وب‌سایت اندیشکده بروکینگز نوشت: جان آلن، رئیس اندیشکده بروکینگز و کسی که کل نیروهای آمریکا و ناتو در افغانستان را از 2011 تا 2013 رهبری کرده است، درباره این توافق معتقد است که طالبان غیرقابل‌اعتماد است. دکترین آن‌ها با مدرنیته و حقوق زنان ناسازگار است. به لحاظ عملی، طالبان به انجام نظارت‌های درونی ضروری و نظم و انضباط سازمانی برای اجرای تمام و کمال این توافق قادر نیست. طالبان نه‌تنها برای توافق موسوم به «توافق ایجاد صلح در افغانستان» احترامی قائل نیست، بلکه این توافق موجب صلح نیز نخواهد شد. جان آلن درباره این توافق شبهه‌هایی نیز مطرح می‌کند ازجمله اینکه؛ آمریکا متعهد به انجام تعداد قابل‌توجهی تعهدات مشخص است درحالی‌که طالبان متعهد نیست؛ آمریکا و طالبان به گفتگوهای بین الافغانی متعهد شده‌اند اما خشونت‌های جاری مانع از انجام این امر می‌شود؛ ظرفیت خود طالبان برای کنترل خشونت‌ها، حتی اگر خواهان آن باشند، محدود است؛ توافق فعلی، دولت افغانستان را به آزادی 5 هزار جنگجوی طالبان تا 10 مارس ملزم می‌سازد، اما این آزادی بی‌حساب‌وکتاب بلافاصله با افزایش خشونت همراه شده است؛ و از همه مهم‌تر، آمریکا نتوانسته است حداقل استاندارد قابل‌قبول بین‌المللی برای حقوق زنان را برقرار سازد.

طالبان می‌داند که امسال چه سالی است. آن‌ها می‌دانند که نیروهای آمریکایی تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از افغانستان خارج خواهند شد. آن‌ها مطمئن هستند که دولت آمریکا می‌خواهد این توافق را سند تحقق وعده‌های انتخاباتی ترامپ قلمداد کند. شاید طالبان قاچاقچیان مواد مخدر، خشونت‌طلب و تروریست باشند، اما بی‌فکر هم نیستند.

به اعتقاد بروس ریدل، عضو ارشد مرکز اطلاعات و امنیت قرن 21 و مرکز سیاست خاورمیانه، تعجبی ندارد که طالبان این توافق را یک پیروزی تلقی کرده است.

وزیر دفاع آمریکا اظهار کرده است که پنتاگون مرحله اول خروج نیروهای آمریکا و کاهش آن از 12 هزار به 8600 نیرو را آغاز کرده است. ناتو نیز در حال خروج از افغانستان است. این توافق ابقای نیروی ضد تروریسم یا هرگونه آموزش برای ارتش افغانستان را نمی‌پذیرد. به‌طور خلاصه، این توافق، ارتش دولت افغانستان را تنها گذاشته و آینده مقابله با تروریسم در این منطقه را به دست طالبان و حامیان پاکستانی آن‌ها سپرده است.

در این مذاکرات، عدم مشارکت دولت به رسمیت شناخته شده بین‌المللی افغانستان، به رهبری اشرف غنی، نقص اساسی این توافق به شمار می‌رود. دولت ترامپ با پذیرش درخواست طالبان برای کنار گذاشتن دولت افغانستان از این مذاکرات، به این متحد آمریکا خیانت کرده و طالبان را تا حد برابری با آمریکا بالا برده است. نباید فراموش کرد که در اوج قدرت این گروه در سال 2000، تنها سه دولت (پاکستان، عربستان و امارات) طالبان را به‌عنوان دولت قانونی به رسمیت می‌شناختند.

مایکل اوهانلون، مدیر تحقیق و عضو ارشد برنامه سیاست خارجی، ضمن تائید انتقادات بروس ریدل، می‌افزاید که دلایلی برای امیدواری نیز وجود دارد. شاید این توافق نخستین گام رو به جلوست. این توافق ممکن است اشرف غنی را به تقسیم قدرت وادار ساخته و گشایشی در بن‌بست نتایج انتخابات ریاست جمهوری افغانستان به وجود آورد. شاید نیروی سازمان ملل با نظارت بر رفتار طرفین و تصویب کمک‌های خارجی، طالبان را به پایبندی به توافق سوق دهد. این توافق حتی اگر موفقیت‌آمیز هم باشد، صرفاً شروع کار بوده و بخش دشوار آن هنوز شروع نشده است.

وندا فلباب براون، عضو ارشد موسسه اطلاعات و امنیت قرن 21، معتقد است که این توافق به آمریکا امکان می‌دهد تا خود را از بن‌بست جنگ افغانستان بیرون بکشد. سال‌ها نبرد هیچ پیشرفتی در میدان جنگ ایجاد نکرده است، درحالی‌که حمایت حیاتی از دولت افغانستان و نیروهای امنیتی آن بر عهده آمریکا بوده است.

فرقی نمی‌کند که فرایند سیاسی برای رسیدن به توافق صلح چقدر طولانی باشد و چه تعداد جنگ اتفاق بیفتد، طالبان احتمالاً قدرت قابل‌توجهی در افغانستان خواهد داشت (حتی اگر قدرت برتر نباشد). بااین‌حال، طالبان می‌خواهد که از جنگ داخلی در افغانستان اجتناب کند و با خروج «بدون مسئولیت» آمریکا (خروج بدون توافق با طالبان) از افغانستان موافق نیست، زیرا آن‌ها می‌دانند که این امر افغانستان را به جنگ داخلی سوق داده و مانع از مذاکرات بین الافغانی خواهد شد.

مدیحا افضل، از همکاران مرکز اطلاعات و امنیت قرن 21 و مرکز سیاست خاورمیانه، معتقد است که مردم افغانستان به مدت چهل سال از پیامدهای جنگ و خشونت رنج برده و اینک شایسته صلح هستند، اما بعید است که توافق آمریکا- طالبان، حداقل با شرایط فعلی آن، برای افغانستان صلح به ارمغان بیاورد.

در این توافق، آمریکا در ازای کمترین تعهدات ضد تروریستی طالبان، از افغانستان خارج می‌شود؛ اما گروه‌های تروریستی به‌طور جداگانه فعالیت نمی‌کنند و حمایت طالبان از گروه‌های تروریستی باید جزء خطوط قرمز این توافق بوده و مکانیسم اجرایی شفافی داشته باشد. متأسفانه آمریکا با این توافق تنها به دنبال تنظیم شرایط خروج خویش است و این امر به معنای تسلیم آمریکا در این منطقه محسوب می‌شود.