لیندسی نیومن در یادداشتی که وب سایت اندیشکده چتم هاوس آن را منتشر کرد؛ نوشت: به‌طور طبیعی، اگرچه سیاست خارجی در انتخابات آمریکا نقشی برجسته دارد، اما در پاییز امسال، مباحث اولیه مطرح شده در میان دموکرات‌ها حاکی از یک تغییر بالقوه در این دیدگاه سنتی داشت. ازلحاظ زمان اختصاص‌یافته به موضوعات موردبحث، مراقبت‌های بهداشتی در صدر بوده و سیاست خارجی از ماه نوامبر در جایگاه دوم و نزدیک به آن بوده است.

این روند با رویکرد «اول آمریکا»ی دونالد ترامپ مطابقت دارد که در آن، سیاستمداران همواره به تأثیرات تصمیمات سیاست خارجی بر مخاطب داخلی توجه دارند. همچنان که یکی از مقامات دولت ترامپ آن را دینامیک «پیوند سیاست خارجی با سیاست داخلی» نامیده است.

تأثیرات داخلی جنگ تجاری چین-آمریکا احتمالاً بهترین مثال برای این پیوند است که در سال 2019 بر سرخط تمامی رسانه‌ها حکم‌فرما بوده است. مهاجرت نیز حوزه سیاسی دیگری است که در آن، ترامپ سیاست خارجی را به پیامدهای داخلی آن و درواقع به افکار عمومی داخلی مرتبط ساخته و به آن عنوان «اول آمریکا» داده است.

در حال حاضر، ترور سردار قاسم سلیمانی، پاسخ ایران و پیامدهای متعاقب آن، ممکن است سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران و نقش آمریکا در خاورمیانه را به موضوع اصلی انتخابات 2020 آمریکا تبدیل کند. همان‌طور که پیشاپیش در انتخابات مقدماتی دموکرات‌ها معلوم شد، رأی‌دهندگان به دنبال کاندیدایی هستند که بتواند تغییراتی در سیاست خارجی و به‌ویژه سیاست آمریکا در خاورمیانه ایجاد کند. همچنان که ممکن است دموکرات‌ها بتوانند یک سیاست جدید و روشن را برای جایگزینی سیاست ” اول آمریکا ” ی ترامپ در خاورمیانه معرفی کنند.

ازنظر رئیس‌جمهور ترامپ، ترور سردار سلیمانی بیانگر کارزار مقابله با تهاجم ایران است. دولت ترامپ ابتدا این اقدام را با ذکر اطلاعات مربوط به تهدید سردار سلیمانی علیه اهداف و کارکنان آمریکا توجیه کرد، اما مارک اسپر، وزیر دفاع آمریکا، این ادعا را زیر سؤال برد تا اینکه ترامپ در توئیتی نوشت «این اقدام با توجه به گذشته خطرناک سلیمانی اهمیت چندانی ندارد». در نهایت، پیام ترامپ برای کارزار انتخاباتی این است که وی راهبرد امنیت ملی جدیدی در قبال ایران گشوده است.

در مقابل ترامپ، دموکرات‌ها و نامزدهای دموکرات ریاست جمهوری نیز با پیوند سیاست خارجی به منافع داخلی، چنین استدلال می‌کنند که ترور سردار سلیمانی و راهبرد امنیت ملی ترامپ در قبال ایران موجب افزایش امنیت آمریکا و منافع آن نشده است.

حمله موشکی ایران به نیروهای آمریکا در عراق به‌روشنی دارایی‌ها و کارکنان آمریکا را به مخاطره می‌اندازد. حتی اگر ایران به‌طور کل به فعالیت‌های پنهانی و حمایت از گروه‌های نیابتی روی بیاورد، تنش‌های فعلی ایران-آمریکا همچنان حل نشده باقی خواهد ماند و احتمالاً تا انتخابات آمریکا در نوامبر 2020 نیز ادامه خواهد داشت.

از سوی دیگر، مجلس عراق به فسخ دعوت [دولت عراق] از نیروهای آمریکایی و خروج این نیروها رأی داده است. خروج یا عدم خروج نیروهای آمریکا از عراق در آینده معلوم خواهد شد، اما بی‌ثباتی حضور نظامی آمریکا در عراق هدف اصلی ایران محسوب می‌شود.

دموکرات‌ها  می‌توانند با اشاره به آسیب‌ها، تلفات، حملات تروریستی منطقه‌ای، تخریب دارایی‌ها، حملات سایبری و اختلال در کشتی‌رانی بعد از ترور سردار قاسم سلیمانی چنین استدلال کنند که سیاست ترامپ در خاورمیانه (از خروج از برجام گرفته تا اعمال فشار حداکثری علیه ایران و ترور سردار سلیمانی) موجب امنیت آمریکا، نیروهای این کشور و منافع آن نشده است.

ایران تصریح کرده است که مسیر تنش‌زدایی منوط به لغو تحریم‌هاست. اهرم فشار همواره مستلزم نفی همه گزینه‌های طرف مقابل نیست (فشار حداکثری) بلکه مستلزم درک خواسته‌های رقیب (لغو تحریم‌ها) و نمایش تمایل به تأمین خواسته‌های طرف مقابل (به‌خصوص که تأمین این خواسته‌ها برای شما ساده باشد) در ازای دریافت چیزی مهم‌تر (اجتناب از جنگ/ ایران غیرهسته‌ای) است.

شفافیت در خصوص سیاست آینده یک رئیس‌جمهور بالقوه دموکرات می‌تواند طوری به پیشبرد تنش-زدایی بپردازد که بیانیه ترامپ، مبنی بر عقب‌نشینی ایران، قادر به پیشبرد آن نیست.