بروس ریدل در یادداشتی که وب‌سایت اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد؛ نوشت: فرانکلین روزولت و بن سعود گزینه چندانی جزء توافق نداشتند. روزولت رئیس‌جمهور قدرتمندترین کشور جهان در آستانه پیروزی در جنگ جهانی دوم بود. ابن سعود هم پادشاه کشوری نفت‌خیز بود که به اعتقاد روزولت، در جهان پس از جنگ جهانی دوم برای آمریکا حیاتی خواهد بود.

اختلاف‌نظر در مورد فلسطین بر موضوع دیدار روزولت و ابن سعود بر روی عرشه کوئینسی حاکم بود: روزولت از یک کشور یهودی حمایت می‌کرد و ابن سعود با آن مخالفت کرده و معتقد بود که یهود باید دولت خود را در باواریا جستجو کند. بااین‌حال، این اختلاف‌نظر در فضای صمیمی این دیدار در حاشیه قرار داشت. روزولت حتی با احترام به حساسیت‌های اسلامی پادشاه عربستان، مشروبات الکلی خود را کنار گذاشت. آن‌ها هدایایی نیز ردوبدل کرده و تحت تأثیر همدیگر قرار گرفتند.

در این دیدار، آن‌ها اساس یک روابط طولانی را بنیان‌گذاری کردند: تضمین امنیت پادشاهی عربستان توسط آمریکا در ازای دسترسی به عرضه انرژی ارزان. اگرچه این روابط دارای پستی‌وبلندی‌هایی بوده است، اما همه روسای جمهور آمریکا سعودی‌ها را راضی کرده‌اند و هیچ‌کدام به‌اندازه ترامپ خود را با خواسته‌های سعودی‌ها وفق نداده است. ترامپ سعودی‌ها را به خاطر خرید تسلیحات آمریکا تحسین کرده است. وی همچنان از جنگ به رهبری عربستان در یمن حمایت می‌کند که بدترین فاجعه انسانی را در جهان ایجاد کرده و هزینه‌های آن، با توجه به قیمت پایین نفت، برای عربستان غیرقابل‌جبران است.

از همه بدتر، دولت ترامپ قتل وحشیانه جمال خاشقچی، ستون نویس واشنگتن‌پست، در سرکنسولگری عربستان در استانبول ترکیه را نادیده گرفت. طبق تحقیقات سازمان ملل، این قتل کار دولت سعودی بوده و محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، مغز متفکر پشت آن بوده است. رئیس‌جمهور آمریکا ولیعهد سعودی محبوب خود را مبرا دانست اما این کار تأثیری نداشت و شهرت ولیعهد برای همیشه لکه‌دار شد.

معامله‌ای که روی کوئینسی انجام شد، قدیمی شده و آمریکا دیگر به نفت عربستان نیازی ندارد، بلکه ازنظر انرژی تقریباً خودکفا شده است. کاخ سفید نیروهای رزمی آمریکا را به عربستان بازگردانده است (این نیروها در سال 2003 عربستان را ترک کرده بودند) اما این نیروها در برابر حمله انصارالله تحت حمایت ایران به مهم‌ترین تأسیسات نفت عربستان در سپتامبر گذشته بازدارندگی ایجاد نکرد. سعودی‌ها از خوش‌خیالی خود به معنای واقعی کلمه شوکه شده و آسیب‌پذیری حاد آن‌ها در معرض دید همگان قرار گرفت.

رئیس‌جمهور بعدی آمریکا باید بلافاصله نیروهای آمریکایی را از عربستان به خانه بازگردانده و همه حمایت‌های نظامی خود از سعودی‌ها را حداقل تا دست‌یابی به یک راه‌حل سیاسی دائمی در یمن، متوقف کند. مقرهای دیپلماتیکی عربستان در آمریکا باید تعطیل‌شده یا کاهش یابد، زیرا آن‌ها برای جاسوسی علیه ناراضیانی همچون خاشقچی مورد استفاده قرار می‌گیرد. سربازان عربستان که برای آموزش یا کاری دیگر در آمریکا بسر می‌برند، باید به وطنشان بازگردانده شوند. سعودی‌ها باید بدانند که هرکسی مرتکب جنایتی نظیر قتل خاشقچی شود، جایی در آمریکا نخواهد داشت.

برای کاهش حضور نظامی و افزایش دیپلماسی در منطقه باید اقدامات فوق را به‌عنوان بخشی از بازنگری در سیاست آمریکا لحاظ کرد. باید تعامل با ایران شروع شده و توافق هسته‌ای با این کشور احیاء و تقویت شود. به‌جای طرح شرم‌آور (معامله قرن) دولت فعلی آمریکا، باید به پیشبرد یک فرایند سیاسی جدی بین اسرائیل و فلسطین پرداخت. چنین امری یقیناً چالش‌برانگیز خواهد بود، اما زمان تغییرات بنیادین فرا رسیده است.