دکتر توتی اراشته و دکتر تاریا کرونبری در مقاله‌ای که در وب سایت موسسه سیپری منتشر شد، نوشتند: این اقدام به بازگشت دوباره تحریم‌های سازمان ملل علیه برنامه هسته‌ای ایران که در جریان توافق برجام لغو شده بود، منجر خواهد شد.

سه کشور اروپایی این اقدام را ناشی از حسن نیت برای حفظ برجام معرفی کردند، اما ایران آن را اشتباهی راهبردی خواند و این تصمیم ممکن است مهر پایانی باشد بر توافقی که بعد از خروج آمریکا از آن در ماه مه 2018، بقایش به مویی بند بوده است.

برجام به بحران بین‌المللی در خصوص برنامه هسته‌ای ایران پایان داد و از آن به عنوان یک دستاورد بزرگ سیاست خارجی برای اتحادیه اروپا یاد شد. اروپایی‌ها بعد از تهدید دولت ترامپ به پاره کردن این توافق مصمم بودند که نگذارند چنین اتفاقی بیفتد.

با این حال تلاش‌های اروپا از 2018 تا کنون برای مقابله با تحریم‌های آمریکا به شدت ناکارآمد بوده است. کانال مالی ویژه اروپا که هدفش حفاظت از شرکت‌های اروپایی در برابر تحریم‌های فرا سرزمینی است، فاقد یک مکانیسم اجرایی معتبر است. اینستکس هم برخلاف برنامه‌های قبلی برای تسهیل صادرات نفت ایران، اکنون به کانالی برای مبادله کالاهایی تنزل یافته که به لحاظ تکنیکی تحت تحریم آمریکا نباشند. تحریم نفت ایران عامل مهمی برای وخیم شدن اقتصاد این کشور است.

با این همه، ایران تا یک سال بعد از خروج آمریکا هم با امید به این که اروپا بتواند زیان اقتصادی ناشی از تحریم آمریکا را جبران کند، به طور کامل به برجام پایبند بود. اما در مه 2019 اعلام کرد که تعهداتش تحت برجام را کاهش خواهد داد و هر 60 روز اقدامات بیشتری انجام خواهد داد. ایران از پنجم ژانویه 2020 بعد از برداشتن گام پنج کاهش تعهدات هسته‌ای، تمامی محدودیت‌های عملیاتی این توافق را متوقف کرد. به گفته ایران تمامی این اقدامات در صورتی که طرف‌های برجام به تعهدات‌شان عمل کنند قابل برگشت است. ایران همچنین متعهد شده است که به طور کامل با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی همکاری کند.

 

اما پاسخ اروپا به اقدامات متقابل ایران چه بود؟

اروپا، چین و روسیه آشکارا از سیاست فشار حداکثری آمریکا در رابطه با ایران انتقاد کردند و آن را تهدیدی برای برجام دانستند. با وجود تاثیرات فرا سرزمینی تحریم‌های آمریکا علیه تجارت اتحادیه اروپا – ایران، سه کشور اروپایی گفتند که با برداشتن تحریم‌های خودشان به طور کامل به تعهداتشان عمل کرده‌اند.

در عین حال سه کشور اروپایی و باقی کشورهای عضو اتحادیه اقدامات متقابل ایران در برابر سیاست آمریکا را محکوم و تاکید کردند که تعهدشان به توافق هسته‌ای به پایبندی کامل ایران به آن بستگی دارد. در حالی که پاسخ مقدماتی آنها محتاطانه بود اما در پاییز 2019 لحن شان تندتر شد و در سپتامبر اعلام کردند که وقت آن رسیده ایران مذاکرات در خصوص یک چارچوب بلند مدت را برای برنامه هسته‌ای‌اش بپذیرد.

این بیانیه به همراه اظهارات نخست وزیر انگلیس نشانگر فاصله گرفتن آنها از مخالفت پیشین اروپایی‌ها با درخواست آمریکا برای مذاکرات دوباره درباره برجام به عنوان یک توافق جامع تر بود.

در نوامبر 2019 اتحادیه و سه کشور اروپایی یک گام فراتر رفتند و تهدید کردند که مکانیسم ماشه را در پاسخ به اقدامات متقابل ایران به کار می‌اندازند. این تهدید در چهارم ژانویه اجرایی شد و سه کشور گفتند که چاره‌ای جز انجام این کار نداشتند. هدف اعلامی آنها بازگرداندن ایران به پایبندی کامل به تعهداتش بود. این تصمیم ممکن است تحت فشار اقتصادی دولت آمریکا بر دولت‌های اروپایی اتخاذ شده باشد.

