ماریا رودریگز در مطلبی که بنیاد مطالعات مترقی اروپا منتشر ساخت، نوشت: قرار است در سال 2020، کنفرانسی درباره آینده اروپا برگزار شود. ازیک‌طرف بلندپروازی‌ها برای مواجهه با این قبیل ابتکارها در برابر تجربیات گذشته سنجیده خواهد شد و در سوی دیگر، این بلندپروازی‌ها در برابر روندهای جهانی امتحان خواهد شد. نکته قطعی این است که زمان برای بهره‌گیری از فرصت جهت رقم زدن آینده‌ و نظم جهانی در حال ظهور مناسب است.

سال 2020 با سؤال‌های بزرگی درباره مسیر دهه آتی برای جهان، برای اروپا و برای هر یک از کشورها آغاز شده است. آیا این دهه همان دهه‌ای است که بشریت:

  • نیاز مهم و حیاتی را به‌منظور آشتی با کره زمین شناسایی خواهد کرد؟ یا به نقطه بی‌بازگشت در تغییرات آب‌وهوایی خواهد رسید؟
  • تنش بین کشورها و تمدن‌های مختلف را برطرف خواهد کرد؟ یا به سمت نظم بین‌المللی متشتت حرکت خواهد کرد؟
  • بر پتانسیل واقعیت مجازی روبه گسترش در تعامل بین واقعیت معنوی و مادی فائق خواهد آمد؟ یا تسلط بر هر دو را از دست خواهد داد؟

آیا اروپایی‌ها قادرند نقشی در تمامی این موارد ایفا کنند؟ با توجه به اینکه بشریت در قبال اهداف یکسان و ملی‌گرایانه برای پرداختن به دغدغه‌های مشترک جهانی به‌شدت متشتت است آیا ما به سمت یک طوفان تمام‌عیار در حرکت هستیم؟

کنفرانسی درباره آینده اروپا در سال 2020 برگزار خواهد شد. سقف بلندپروازی چنین کنفرانسی چه باید باشد؟

روندهای کلان

برخی روندهای کلان در دهه آتی به شرح زیر خواهد بود:

  • بازموازنه فعالیت اقتصادی جهانی به سمت آسیا و ظهور چین به‌عنوان دومین بازیگر جهانی.
  • ظهور و بروز تغییرات آب‌وهوایی به اشکال مختلف و فشار فزاینده بر منابع طبیعی.
  • جریان بزرگ مهاجرت، سالخوردگی جمعیت قاره‌ها (به‌استثنای آفریقا)، فقر مطلق کمتر و نابرابری اجتماعی بیشتر.
  • تحول دیجیتالی در تمامی بخش‌ها، نرخ رشد پایین، کاهش اشتغال‌زایی و ظهور حباب‌های مالی.

وقتی بازسازماندهی عمده در این قاره انجام شود، این روندهای کلان در اروپا اتفاق خواهد افتاد. این در شرایطی است که یکی از اعضای بزرگ اتحادیه اروپا از این اتحادیه خارج می‌شود.

عوامل غیرقابل‌پیش‌بینی

البته عوامل غیرقابل‌پیش‌بینی وجود دارد که برخی از این عوامل هنوز شناسایی نشده‌اند. این عوامل به دودسته قابل‌تقسیم است:

الف) عوامل غیرقابل‌پیش‌بینی با پیامدهای منفی: به‌عنوان‌مثال چه اتفاقی خواهد افتاد: چنانچه بلایای طبیعی همچون آتش‌سوزی گسترده در استرالیا رخ دهد؟ چنانچه جریان بزرگ مهاجرت صورت گیرد؟ چنانچه تقابل جدی در خاورمیانه در اثر اقدامات تحریک‌آمیز ترامپ صورت پذیرد؟ ابزارهای دیجیتال به حملات سایبری عمده تبدیل شود؟ چنانچه ملی‌گرایی و بازی بین قدرت‌های بزرگ به فرهنگ سیاسی در جهان تبدیل شود؟ چنانچه حباب‌های مالی در نظام مالی بین‌المللی منفجر شود؟ چنانچه نهادهای چندجانبه در جبهه‌های مختلف تضعیف و فلج شوند؟

