علی القزق، سفیر سابق فلسطین در استرالیا در تحلیلی که موسسه امور بین‌الملل استرالیا منتشر کرد، نوشت: دونالد ترامپ معتقد است که آمریکا به‌عنوان تنها ابرقدرت جهان می‌تواند با قلدری برای فلسطینی‌ها، اعراب و جامعه بین‌المللی این طرح را به آن‌ها تحمیل کند. دبیر کل کمیته اجرایی تشکیلات خودگردان فلسطین و مذاکره‌کننده ارشد فلسطین در مصاحبه‌ای با الجزیره در 28 ژانویه تأکید کرد که طرح مشهور به معامله قرن ترامپ در واقع یک طرح اسرائیلی است که ابتدا توسط دولت نتانیاهو در سال 2011 پیشنهاد شد و فلسطین آن را نپذیرفت. این نشان می‌دهد که سیاست آمریکا در خاورمیانه تا چه حد تحت تأثیر اسرائیل و لابی آن است.

این طرح مناقشه را در خاورمیانه شعله‌ورتر می‌کند و در سال‌های آینده با مشروعیت بخشیدن به اشغال، توسعه و نقض حقوق بین‌الملل و قطعنامه‌های مرتبطِ شورای امنیت و با انکار حقوق مشروع و لاینفک مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت خودشان، ازجمله حق بازگشت آوارگان به شهرها و روستاهایی که در سال 1948 از آن‌ها بیرون شده‌اند، توسط اسرائیل دیر یا زود به انفجار مینجامد. به‌علاوه این طرح قانون جنگل را ترغیب می‌کند و تهدیدی برای امنیت و ثبات جهان است.

برای درک معنای این طرح و رد آن توسط مردم فلسطین باید علت ریشه‌ای مسئله فلسطین را متوجه شد زیرا فقط با درک بافت تاریخی و سیاسی این مناقشه می‌توان فهمید که برای رسیدن به راه‌حل عادلانه و پایدار چه باید کرد. هدف سازمان صهیونیسم، از ابتدا تاکنون، هرگز همزیستی با مسلمانان و مسیحیان فلسطینی نبوده بلکه به دنبال تأسیس دولتی یهودی در بخش فلسطین بوده است. هدف آن‌ها همواره این بوده است که در فلسطین تاریخی و بخش‌هایی از دولت‌های عربی همسایه که آن را سرزمین اسرائیل می‌خوانند ساکن شوند و به پاک‌سازی قومی فلسطینی‌ها دست بزنند.

القزاق در ادامه تاریخچه‌ای از اقدامات اسرائیل برای اشغال اراضی فلسطین را ارائه داد و افزود: بعد از 11 دسامبر 1948 سازمان ملل قطعنامه‌ای را تصویب و از اسرائیل خواست به آوارگان اجازه دهد به خانه‌های خود بازگردند و به آن‌ها غرامت بدهد. تمامی کشورها از این قطعنامه حمایت کردند اما اسرائیل تا امروز از پذیرش آن سرباز زده است زیرا آوارگان فلسطینی، یهودی نیستند؛ به‌عبارت‌دیگر آن‌ها یهودیان را در هرکجای جهان که باشند فارغ از ملیت‌شان و فقط به این دلیل که یهودی هستند به مهاجرت به اسرائیل ترغیب می‌کنند.

جوهره‌ی مسئله‌ی فلسطین که مناقشهی محوری خاورمیانه محسوب می‌شود، آوارگان فلسطینی هستند. حق بازگشت آوارگان به شهرها و روستاهایی که از آنجا بیرون شده‌اند بر اساس حقوق بین‌الملل و طبق قطعنامه 194 حقی مشروع و لاینفک است. این از بنیادی‌ترین حقوق بشر است. امکان رسیدن به صلحی عادلانه هرگز بدون رسیدن فلسطینی‌ها به حقوق لاینفک‌شان وجود نخواهد داشت.

