مارتین بیالکی، کریستین مولینگ، دانیلا شوارتزر در مقاله‌ای مشترک که در سایت شورای روابط خارجی آلمان منتشر شد، نوشتند: سخنرانی‌ها درصحنه اصلی اجلاس مونیخ نشان داد که چه کسی می‌تواند اهداف روشنی را تدوین کند و قصد دارد از ابزارهای ضروری برای رسیدن به آن‌ها استفاده کند و چه کسی نمی‌تواند این کارها را انجام دهد. خبر بد این است که وضعیت در آلمان و اروپا با وجود روی کار آمدن یک کمیسیون اروپایی جدید، یک رئیس‌جمهور فرانسوی که می‌خواهد اقدام کند و یک شراکت فراآتلانتیک که موردحمایت احزاب دموکراتیک و جمهوری‌خواه آمریکایی است، همچنان مأیوس‌کننده است. متعاقباً در برخی بیانیه‌ها در این صحنه و به‌ویژه در مذاکراتی که در حاشیه‌های برنامه رسمی رخ داد، ناشکیبایی قابل‌لمسی در اروپا و در رأس آن در آلمان قابل مشاهده بود.

 

غرب فرو می‌ریزد، غرب پیروز می‌شود

هر کسی که به سخنان فرانک والتر اشتاین مایر، رئیس‌جمهور آلمان و مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا گوش داده باشد، باید اذعان کند که عقاید درباره وضعیت «غرب» نمی‌تواند متفاوت‌تر از این باشد. رئیس‌جمهور آلمان اتحاد غرب را در خطر می‌بیند. اشتاین‌مایر بر اهمیت سازمان‌ها و مقررات بین‌المللی به‌ویژه مقررات سازمان ملل و خطر ازهم‌پاشیدگی آن‌ها تأکید کرد.

بااین‌حال پمپئو در نگرانی‌های رهبری آلمان درباره غرب شریک نبود. او در عوض، دیدگاهش در خصوص یک سیاست خارجی و اقتصادی روشن بر مبنای منافع ملی را ارائه کرد. او هیچ‌گونه آگاهی از مشکلات ناشی از نگرانی‌های اروپایی درباره نظم جهانی موجود و اتحاد دفاعی ناتو را به نمایش نگذاشت. وقتی پمپئو بدیهی دانست که «غرب پیروز خواهد شد، ما باهم پیروز خواهیم شد»، حاضران در سالن خاموش ماندند. تشویق نکردن او نمادی از سطح پایین اعتماد اروپا به واشنگتن 9 ماه پیش از انتخابات بعدی ریاست جمهوری آمریکا بود.

چین موضوع تعیین‌کننده مذاکرات ازجمله در سخنرانی مارک اسپر، وزیر دفاع آمریکا بود، آن‌قدر که موضوع روسیه در مقایسه با آن نقش کم‌اهمیت‌تری را در اجلاس مونیخ داشت. این تحولات بر لزوم توضیح امانوئل مکرون به شرکای اروپایی این کشور و آمریکا درباره درخواست کشورش برای رابطه جدید با مسکو تأکید داشت.

 

مکرون پیش برد، آلمان متوقف کرد

موضوع رابطه فرانسه – آلمان و تأثیراتش بر اروپا نیز در این نشست مطرح بود. مکرون آشکارا ناشکیبایی خود را بیان کرد و عقایدش برای همکاری اروپایی در زمینه بازدارندگی هسته‌ای را توضیح داد. واکنش دولت آلمان به سخنرانی تبلیغاتی او درباره سیاست امنیتی در دانشکده جنگ که یک هفته پیش از اجلاس مونیخ ایراد شد، ضعیف بود. از آن زمان به بعد آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان ساکت بوده است و وزیر دفاع آلمان فرصتی برای دست دادن با او نداشته است. این واکنش‌های خاموش ناشی از این واقعیت است که دولت آلمان ناتو و نه فرانسه را مسئول دفاع از اروپا می‌داند. آلمان به‌ویژه با تنش‌های سیاسی داخلی جاری، تمایل دارد از بازگشایی بحث درباره جایگزین‌های بازدارندگی هسته‌ای جلوگیری کند. فقدان موضع‌گیری آلمان در موضوعات راهبردی مربوطه باعث حیرت به‌ویژه در میان شرکت‌کنندگان بین‌المللی شد.

نتایج اجلاس مونیخ 2020 در راستای سیاست خارجی آلمان و اروپا تأمل‌برانگیز است. هرکسی که نتواند اهدافی روشن را به‌جز تمایل به پایبندی به «نظم جهانی» ترسیم کند، نمی‌تواند ادعایی معتبر برای رهبری داشته باشد. پایبندی به ارزش‌ها و اصول این نظم قدیمی ظاهراً ازنظر اصولی صحیح است. درهرصورت، مهم است که از مرتبط دانستن آن با یک «نظم جدید» و فرصت برای کمک به شکل دادن به این نظم جدید غفلت نشود.