استفن سستانویچ در مطلبی که شورای روابط خارجی آن را منتشر ساخت، نوشت: پیشنهاد‌های غافلگیرکننده ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه برای بازساماندهی ساختار قانونی کشور متبوعش، جدیدترین و مهم‌ترین پاسخ وی به این سؤال است که بر فضای مباحث سیاسی روسیه در سال گذشته سایه افکنده بود: چه اتفاقی می‌افتد، وقتی‌که ریاست جمهوری وی در سال 2024 به پایان می‌رسد؟

پوتین می‌گوید مایل به ریاست جمهوری ضعیف‌تر و مجلس قوی‌تر است که مسئولیت تعیین نخست‌وزیر را داشته باشد و شورای دولتی قدرتمند که ظاهراً خودش ریاست آن را عهده‌دار باشد.

به نظر می‌رسد آهنگ تغییرات سریع خواهد بود: پوتین در همان روزی که پیشنهاد‌هایش را ارائه کرد، نخست‌وزیر جدید را معرفی کرد.

حرکت ناگهانی پوتین برای ایجاد تغییرات در ساختار قانونی کشور حکایت از تسلط کامل وی بر نظام سیاسی روسیه دارد. ساختار نظام سیاسی روسیه و شخصیت‌هایی که مناصب عالیه را در اختیار دارند به تصمیمات وی وابسته است و نه چیز دیگر.

در شرایطی که نهادهای نظام سیاسی روسیه در حال شکل‌گیری مجدد هستند، مهم است که پویایی‌های سیاسی این کشور را رصد نماییم. در این میان چهار مؤلفه حیاتی خواهند بود:

دیوانسالاری دولت

ایجاد پاره‌ای تغییرات در بخش‌هایی از نظم قانونی روسیه فقط قدرت آن بخش‌هایی را افزایش خواهد داد که تغییراتی در آن‌ها صورت گرفته است. بزرگ‌ترین منتفع از دو دهه حکمرانی پوتینیسم، شخصیت‌های صاحب مناصب عالیه، وزرا و دیگر نهادهای دولت روسیه بوده‌اند، به‌ویژه آنچه مجموعه اطلاعات ارتش نامیده می‌شود.

متمم‌های قانون اساسی که پوتین پیشنهاد کرده است هیچ ارتباطی با تغییرات ندارد؛ اما در آینده قابل پیش‌بینی، این متمم‌ها استقلال دیوانسالاری را تقویت خواهد کرد.

 

کشمکش درونی قدرت

خارج از دیوانسالاری دولتی، برخی منصب‌ها قدرتمندتر خواهند شد و برخی دیگر قدرت خود را از دست خواهند داد. کشمکش قدرت آغاز خواهد شد تا جایگاه‌ها و مناصب مشخص شود و مناصب مهم احراز گردد. آیا تسلط بر مکانیسم‌های پارلمانی که تاکنون نمادین بوده به امری مهم تبدیل خواهد شد؟ آیا دولت و ریاست جمهوری که سال‌ها جایگاه واقعی تصمیم‌گیری بوده به منصبی کمتر قدرتمند تبدیل خواهد شد؟ اگر چنین است، چگونه شخصی قادر به کسب جایگاه در شورای دولتی خواهد بود؟

میخائیل میشوستین، نخست‌وزیر جدید روسیه سال‌ها اداره مالیاتی فدرال را مدیریت کرده است به اطلاعات دسترسی داشته یا می‌تواند دست به تسویه اطلاعات درباره هر شخصی در روسیه بزند. نقش جدید وی به‌عنوان نخست‌وزیر روسیه می‌تواند وی را به یک داور سیاسی بی‌طرف تبدیل سازد.

 

احیای حزب حاکم

چالش ولادیمیر پوتین برای ارائه پیشنهاد تغییر در ساختار قدرت و اعطای قدرت بیشتر به مجلس، ناکامی حزب روسیه متحد است که آن را بنیان‌گذاری کرده است. این حزب نتوانسته است به یک سازمانی با کارکرد خوب و سکویی منسجم و با پایگاه مردمی تبدیل شود. البته حزب روسیه متحد توانسته است اکثریت قوی را در دوما حفظ کند.

چنانچه انتخابات اهمیت بیشتری پیدا کند، حزب روسیه متحد باید موقعیتش را تقویت نماید. موفقیت سال گذشته احزاب مخالف در انتخابات محلی مسکو حاکی از فشارهای زیادی است که حزب حاکم با آن مواجه خواهد شد.

 

دلالان جدید قدرت

ازآنجایی‌که رفع برخی موانع در طراحی قانونی توسط پوتین زمان‌بر خواهد بود، هر کنشگر و بازیگر سیاسی فرصت‌هایی برای اقدام پیدا می‌کند.

بازی‌های جدیدی در نظم سیاسی روسیه می‌تواند فرصت‌هایی برای ابتکار بخش خصوصی خارج از پایتخت ایجاد کند و برخی‌ها این فرصت‌ها را برای بخش یادشده ضروری می‌پندارند. آیا فرماندار یک شهر می‌تواند مقررات خاص خود را برای سرمایه‌گذاری وضع کند؟ آیا شهردار یک شهر می‌تواند بر تجاری که به‌خوبی تحت حمایت دوستان در کرملین نباشند فشار وارد کند؟ سیاستمداران و کارآفرینان محلی ضرورتاً هنرنمایی پوتین در قضیه جانشینی را دلیلی برای محدود ساختن کسب‌وکار خود قلمداد نمی‌کنند.

جان کلام این است: طرح پوتین برای ایجاد تغییرات در قانون اساسی حکایت از تسلط سیاسی او دارد؛ اما این امر تنش‌هایی در داخل نظام سیاسی روسیه ایجاد خواهد کرد که احتمالاً قدرت و منافع بازیگران را به چالش خواهد کشید.