موریل اَسه‌برگ در مطلبی که موسسه آلمانی امور بین‌المللی و امنیتی منتشر کرد، نوشت: در پایان ژانویه 2020، ترامپ و تیم خاورمیانه وی بعد از تاخیر طولانی، اجزای سیاسی طرح موسوم به معامله قرن را ارائه کردند. ترامپ و تیم خاورمیانه وی مدعی هستند که طرح مذکور جامع بوده و به دنبال پایان بخشیدن به درگیری در سرزمین‌های اشغالی از طریق راه‌حل تشکیل دو دولت است.

اما برخلاف ادعای دولت ترامپ مبنی‌بر اینکه طرح وی رونق اقتصادی برای فلسطینی‌ها بهمراه خواهد داشت، طرح یادشده تثبیت یک دولت در سرزمین‌های اشغالی است. در حقیقت طرح ترامپ بگونه‌ای طراحی شده است که تشکیل یک دولت در سرزمین‌هایی که اسرائیل اشغال کرده را تثبیت خواهد ساخت. این طرح به‌طور دائمی مسئولیت امنیتی به اسرائیل می‌دهد و کنترل آن را بر مرزها، فضا و آب‌های ساحلی سرزمین‌های اشغالی تثبیت خواهد کرد. بعلاوه، ترامپ با طرح خود قصد دارد به الحاق 30 درصد از کرانه باختری مشروعیت ببخشد. براساس سناریوی دولت ترامپ، فلسطینی‌ها سرزمین پیوسته نخواهند داشت، بلکه به شکل جزایر مختلف از طریق پل و مسیرهای ترانزیت به هم متصل خواهند شد که جملگی در کنترل اسرائیل خواهد بود.

طرح معاوضه سرزمین هم از حیث وسعت و هم از حیث کیفیت نابرابر است و همچنین موجب آوارگی برخی از فلسطینی‌ها در سرزمین‌های اشغالی خواهد شد. بعلاوه، با طرح معاوضه زمین شاهد شکل‌گیری درون‌بوم شهرک‌های اسرائیلی در مناطق فلسطینی‌ها خواهیم بود. چنین درون‌بوم‌هایی پتانسیل ایجاد درگیری مستمر دارد.

دولت ترامپ با طرح مذکور به دنبال یکپارچه‌سازی بیت‌المقدس به عنوان پایتخت سرزمین‌های اشغالی است و اسرائیل کنترل بر فلسطینی‌های مقیم این نواحی خواهد داشت. در چنین شرایطی طرح ترامپ به‌طور قطعی حق آوارگان فلسطینی برای بازگشت به وطن خود را نادیده می‌گیرد.

طرح ترامپ به دنبال پایه و اساسی برای انجام مذاکرات نیست، بلکه در پی رقم زدن تحولات مطلوب نظر خود است. رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین طرح ترامپ برای سرزمین‌های اشغالی و انجام مذاکرات براساس مفاد مندرج در طرح مذکور را رد کرده است و این امر جای تعجب ندارد. طرح دولت آمریکا نه تنها عمدتاً مبتنی‌بر روایتی جهت ایجاد حق برای یک طرف منازعه است، بلکه به‌طور حتم و تماماً منافع و حقوق فلسطینی‌ها را نادیده می‌گیرد.

طرح ترامپ برای سرزمین‌های اشغالی مغایر اصول حقوق بین‌الملل در ارتباط با ناروایی تصرف سرزمین با زور است. بعلاوه، این طرح اجماع بین‌المللی برای حل‌وفصل منازعه خاورمیانه براساس مفاد مندرج در قطعنامه 2234 شورای امنیت سازمان ملل متحد و بازگشت آوارگان را بهمراه ندارد.

دیدگاه دولت ترامپ نکات بسیار کمتری از طرح دولت‌های قبلی آمریکا برای فلسطینی‌ها بهمراه دارد. بعلاوه، ایده تشکیل دولت فلسطینی به دلیل محدویت‌های پیش‌بینی‌شده در طرح ترامپ کاملاً بی‌معنی است و اجرایی شدن آن در هر صورت مشمول وتوی آمریکا و اسرائیل خواهد شد. و این آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند آیا فلسطینی‌ها شایسته دولت‌بودگی و پیشرفت هستند یا خیر.

طرح ترامپ بعید است تاثیر تعیین‌کننده بر تحولات میدانی داشته باشد و به مرجعی برای رهیافت‌های آینده تبدیل نخواهد شد. آنچه که این طرح به دنبال آن است الحاق مناطق و نواحی تعیین‌شده و توسعه هرچه بیش‌تر شهرک‌سازی‌ها است و برای همیشه فضا را برای تشکیل دو دولت می‌بندد.

 

ضرورت مشارکت و ورود اروپایی‌ها

اگرچه کمیته آمریکایی – اسرائیلی برای همکاری پیرامون الحاق سرزمین فلسطینی‌ها تشکیل شده است و حتی اگر فضای راهبردی اصلاً مطلوب نباشد، همچنان فضا برای اروپایی‌ها جهت تاثیرگذاری بر تحولات در سرزمین‌های اشغالی و پیشبرد مذاکرات برای تشکیل دو دولت وجود دارد. اروپایی‌ها همچنین می‌توانند با ورود به منازعه خاورمیانه مانع از تبدیل شدن طرح ترامپ به عنوان مرجع بین‌المللی برای رهیافت‌های آتی در قبال منازعه مذکور شوند. اتحادیه اروپا و کشورهای عضو آن باید از فضای موجود بهره گیرند.

جوزف بورل، نماینده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپا هشدار داد که الحاق سرزمینی عاری از چالش نخواهد بود. اروپایی‌ها می‌توانند مجموعه‌ای از رهیافت‌ها از شناسایی دولت فلسطینی با مرزهای سال 1967 و تحریم اسرائیل گرفته تا برخورد محتاطانه با طرح ترامپ را بکار گیرند.

اتحادیه اروپا ابتدا و به سرعت باید بر سر یک موضع حداقلی مشترک به توافق برسد و نباید منتظر نشست شورای اروپا بماند که قرار است در 26 و 27 مارس سال 2020 برگزار شود. براین اساس باید علائم روشنی نه تنها از بروکسل، بلکه از پایتخت‌های اروپایی منتقل کند. این موضع مشترک می‌تواند شامل امتناع از شناسایی تعیین یکطرفه مرزها باشد. بعلاوه، اتحادیه اروپا باید روشن سازد که الحاق سرزمینی به شکل رسمی به مناسبات اتحادیه با سرزمین‌های اشغالی آسیب جدی وارد خواهد ساخت.

اتحادیه اروپا همچنین باید مانع از آن شود که طرح ترامپ به مرجع و معیاری برای مذاکرات آتی تبدیل گردد. بنابراین اتحادیه اروپا و اعضای آن باید از هر اقدامی که می‌تواند به مشروعیت‌بخشی طرح یادشده کمک کند خودداری و اجتناب نمایند.

نکته آخر اینکه، اروپایی‌ها نباید این برداشت را ایجاد کنند که آن‌ها به سرزمین‌های اشغالی آزادی عمل در نقض حقوق بین‌الملل می‌دهند