رز گوتمولر در یادداشتی که وب سایت اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد؛ نوشت: در بازی بزرگ راهبردی، آمریکا و روسیه برای نوسازی قدرت هسته‌ای خود دلیل یکسانی دارند، آنها می‌خواهند برابری و توازن را در قدرت هسته‌ای حفظ کنند. اگر هر دو طرف به تعداد مساوی دارای کلاهک هسته‌ای مستقر شده باشند، در این صورت برای حمله به یکدیگر وسوسه نخواهند شد.

رقابت تسلیحاتی مستلزم تلاش برای دست یابی به برتری و تولید تسلیحات هسته‌ای بیش‌تر است. با توجه به گرانی تسلیحات هسته‌ای و تجهیزات حمل آن، برابری و توازن باعث جلوگیری از رقابت تسلیحاتی شده و هزینه‌ها را پایین نگه می‌دارد. بنابراین، هر دو طرف برای اجتناب از رقابت نیز دلیل دارند.

در چند سال اخیر، رئیس جمهور ولادیمیر پوتین ظاهرا به دلیل دیگری به دنبال نوسازی تسلیحات هسته‌ای بوده است – نمایش اینکه روسیه هنوز قدرت بزرگی است. وی در ادعای خود از سامانه‌های جدید عجیب و غریبی نظیر سامانه تسلیحات هسته‌ای یا موشک کروز با نیروی هسته‌ای موسوم به بوروستنیک خبر داده است.

این سامانه‌های عجیب و غریب بیش‌تر کاربرد سیاسی دارند تا راهبردی و امنیتی. هدف از این ادعاها این است که تداوم قدرت نظامی و علمی روسیه را به نمایش بگذارد، در حالی که غیر از این چیزی برای عرضه ندارد. این ادعاها نه تنها چیزی به بازدارندگی روسیه اضافه نمی‌کند بلکه گزافه گویی محسوب می‌شود.

 

علت نگرانی اروپا از نوسازی تسلیحات هسته‌ای روسیه

کشورهای اروپا، بویژه متحدان ناتو، در خصوص برنامه نوسازی هسته‌ای روسیه بسیار نگران هستند. آنها بیش از آنکه نگران موشک‌های قاره پیمایی باشند که آمریکا را تهدید می‌کند، از استقرار موشک‌های هسته‌ای جدید روسیه در خاک اروپا بیمناک هستند. متحدان ناتو در مورد تهدید موشک‌های روسیه از جمله موشک مدرن دقیق اسکندر (Iskander) و موشک M729 9 هم عقیده هستند. تولید و استقرار موشک M729 9 نقض پیمان نیروی هسته‌ای میان برد (آی ان اف) بوده و اگر در قسمت اروپایی روسیه مستقر شود، برد آن برای تهدید همه کشورهای اروپایی عضو ناتو کافی است.

روسیه از زمان تصرف کریمه در سال 2014، ساخت سایت‌های موشکی برای سامانه‌های پیشرفته خود، از جمله اسکندر را در آنجا آغاز کرده است. اگر روسیه تسلیحات هسته‌ای را وارد کریمه کند، مشکلات سیاسی، حقوقی و اخلاقی پیچیده‌ای بروز خواهد کرد. اکثریت جامعه جهانی تصرف کریمه را قاطعانه محکوم کرده و آن را بخشی از خاک اوکراین قلمداد می‌کنند. اگر روسیه تسلیحات هسته‌ای به کریمه وارد کند، این امر نقض پیمان منع گسترش تسلیحات هسته‌ای (ان پی تی) تلقی خواهد شد، چراکه اوکراین طبق این پیمان، یک کشور غیر هسته‌ای است. در این صورت رفتار روسیه بهتر از کره شمالی نخواهد بود.

 

نقش پیمان‌های کنترل تسلیحات در مدیریت روابط اروپا و آمریکا با روسیه

نقش اصلی نظام کنترل تسلیحات این است که پیش بینی پذیری متقابل را ممکن ساخته و کشورهای عضو از امنیت کنونی و آینده خود اطمینان حاصل کنند. کنترل تسلیحات به محدودسازی بودجه دفاعی کمک کرده و به اعتمادسازی متقابل و ثبات کشورها می‌افزاید. البته این امر مستلزم اجرای مناسب توافق‌ها توسط همه طرف هاست.

با این حال، مزایای اصلی کنترل تسلیحات در مواقع بحرانی فایده بیشتری دارد. همه اقداماتی که آمریکا، روسیه و اروپا در دهه 1990 با هم انجام دادند، میراث کنترل سی ساله تسلیحات در آن زمان بوده است. همه کشورها با هم همکاری کردند تا از سرقت تسلیحات و مواد از زرادخانه هسته‌ای شوروی سابق و سوء استفاده از آنها جلوگیری شود. همین امر در مورد امنیت نیروگاه‌های هسته‌ای نیز صدق می‌کند. اوکراین، روسیه، اتحادیه اروپا و امریکا در اوایل دهه 1990 برای کاهش اثرات فاجعه چرنوبیل در سال 1987 باهم همکاری کردند و روابط موجود در حوزه هسته‌ای به پیشرفت بهینه پروژه پاکسازی کمک کرد. اگرچه انرژی هسته‌ای دنیایی کاملا متفاوت از تسلیحات هسته‌ای است، اما علوم پایه آن و مهندسی کارها یکسان است.

امروزه ما باید تامل کنیم که فقدان نظام کنترل تسلیحات چه پیامدهایی خواهد داشت. برخی مکانیسم‌ها ازجمله گفتگوهای علمی نظیر گفتگوهای پگواش و دارتموث و مبادلات آکادمی ملی علوم [آمریکا] با آکادمی علوم روسیه احتمالا پابرجا خواهد ماند. این‌ها اولین موارد همکاری دانشمندان شوروی و غرب برای مقابله با مشکلات جنگ هسته‌ای و همگرایی برای یافتن راه حل محسوب می‌شود.

با این حال، باید از بازگشت اوضاع به جنگ سرد و نبود فرصت‌های همکاری با یکدیگر در موضوعات عملی نگران بود. از سوی دیگر، در نبود همکاری‌ها برای رسیدن به یک پیمان، احتمالا ماموریت نهادهایی نظیر مراکز کاهش خطر هسته‌ای (NRRCs) که در وزارت امور خارجه آمریکا و وزارت دفاع روسیه فعال هستند، به یکباره متوقف می‌شود. از این رو، ممکن است آمریکا، روسیه و اروپا وارد دوره‌ای شوند که در آن، ابزار ارتباطات آنها در بحران هسته‌ای بهتر از دوره جنگ سرد نخواهد بود.