لزلی وینجاموری در تحلیلی که وب‌سایت موسسه چتم هاوس آن را منتشر کرد، نوشت: رئیس‌جمهور دونالد ترامپ تلاش کنگره برای مهار وی را نادیده گرفته و ضمن بازتوئیت جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق خود، این مصوبه کنگره را «خلاف قانون» خوانده است.

این دیپلماسی توئیتی چند روز پس‌ازآن اتفاق افتاد که رئیس‌جمهور آمریکا طی توئیتی اظهار کرده بود «کسب مجوز قانونی از کنگره لازم نیست و در صورت حمله ایران به کارکنان یا اهداف آمریکایی، سریعاً و تمام‌عیار و احتمالاً به شیوه‌ای غیرمتناسب به آن پاسخ داده خواهد شد».

اگرچه حمله آشکار ترامپ به اختیارات کنگره و بی‌توجهی به قانون در دوران ریاست جمهوری وی عادی نیست، اما در طول چند سال گذشته، محدودیت اختیارات قانونی رئیس‌جمهور در استفاده از نیروی نظامی تحلیل رفته بود.

اکنون کنگره می‌خواهد اختیارات خود را بازگرداند. با توجه به ناامیدی برخی از سناتورها از مدیریت رئیس‌جمهور در جنگ‌های جاری، احتمال تصویب این قانون دور از انتظار نیست، هرچند که رئیس‌جمهور بازهم می‌تواند آن را وتو کند.

حقیقت این است که این اقدام کنگره برای محدود ساختن قدرت رئیس‌جمهور، نه‌تنها در موضوع استیضاح بلکه در سیاست خارجی نیز حائز اهمیت است – هرچند که این قانون احتمالاً ترامپ را مهار نخواهد کرد. بااین‌حال، کنگره وارد بازی بلندمدتی شده و عزم فزاینده آن برای تأکید بر اختیارات خویش نه‌تنها در ریاست جمهوری بلکه در آینده نیز مثمر ثمر خواهد شد.

 

محدودیت‌های سیاسی

در کوتاه‌مدت، محدودیت‌های غیرسیاسی اهمیت بیشتری دارند. حتی اگر رئیس‌جمهور ترامپ محدودیت‌های قانونی را نادیده بگیرد، از محدودیت‌های سیاسی مصون نخواهد ماند. هم‌اکنون نشانه‌های حرف‌شنوی ترامپ از متحدان جمهوری‌خواه خود در کنگره مشهود است. هنگامی‌که سناتور لیندسی گراهام با تهدید رئیس‌جمهور برای حمله به میراث فرهنگی ایران مخالفت کرد، ترامپ موضع خود را تغییر داد. همچنین، هنگامی‌که ترامپ از تصمیم خود برای خروج نیروهای آمریکا از شمال سوریه خبر داد، گراهام و سناتور میچ مک کونل با آن مخالفت کردند و مخالفتشان هم نتیجه داد.

همچنین، افکار عمومی، به‌ویژه افکار عمومی جمهوری خواهان، برای ترامپ حائز اهمیت است. نظرسنجی‌های اخیر نشان می‌دهد که تعداد قابل‌توجهی از مردم آمریکا ترور سردار قاسم سلیمانی را موجب افزایش امنیت آمریکا نمی‌دانند. بااین‌حال، این نظرسنجی همچنین نشان می‌دهد که بخشی از مردم آمریکا از ترور سردار قاسم سلیمانی حمایت می‌کنند؛ بنابراین، چه چیزی باعث تغییر افکار عمومی خواهد شد و گام‌های آینده رئیس‌جمهور آمریکا را تغییر خواهد داد؟

مردم آمریکا در حمایت از اعزام نیروی بیشتر به خارج از مرزها تردید دارند. ترامپ نیز از این خواسته مردمی آگاه بوده و پیوسته اظهار کرده است که به دنبال خروج نیروهای آمریکا از خاورمیانه است. این امر در واقعیت برعکس اتفاق افتاده و ترور سردار قاسم سلیمانی بار دیگر آمریکا را به حضور بیشتر در خاورمیانه سوق داده است، به‌طوری‌که در روزهای اخیر آمریکا به ارسال هزاران نیرو به این منطقه مبادرت کرده است.

علاوه بر این، خطر پیش روی غیرنظامیان و کارکنان نظامی آمریکا در خارج از این کشور، مخاطره سیاسی بزرگ‌تری محسوب شده و برای رئیس‌جمهور ترامپ نیز از اهمیت برخوردار است. در صورت کشته شدن آمریکایی‌ها، حمایت از ترور سردار سلیمانی و افزایش حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه از بین خواهد رفت.

بااین‌وجود، پاسخ رئیس‌جمهور ترامپ به کشته شدن آمریکایی‌ها مشخص نیست. ظاهراً مرگ یک آمریکایی در حملات شبه‌نظامیان [در عراق] عامل اصلی تصمیم ترامپ به صدور دستور ترور سردار قاسم سلیمانی بوده است. به نظر می‌رسد که پاسخ ایران محدود بوده است تا از واکنش عمومی مردم آمریکا اجتناب کند و در را به روی مدیریت و حل‌وفصل این بحران باز نگه دارد.

بااین‌حال، خطر محاسبات و اقدام اشتباه، بسیار زیاد است. به‌عنوان‌مثال، در پی ترور سردار قاسم سلیمانی، جهان شاهد اخبار دردناک کشته شدن 176 نفر در سقوط هواپیمای اوکراینی بود که در حین پرواز از ایران، به‌طور تصادفی مورد اصابت موشک قرار گرفت.

محدودیت یا عدم محدودیت اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا برای مردم این کشور، برای دموکراسی آمریکا و برای سایر مردم جهان پرسشی حیاتی است. اقدامات کنگره به همراه فشار سیاسی و دیپلماتیکی حاکی از آن است که وی با محدودیت روبروست؛ اما واضح است که این محدودیت‌ها باز-تعریف می‌شوند.