واسیلی کاشین و آناستاسیا تولستوخینا در یادداشتی که وب سایت شورای امور الملل بین روسیه آن را منتشر کرد؛ نوشتند: جنگ فن آوری امروز بین چین و آمریکا با آنچه ما در دهه 1980 و 1990 بین آمریکا و ژاپن شاهد بودیم، متفاوت است. مهم‌ترین تفاوت آن این است که ژاپن اگرچه در آن زمان رقیب فن آوری و اقتصادی آمریکا بود اما به لحاظ سیاسی و نظامی رفته رفته به «متحد کوچک» آمریکا تبدیل شد در حالی که چین این چنین نیست. چین در فن آوری‌های مربوط به بخش امنیت، سرمایه‌گذاری عظیمی انجام داده و در حال پیشرفت در امنیت فضا، توسعه موشکی و هوانوردی و غیره است.

شاید بتوان رقابت اقتصادی و تکنولوژیکی عصر جدید بین این دو قدرت بزرگ را به آلمان قرن نوزدهم تشبیه کرد که در آن، آلمان در خصوص توسعه موتور درون سوز، ماشین‌های جدید، تجهیزات الکترونیکی و غیره، فاصله خود با کشورهای پیشتاز را کاهش داد و حتی از آنها پیشی گرفت. همه اینها با حوزه نظامی و سیاسی و همچنین جنگ‌های تجاری پیوند خورده است. جنگ فن آوری در همه صنایع به صورت جداگانه اتفاق نیفتاده بلکه با حوزه نظامی، رقابت بر سر بازارهای جدید، امنیت اطلاعات دولت‌ها و حتی سیاست‌های داخلی آنها مرتبط است.

سیاستمداران به فن آوری 5 جی، توسعه هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی توجه زیادی دارند. پیشرفت در این حوزه‌ها تنها هنگامی امکانپذیر است که دولت‌ها با اتخاذ سیاست‌های مناسب، منابع عظیمی صرف این پیشرفت‌ها کنند. همچنین، توسعه فن آوری‌های جدید با مسائل امنیت اطلاعات گره خورده است به‌طوریکه برخی حوزه‌های فن آوری ارتباطات با فاصله زیاد با سایرین انحصاری شده اند. واقعیت این است که بسیاری از کشورها باید بین فن آوری چین و فن آوری غرب دست به انتخاب بزنند و واضح است که تولید کنندگان نرم افزارها و تجهیزات ارتباطات و اطلاعات تا حدودی با سرویس‌های ویژه کشورهای متبوع خود همکاری می‌کنند.

اگر کشوری در هوش مصنوعی قوی باشد، قادر به استفاده از آن در تجهیزات نظامی، سرویس‌های ویژه و اهداف جامعه مدنی خواهد بود. در دنیای معاصر، بقای کشورها کلا به توانایی آنها در اجرای طرح‌های راهبردی توسعه صنعتی، تکنولوژیکی و علمی بلند-مدت در سطح کشور وابسته است و همه موارد دیگر اگرچه مهم هستند اما کم و بیش در اولویت دوم قرار دارند. با این حال، اولویت برنامه‌های دولتی، همه چیز را سیاسی می‌کند و البته فن آوری به یکی از موضوعات اصلی سیاست بین‌المللی تبدیل شده است. درست همانطور که در گذشته تلاش برای دست یابی به زمین و منابع بر سیاست حاکم بود، اکنون فن آوری بر سیاست حکمفرما شده است.

بزرگترین مزیت چین این است که سیاست آن به چرخه انتخابات وابسته نیست و در حمایت از حوزه‌های مختلف علمی و فنی، برنامه‌های بسیار بلندمدت قابل اجراست. اما روسیه موقعیت آسیب پذیری دارد. این کشور نه تنها عمده داشته‌های خود را در دهه 1990 و 2000 از دست داد بلکه روسیه هرگز از فن آوری خاصی برخوردار نبوده است. بازار داخلی کوچک روسیه ضعف اصلی این کشور محسوب می‌شود. حتی با احتساب اتحادیه اقتصادی اوراسیا، کل جمعیت این بازار اندکی بیش از 180 میلیون نفر است و این بدین معناست که بسیاری از پروژه‌ها توجیه اقتصادی نداشته و امکانپذیر نیستند. محدودیت در این زمینه باعث شده است که روسیه بر بخش‌های خاصی متمرکز شود و البته این تمرکز در برخی حوزه‌ها خوب جواب می‌دهد، مثلا فن آوری نظامی تحت نظارت مستقیم رئیس جمهور، وزیر دفاع و دولت، توسعه موفقیت آمیزی داشته است.

بنابراین، روشن است که روسیه با تمرکز بر بخش‌های واقعا مهم، تمرکز منطقی همه منابع در این بخش‌ها و مشارکت دادن شرکای خارجی خود (ازجمله چین) در این برنامه ها، نجات پیدا خواهد کرد. تا زمان دست یابی به این موقعیت، روسیه باید رقابت بازیگران خارجی در بازار خود را تضمین کند و به یک بازیگر واحد وابسته نباشد.

از سوی دیگر، صنعت هسته‌ای روسیه همواره قوی بوده است. روسیه در فضا و بخش‌های خاصی از صنعت دفاعی از پتانسیل زیادی برخوردار بوده و در زمینه هوش مصنوعی و محاسبات کوانتومی نیز پیشرفت‌هایی داشته است. روسیه باید به طریقی به توسعه میکروالکترونیک‌ها بپردازد و در برخی حوزه‌های خاص صنعتی و علمی به همکاری با دیگر کشورها تکیه کند.

تا جایی که به طرف آمریکایی مربوط می‌شود، ایجاد شرایطی که چین و روسیه را از نظر فن آوری در یک سنگر قرار دهد، به نفع آمریکا نیست. از سوی دیگر، چین به همکاری با روسیه علاقمند است. توسعه و تحقیق در روسیه با مشارکت متخصصان روسی روند روبه رشدی دارد و چینی‌ها هم، در فن آوری پیشرفته در روسیه سرمایه‌گذاری می‌کنند. همچنین، تعدادی از شرکت‌های چینی تولید در روسیه را آغاز کرده اند. این بدین معناست که روسیه می‌تواند تولید برخی کالاها را بومی کرده و به فن آوری‌های حساس دست یابد. با این حال، روسیه باید در دیپلماسی با تفکر و تامل عمل کند و مراقب باشد که به هیچ کس وابسته نشود و از یک طرف طرفداری نکند. بسیار مهم است که اقدام شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی روسیه بسیار آرام، اندیشمندانه و هماهنگ باشد.