جوزف اس. نای در مطلبی که مرکز بلفر آن را منتشر ساخت، نوشت: وقتی ترامپ دستور ترور سردار سلیمانی را صادر کرد، وی از خطوط قرمز عبور کرد. ترور یک مقام رسمی دولتی یک کشور دیگر در کشور ثالث آن‌هم در شرایطی که با آن کشور در وضعیت جنگی قرار نداریم، چیزی است که آمریکا آن را در اوایل جنگ سرد انجام می‌داد.

اما در نهایت جرالد فورد، رئیس‌جمهور وقت آمریکا استفاده از ترور را به‌عنوان ابزاری در خدمت سیاست خارجی این کشور ممنوع اعلام کرد. این ممنوعیت در شرایطی اتفاق افتاد که سنای آمریکا در دهه 1970 تلاش‌های دستگاه امنیتی آمریکا برای ترور رهبران خارجی همچون پاتریس لومومبا، اولین نخست‌وزیر کنگو و فیدل کاسترو، رهبر سابق کوبا را افشا ساخت.

اگر ما بار دیگر ترور مقامات سایر کشورها را یک هنجار بین‌المللی بدانیم، درصورتی‌که ایران دست به ترور یک مقام آمریکایی در جریان سفر به عراق بزند، چگونه می‌توانیم به این امر اعتراض کنیم؟ آیا ترامپ هرگز به این مسئله فکر کرده است؟

خط قرمز دیگری که ترامپ از آن عبور کرد حقوق بین‌المللی است که حملات به دیگر کشورها را منع می‌کند، مادامی‌که مجوز شورای امنیت سازمان ملل متحد را ندارد یا در چارچوب اجرای حق دفاع مشروع ماده 51 منشور سازمان ملل متحد نیست.

حتی دفاع مشروع در چارچوب ماده 51 منشور سازمان ملل متحد مربوط به حملات قریب‌الوقوع است نه انتقام از اقدامات گذشته یا جلوگیری از آینده نامعلوم و مبهم. دولت ترامپ ادعا کرد که حمله ایران به سفارت آمریکا در بغداد قریب‌الوقوع بود، اما در ارائه شواهد و مدارک برای قریب‌الوقوع بودن چنین حمله‌ای حتی برای متقاعد ساختن حامیانش در سنا ناکام ماند.

وقتی ما معنای دفاع مشروع قریب‌الوقوع را مخدوش و تخریب می‌نماییم، چطور اقدام ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه برای الحاق شبه‌جزیره کریمه را محکوم می‌کنیم یا حملات مشابه در آینده را محکوم خواهیم کرد؟

حامیان ترور سردار سلیمانی در دولت ترامپ به کشته شدن آمریکایی‌ها درگذشته اشاره می‌کنند (بدون اینکه به کشته شدن ایرانی‌ها توسط آمریکا درگذشته اشاره‌ای بکنند) و بر ضرورت اعاده بازدارندگی در برابر اقدامات ایران در آینده تأکید می‌نمایند؛ اما اهداف دیگری همچون پایگاه‌های موشکی ایران یا ناوهای جنگی این کشور در خلیج‌فارس در فهرست ارائه‌شده به ترامپ وجود داشت.

اقدامات اخیر ترامپ در ارتباط با ایران به‌طور ویژه نادیده گرفتن و بی‌توجهی به حقوق و اخلاق بین‌المللی است.

ترامپ همچنین با به‌کارگیری تعرفه‌ها علیه متحدان آمریکا و تهدید تحریم علیه آن‌ها در صورت تجارت با ایران، مقررات تجاری را نقض کرده است. حتی متحدان وفادار به آمریکا، ترامپ را به تبدیل ساختن جهانی‌شدن اقتصاد به سلاح و استفاده ابزاری از آن محکوم کرده‌اند.

تحریم‌ها، تعرفه‌ها و محدودیت دسترسی به دلار به ابزارهای اصلی سیاست خارجی دولت ترامپ تبدیل‌شده‌اند. مجله اکونومیست در تحلیلی در خصوص آمریکا نوشت: «آمریکا نفوذش را از نیروها و ناوهای هواپیمابرش به دست نمی‌آورد، بلکه به‌واسطه قرار داشتن در جایگاه مرکزی در شبکه‌ای به دست می‌آورد که چنین شبکه‌ای، جهانی‌شدن را تقویت می‌کند. این شبکه از مؤسسات، ایده‌ها و استانداردها بیانگر قدرت آمریکا است».

اگر ما این مؤسسات، نهادها، ایده‌ها و استانداردها را نادیده بگیریم، آن‌ها را از بین خواهیم برد. حتی اگر کشورهای دیگر نتوانند خود را از این نهادها و مؤسسات و استانداردهای آمریکایی در کوتاه‌مدت بیرون بکشند، بدون تردید انگیزه لازم برای ایجاد شبکه‌ای از نهادها و استانداردهای خاص خود را در بلندمدت خواهند داشت.

همچنین هزینه غیرمستقیم دیگری از ناحیه آسیبی که ترامپ به اخلاق و نهادهای بین‌المللی زده است، وجود دارد. نهادهایی همچون سازمان ملل متحد و دادگاه بین‌المللی حقوق دریاها مسیر غیرمستقیمی برای گسترش ارزش‌ها از طریق ایجاد کالاهای عمومی جهانی هستند. همان‌گونه که واقع‌گرایان اعتقاددارند، نظم بر پایه توزیع نسبتاً باثبات قدرت نظامی استوار است، اما نظم همچنین از چارچوب نهادی مشروع برای مدیریت وابستگی متقابل امنیتی، اقتصادی و اکولوژیکی منتفع می‌شود.

امنیت آمریکا به‌واسطه وجود نهادهایی همچون سازمان ملل متحد و معاهده این سازمان موسوم به معاهده منع تکثیر تسلیحات هسته‌ای و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی تقویت می‌شود. بازارهای باز و جهانی‌شدن اقتصاد می‌تواند مخرب باشند، اما می‌توانند ثروت نیز ایجاد کنند. حفظ ثبات مالی برای زندگی روزمره میلیون‌ها آمریکایی و خارجی‌ها حیاتی است. ممکن است به این ثبات مالی توجهی نشود، مادامی‌که وجود دارد. جهانی‌شدن محیط‌زیست تهدیدی برای شهروندان ما خواهد بود. گازهای گلخانه‌ای و شیوع بیماری‌ها مرز نمی‌شناسد. ممانعت از علوم به شکل فیزیکی عملی نیست.

کشورها به‌طور فزاینده به چارچوبی برای تقویت همکاری جهت استفاده در دریا و فضا و برای مقابله با تغییرات آب و هوایی و شیوع جهانی بیماری‌ها نیاز دارند. تمامی کشورها از تدوین و وضع مقررات جهانی منتفع می‌شوند. برخی از مدافعان ترامپ استدلال می‌کنند که اقدامات وی در جهت تضعیف مقررات و نهادهای بین‌المللی برای آمریکا سود و منفعت دارد؛ اما قدرت مناسبات و وابستگی متقابل به‌مرورزمان تغییر می‌کند و دست‌کاری زیاد در مقررات و نهادهای بین‌المللی و نادیده گرفتن آن‌ها توسط ترامپ خودزنی خواهد بود.