ب) عوامل غیرقابل‌پیش‌بینی با پیامدهای مثبت: چه اتفاقی خواهد افتاد: چنانچه یک رئیس‌جمهور دمکرات در انتخابات سال جاری آمریکا انتخاب شود؟ چنانچه تعهد واقعی در سطح جهانی در نشست تغییرات آب‌وهوایی در نوامبر 2020 در انگلیس اتخاذ شود؟ چنانچه توافقنامه‌های تجاری اجرایی شود و استانداردهای اجتماعی و زیست‌محیطی ایجاد کنند؟ چنانچه اهداف توسعه پایدار به طرح‌های الزام‌آور در کشورهای پیشگام تبدیل شوند؟ چنانچه توافق جهانی در زمینه به‌کارگیری مالیات دیجیتالی صورت گیرد؟ چنانچه دوره پسابرگزیت استانداردهای اجتماعی اتحادیه اروپا را تضعیف نکند؟ چنانچه اتحاد برای چندجانبه‌گرایی در سراسر جهان قوی‌تر شود؟

در چنین شرایطی، برخی سناریوها برای آینده اروپا به شرح زیر قابل طرح است:

سناریوی الف: ثبات وضع موجود/سکون (اینرسی)

بر اساس این سناریو، اتحادیه اروپا به‌عنوان اتحادیه ژئوپلیتیکی به‌واسطه پیامدهای ناشی از برگزیت تضعیف خواهد شد. از موافقت‌نامه تجاری و مشارکت استراتژیک اتحادیه اروپا با بازیگران جهانی عمده برای پشتیبانی از همسویی در استانداردهای اجتماعی و زیست‌محیطی و در جهت تقویت نظام چندجانبه‌گرایی استفاده نخواهد شد.

در صورت بروز درگیری‌های بین‌المللی عمده، سیاست خارجی اتحادیه اروپا به‌واسطه قانون «اتفاق آرا»، خود را در وضعیت دشواری خواهد یافت. توسعه ظرفیت دفاع اروپایی به‌واسطه ابهام در تعامل با ناتو دچار وقفه خواهد شد. مشارکت جدید اتحادیه اروپا با آفریقا ناامیدکننده خواهد بود و کمتر از تعامل چین با قاره سیاه خواهد بود.

در جهانی باوجود ترامپ و شی جین پینگ و دو نظم بین‌المللی رقیب، اتحادیه اروپا از حیث موقعیت سیاسی و فناوری قدرت درجه 2 خواهد بود، اگرچه اندازه بازار آن قابل‌توجه است. اتحادیه اروپا به‌واسطه فقدان دیدگاه و بلندپروازی و نبود انسجام داخلی به بازیگر ژئوپلیتیکی تبدیل نخواهد شد.

سناریوی ب: تشتت ملی‌گرایی

تغییر به سمت نگرش‌های درونگرایانه در مواجهه با ناامنی‌هایی همچون اختلالات اقلیمی، درگیری بر سر منابع طبیعی، تغییرات فناورانه و از بین رفتن مشاغل، جریان مهاجرت و تهدیدات امنیتی را در سراسر جهان گسترش خواهد داد.

انگلیسی که جانسون سکان آن را در اختیار داشته باشد، این روندها را به‌واسطه میل به همسویی با ترامپ و توسعه مشارکت ویژه با آمریکا تقویت خواهد کرد و این امر به‌نوبه خودهمبستگی اروپایی‌ها را تضعیف خواهد ساخت. انقلاب دیجیتالی ناشی از جنگ تجاری آمریکا – چین برای کسب نفوذ، بقیه جهان را به سمت تبدیل اروپا به میدانی جذاب برای جنگ چریکی سوق خواهد داد. در این سناریو پیمان سبز اروپا به‌واسطه نبود شرایط مالی و سیاسی اولیه ناکام خواهد ماند. بعلاوه، بقای اتحادیه اروپا هم از حیث اتحادیه سیاسی و هم از منظر بازار واحد به خطر خواهد افتاد.

سناریوی ج: احیای لیبرال سبز اروپا

ائتلافی از نیروها در اروپا پروژه اروپایی با بلندپروازی سه‌گانه را برای پاسخگویی به تغییرات اقلیمی، پیشبرد موافقت‌نامه‌های تجاری اتحادیه اروپا و ایجاد ظرفیت دفاعی اروپایی علیرغم مخالفت آمریکا احیا خواهند کرد.

علیرغم اینکه اتحاد انگلیس – آمریکا در تلاش برای تضعیف بازار واحد اروپا است، این بازار تقویت خواهد شد.

در این سناریو، نابرابری‌های اجتماعی به‌واسطه نبود سیاست‌های مالیاتی، اجتماعی، منطقه‌ای و صنعتی در سطح اتحادیه اروپا افزایش خواهد یافت.