بروس جونز در مقاله‌ای که اندیشکده بروکینگز منتشر کرد، نوشت: تغییر راهبرد پکن به سمت موضع جسورانه‌تر در قبال غرب، تغییری را در پویایی بین‌المللی از الگوهای همکاری چندجانبه به سوی یک الگوی رقابت تقویت می‌کند. بنابراین ما در حال ورود به دوره‌ای از رقابت میان قدرت‌های بزرگ و مهم هستیم و حتی می‌توان گفت به چنین دوره‌ای وارد شده‌ایم.

اگرچه بازیگران مختلفی در این پویایی آشکار حضور دارند، اما انتخاب‌های چین و آمریکا بیش از دیگران اهمیت خواهد داشت. تعامل میان انتخاب‌های آن دو کشور به چشم اندازهای صلح به ویژه در شرق آسیا، رفاه در سطح جهان، شکل دادن به پویایی اجتماعی و اقتصادی فاز بعدی توسط فن‌آوری و چشم انداز نقش و فضای اختصاص داده شده به دموکراسی و حقوق بشر در اموربین‌الملل شکل خواهد داد. پاسخ آمریکا باید تقویت اتحادهای این کشور و دفاع از آموزه‌های مهم نظم چندجانبه باشد، اما در عوض، آمریکا (و انگلیس که در خدمت بخش اعظم سیاست خارجی آمریکا است) سراغ یک جانبه‌گرایی رفته است.

در خصوص انتخاب‌های آمریکا و چین سه سناریو وجود دارد. ممکن است با «بازگشت قانون جنگل» روبرو شویم؛ دوره‌ای از رقابت بدون نظارت میان قدرت‌های اول جهان با خطر سرعت رو به رشد مناقشه نظامی. در سناریوی ایده‌آل‌تر، همه قدرت‌ها حدودی از احترام را برای معاهدات مهم و مقررات نظام بین‌الملل قائلند و نظم کنونی موجود می‌تواند حفظ شود. یا این که ممکن است شاهد ظهور دوره‌ای از رقابت شدید باشیم که در آن خطر مناقشه وجود دارد، اما غالب نیست و قدرت‌های لیبرال مهم با هم در قالب ترتیباتی جدید برای دفاع ازمنافع کلیدی و ارزش‌های مهم کار می‌کنند.

رهبران چین ابراز خوشبینی می‌کنند در حالی که سیاست آمریکا دچار بی‌نظمی است؛ اما این گمراه‌کننده است. در حالی که در کوتاه‌مدت پویایی رقابت قدرت‌های بزرگ فرصت‌هایی را در اختیار چین (و روسیه) قرار می‌دهد، آمریکا همچنان از توازن ریسک و فرصت بهتری برای شکل دادن به امور بین‌الملل در دوره‌ای که پیش روست برخوردار است. به علاوه، در میان قدرتمندترین متحدان آمریکا مانند ژاپن، آلمان و حتی انگلیس، و شرکایی نظیر هند قدرت و سرزندگی ادامه دارد. بسیج آن قدرت برای مقابله با واقعیت‌های جدیدِ رقابتِ قدرت های بزرگ چالشی برای سیاست آمریکا در دوره پیش رو است.