در سال 1967 اسرائیل جنگ دیگری به راه انداخت تا باقی‌مانده فلسطین و بخش‌هایی از دولت‌های عربی همسایه را اشغال کند و 325 هزار فلسطینی دیگر را از خانه‌های خود بیرون کرد و سه میلیون فلسطینی را تحت اشغال نظامی بی‌رحمانه‌ای قرار داد. شورای امنیت در قطعنامه 242 بر غیرقابل‌پذیرش بودن اشغال اراضی با جنگ تأکید کرد و از اسرائیل خواست نیروهای نظامی را از اراضی اشغالی خارج کند اما اسرائیل بازهم آن را نپذیرفت.

اسرائیل مرزی ندارد. مرزهایش هرچند سال یک‌بار گسترش می‌یابد و با همدستی آمریکا و تحت حمایت و با کمک مالی و تسلیحاتی آمریکا به تهاجم و توسعه‌طلبی در جهت ایجاد اسرائیل بزرگ‌تر ادامه می‌دهد.

مردم و رهبران فلسطین تعهدشان به صلح به‌عنوان گزینه‌ای راهبردی را نشان داده‌اند. آن‌ها مصالحه‌ای تاریخی کرده‌اند. در سپتامبر 1988 شورای ملی فلسطین، مجلس در تبعید فلسطین و تشکیلات خودگردان فلسطین راه‌حل دو کشوری را پذیرفتند و با برقراری کشور خود در اراضی که اسرائیل در 1967 اشغال کرده بود و فقط 22 درصد سرزمین اصلی‌شان بود موافقت کردند. این مصالحه‌ای سخاوتمندانه، بزرگ و دردناک بر سر 78 درصد کشورمان به خاطر صلح بود. هیچ ملت دیگری چنین کاری نکرده است.

هرکسی که طرح معروف به صلح ترامپ در 181 صفحه با عنوان «صلح برای رفاه» را خوانده باشد، متوجه می‌شود که این طرح توسط نتانیاهو و افراط‌گرایان اطرافش نوشته شده است.

 

اختصاص کمتر از ١۵ درصد سرزمین فلسطین به فلسطینی ها  

جای تعجبی ندارد که نتانیاهو، ترامپ را غرق تحسین می‌کند و او را «بزرگ‌ترین دوستی که اسرائیل تابه‌حال در کاخ سفید داشته» می‌خواند و طرح او را «طرحی عالی برای اسرائیل» می‌داند. درواقع این طرحی عالی برای اسرائیل است. این طرح بیت‌المقدس را به‌عنوان پایتخت جدانشدنی اسرائیل به رسمیت می‌شناسد و حق حاکمیت بیش از 30 درصد از کرانه باختری ازجمله دره اردن و دیگر مناطق راهبردی در کرانه باختری و نیز بلندی‌های جولان سوریه را به اسرائیل می‌دهد و آوارگان فلسطینی را از حق لاینفک بازگشت محروم می‌کند. این طرح کمتر از 15 درصد فلسطین را برای یک کشور تکه‌پاره فلسطینی که تحت کنترل اسرائیل است باقی می‌گذارد.

طرح ترامپ نه می‌تواند 14 میلیون فلسطینی را که حقوق‌شان را می‌شناسند و مصمم هستند به‌طور کامل حقوق خود را به دست آورند، فریب دهد و نه می‌تواند صدها میلیون حامیان فلسطین را فریب دهد؛ اما یهودیان شهرک‌نشین و حامیانشان را با دادن این امیدهای واهی فریب می‌دهد که ممکن است بدون به رسمیت شناختن حقوق مشروع و لاینفک مردم فلسطین بتوانند از صلح و امنیت در فلسطین برخوردار شوند. هیچ طرحی که حقوق مشروع و لاینفک مردم فلسطین را به رسمیت نشناسد نمی‌تواند موفق شود.

به راه‌حل «دو کشوری» شانسی داده شده و اسرائیل آن فرصت را با انتخاب گزینه «اسرائیل بزرگ‌تر» و ساخت شهرک‌های یهودی‌نشین از دست داده است؛ بنابراین اکنون تنها راه‌حل این است که مردم فلسطین و تشکیلات خودگردان حقوقی برابر و تأسیس یک کشور دموکراتیک در کشور تاریخی فلسطین را خواستار شوند که در آن مانند همه کشورهای دموکراتیک متمدن، مسلمانان، مسیحیان و یهودیان حقوقی برابر دارند.