دشوار و طولانی است همانند مباحث مربوط به پول واحد اروپایی (یورو)، اما غیرقابل‌اجتناب است. این مباحث باید به موضع منسجم و یکپارچه آلمان منجر شود. اگر آلمان بلادرنگ اصل بازدارندگی هسته‌ای را رد کند، در آن صورت همانند اتریش و ایرلند باید معاهده منع تسلیحات هسته‌ای سال 2017 را امضا و تصویب کند.

چنانچه آلمان اصل بازدارندگی هسته‌ای را در بستر ناتو و تضمین امنیتی آمریکا بپذیرد، معلوم نیست چرا این کشور استراتژی بازدارندگی هسته‌ای مستقل اروپا را رد می‌کند. اگر آلمان اصل بازدارندگی هسته‌ای مستقل را بپذیرد، فرانسه و آلمان در عمل می‌توانند یکپارچگی سرزمینی و جمعیتی خود را به‌عنوان بخشی از منافع حیاتی یکدیگر بپذیرند.

آلمان باید تصمیم بگیرد که خواهان گسترش چتر هسته‌ای فرانسه برای حفاظت از سرزمین و جمعیت خود است یا اینکه به‌تدریج می‌خواهد دکترین، استراتژی، فرماندهی و نیروهای هسته‌ای یکپارچه مشترک بین دو کشور را توسعه دهد.

در پایان گفتگو بین آلمان و فرانسه، دو کشور می‌توانند به‌صورت مشترک مسئول سیاست امنیتی اروپا باشند و فرماندهی مشترک نیروی بازدارندگی هسته‌ای اروپا را در اختیار گیرند. البته چنین همکاری می‌تواند چالش حقوقی در ارتباط با معاهده منع اشاعه هسته‌ای ایجاد کند که این دو کشور آن را امضا کرده‌اند.