جان سیمن در یادداشتی که موسسه روابط بین‌الملل فرانسه منتشر کرد، نوشت: چین در تقریباً تمامی حوزه‌هایی که استانداردهای فنی باید تدوین و تعیین شوند، از حوزه‌های فنی در حال ظهور نظیر 5G، هوش مصنوعی، اینترنت اشیاء و شهرهای هوشمند تا بخش‌های سنتی شامل انرژی، بهداشت، راه‌آهن و کشاورزی فعال است.

استانداردهای فنی، تعیین روندها یا مشخصات فنی است که برای بهبود کیفیت، امنیت و سازگاری کالاها و خدمات مختلف طراحی می‌شود. می‌توان آن‌ها را مشخصات اساسی یا فن‌آوری‌هایی در نظر گرفت که دیگر فن‌آوری‌ها یا روش‌ها بر اساس آن‌ها متحول می‌شوند، مانند ایجاد اثرات قفل‌شدگی (Lock-In Effects – که هدف از آن، زنجیر بستن به‌پای مشتری برای وفادار ماندن به برند با تحمیل هزینه‌هایی به مشتری است) و وابستگی به مسیر (Path Dependency که ایجاد موانع ساختاری در برابر تغییر است) برای تولیدات آینده و مسیرهای فن‌آوری.

تعیین استانداردها می‌تواند مزایای قابل‌توجهی برای اجتماع داشته باشد و درعین‌حال می‌تواند برای آن فن‌آوری‌هایی که بر بازارهای آینده غالب خواهند بود، تأثیرات فراوانی داشته باشد و برای آن‌هایی که بر فن‌آوری‌های استانداردشده تسلط دارند، مزایایی اساسی فراهم کند.

سیاست‌گذاران چینی از رابطه میان تعیین استاندارد فنی و قدرت اقتصادی کاملاً آگاه شده‌اند. درواقع یک نقل‌قول معروف در چین می‌گوید که شرکت‌های رده سوم کالا تولید می‌کنند، شرکت‌های رده دوم فن‌آوری تولید می‌کنند، شرکت‌های رده اول استانداردسازی می‌کنند. در سال 2015 شورای دولتی، نقایص چین در این حوزه را مشخص کرد و تصمیم گرفت سیستم استانداردسازی کشور را تغییر دهد و درصدد برآمد ظرفیت تعیین استاندارد را تحت کنترل درآورد تا نه‌تنها زندگی روزمره شهروندانش را بهبود بخشد، بلکه نوآوری را هدایت و گذار اقتصادی چین به‌سوی این صنایع در آینده را تقویت و چین را به یک تأمین‌کننده‌ پیشرو در استانداردهای بین‌المللی فنی تبدیل کند.

درواقع توانایی تعیین استانداردهای فنی هم نشانه و هم ابزار رقابت بین‌المللی برای قدرت است. تاکنون این حوزه تا حد زیادی تحت سلطه آمریکا، اروپا و ژاپن بوده است. جایگاه اخیر چین در تعیین استاندارد به معنای آن است که در شکل‌دهی به توسعه این فضا با نبردی دشوار روبرو بوده است.

درهرصورت همان‌طور که توانایی این کشور برای ارائه نوآوری‌های مهم در برخی حوزه‌های در حال ظهور فن‌آوری در حال رشد است، ظرفیت چین برای تغییر چشم‌انداز بین‌المللی استانداردسازی نیز افزایش خواهد یافت و این کشور بیش‌ازپیش درصدد شکل دادن به استانداردهای بین‌المللی در راستای منافعش بر خواهد آمد.

چین همین حالا هم در نهادهای بزرگ تعیین استاندارد نظیر سازمان بین‌المللی استانداردسازی (ISO) و طیف گسترده‌ای از مجامع بین‌المللی صنعتی که استانداردهای فنی را تدوین می‌کنند، وارد شده است و درعین‌حال یک مسیرِ موازیِ چین محور را دنبال کرده که شامل ارتقای «به رسمیت شناختن متقابل» استانداردها در سطح دوجانبه با تعداد بیشتری از کشورها است و به‌طور فزاینده‌ای استانداردسازی را با بافت ابتکار کمربند و جاده تطابق می‌دهد.

درواقع رویکرد متناقض چین در برابر تعیین استانداردهای بین‌المللی از یک‌سو بازتاب گرایش‌های رقیب به‌سوی همکاری بزرگ‌تر و ادغام استانداردها و از سوی دیگر مجزا کردن و تقسیم کردن رژیم استانداردهای بین‌المللی است. درعین‌حال که نظام حمایت از تولیدات داخلی و افزایش تکنو ناسیونالیسم در برابر موج جدید جهانی‌سازی مبتنی بر فن‌آوری مقاومت می‌کند، اقتصاد جهانی نیز با فشارهای رقابتی مشابهی روبرو است.

درحالی‌که ظهور چین همچنان به تغییر شکل گسترده‌تر نظام بین‌الملل ادامه می‌دهد و درحالی‌که تنش‌های ژئوپلیتیک برجسته‌تر می‌شوند، فضای تعیین استاندارد، ارزیابی این موضوع خواهد بود که آیا به‌سوی یک جهان جهانی‌شده یکپارچه‌تر حرکت می‌کنیم یا این‌که به‌سوی نظام‌های بین‌المللی سیاسی و اقتصادی مجزا و جدا از یکدیگر می‌رویم.