ایران اقدامات متقابلش در برابر سیاست آمریکا را با دو بند برجام توجیه کرده است. ایران گفته است که بر اساس بند 26، با اعمال دوباره تحریم‌ها به عنوان دلیلی برای توقف عمل به بخشی از تعهداتش یا کل تعهداتش استفاده خواهد کرد.

بند 36 هم مکانیسم ماشه را ترسیم می‌کند که می‌تواند توسط هر طرفی کشیده شود که معتقد است دیگران تعهداتشان را نقض کرده‌اند . اگر این مکانیسم در حل مسئله شکست بخورد طرف شاکی می‌تواند از مساله حل نشده برای توقف تعهداتش استفاده کند. این مساله می‌تواند به شورای امنیت هم برود. این دو بند در کنار هم ابهاماتی را در خصوص حق ایران برای توقف تعهداتش در پاسخ به تحمیل دوباره تحریم‌ها ایجاد کرده است. در حالی که بند 26 هیچ اشاره ای به مکانیسم ماشه ندارد، بند 36 می‌گوید که ایران فقط بعد از شکست روند ماشه می‌تواند از تعهداتش کناره گیری کند.

نه اتحادیه اروپا و نه سه کشور اروپایی اعتبار توجیه ایران بر اساس آن بندها را زیر سوال نبرده‌اند و بعد از مدتی سکوت در 14 ژانویه اعلام کردند که ایران هیچ دلیل حقوقی برای توقف اجرای مفاد توافق ندارد، زیرا هرگز مکانیسم ماشه را نکشیده بوده است. وزیر امور خارجه ایران با این استدلال پاسخ داد که ایران در مه 2018 مکانیسم ماشه را فعال کرد.

فارغ از تفاسیر بندهای برجام، ممکن است این سوال پرسیده شود که آیا در درجه اول مکانیسم ماشه برای پاسخ دادن به شکایات ایران مناسب است. به کار بستن منطق حل اختلاف در بافتی که در آن طرف‌هایی که شکایت به آنها مربوط می‌شود، کمیسیون مشترک را ترک کرده‌اند دشوار است. در حالی که تمرکز بر روند اختلاف میان طرف‌های باقی مانده منطقی تر است – در این مورد شکایت های ایران درباره تاثیر تحریم آمریکا بر عملکرد اروپا است- اما ممکن است تلاش‌های اتحادیه اروپا و سه کشور اروپایی برای مقابله با آن تحریم‌ها را تحلیل ببرد. به علاوه ماشه به طور خاص با در ذهن داشتن نقض از جانب ایران نوشته شده است. در این مورد شورای امنیت سازمان ملل رﺃی خواهد داد که آیا لغو تحریم ادامه داشته باشد یا نه. آمریکا به عنوان عضو دائم شورای امنیت می‌تواند با حق وتو مانع چنین تصمیمی شود و در نهایت تمامی تحریم‌های بین‌المللی پیشین علیه ایران دوباره بازگردد. ایران از روند ماشه چیز زیادی به دست نمی‌آورد، بلکه چیز زیادی از دست می‌دهد.

اگر روند ماشه توسط سه کشور اروپایی به بازگشت دوباره تحریم‌های شورای امنیت منجر شود، احتمالا ایران برجام را برای همیشه ترک خواهد کرد. فروپاشی این توافق به وضعیتی حتی بدتر از دوران قبل از سال 2013 منجر خواهد شد زیرا نبود اعتمادی که به دلیل وعده‌های محقق نشده ایجاد می‌شود فضای چندانی برای خروج دیپلماتیک از این بحران باقی نمی‌گذارد.

به علاوه اگر ایران آن طور که تهدید کرده پیمان منع اشاعه تسلیحات هسته‌ای را در صورت ارجاع به شورای امنیت ترک کند، رژیم جهانی منع اشاعه ضربه سنگینی خواهد خورد.

اما خبر خوب این که هنوز می‌توان از وقوع وخیم ترین سناریوها جلوگیری کرد. اروپا و ایران به جای بدتر کردن اوضاع با مقصر خواندن یکدیگر، باید آنچه از برجام باقی مانده را نجات دهند و اختلاف  بر سر پایبندی را در کمیسیون مشترک با حداکثر توان شان رفع کنند. هر گونه راه حل قطعی تحت تحریم‌های فعلی آمریکا که مانع از برآورده شدن انتظارات همه طرف‌ها درباره تعهدات‌شان است، دست نیافتنی است. برجام و رژیم راستی‌آزمایی آن همچنان ارزش حفظ کردن را دارد. به علاوه حفظ این توافق در را برای آمریکا برای جبران خسارتی که با سیاست‌های اخیرش موجب شده،  در صورتی که تصمیم به تغییر مسیر بگیرد، باز نگه می‌دارد.