مت فرچن در مطلبی که بنیاد کارنگی منتشر کرد، نوشت: چین در تلاش است تا مسیر توسعه بین‌المللی را از طریق تاکید بر سرمایه‌گذاری‌های تجاری به جای کمک‌های بلاعوض هموار سازد.

دیدگاه متفاوت چین نسبت به توسعه بین‌المللی در چیست؟

در غرب، توسعه بین‌المللی به امری مرتبط با دولت‌ها، وام‌دهندگان چندجانبه و سازمان‌های مردم‌نهاد در کشورهای ثروتمند تبدیل شده است که کمک‌های توسعه‌ای در اختیار کشورهای فقیر قرار می‌دهند، اما توسعه برای چین صرفاْ کمک نیست، بلکه رهیافت پکن در این خصوص مبتنی‌بر تفکرات این کشور در دوران پسا-مائو جهت دستیابی به رشد بالا و بهبود استانداردهای زندگی است. این فهم از توسعه داخلی به سیاست خارجی چین تسری پیدا کرده است.

اخیراً شکاف بین رهیافت‌های غرب و چین در خصوص توسعه بین‌المللی منبع اصطکاک بر سر الگوی برتر و موثر بوده است. نتیجه این است که بسیاری از کشورهای در حال توسعه که بازمانده دوران جنگ سرد تلقی می‌شوند، خود را در وضعیتی یافته‌اند که لاجرم باید از بین الگوی توسعه غرب و چین یکی را انتخاب کنند.

چین به کشورهای در حال توسعه چه چیزی ارائه می‌دهد و در مقابل چه چیزی دریافت می‌کند؟

پکن باور دارد ایده تجارت، سرمایه‌گذاری و اعطای وام فرصت‌هایی برای توسعه اقتصادی هم برای کشورهای درحال توسعه به عنوان شرکای پکن و هم برای چین فراهم می‌سازد. چین استدلال می‌کند این نوع از توسعه اقتصادی ثبات اجتماعی و ژئوپلیتیکی آن را تقویت خواهد کرد.

این امر منطق نهفته در ورای شعار نتایج برد – برد چین است، اما برخی کشورهای در حال توسعه از آفریقا تا آمریکای لاتین و آسیا نمی‌دانند که الگوی چینی سازگار با منافع آن‌ها هست یا خیر. به عنوان مثال برخی از کشورهای برخوردار و غنی از کالا در آمریکای لاتین همچون برزیل مدت‌های طولانی نسبت به تجارت و سرمایه‌گذاری با چین ابراز نگرانی کرده‌اند و به ادوار تاریخی وابستگی کالایی اشاره می‌کنند.

وابستگی کالایی مرحله‌ای است که یک کشور به شدت به صادرات مواد خام و محصولات کشاورزی و واردات کالاها و خدمات تمام‌شده متکی است. در جنوب شرق آسیا، کشوری همچون میانمار تلاش کرده است تا از وابستگی بیش از حد به چین فاصله بگیرد و تلاش‌های خود را برای یافتن شرکای اقتصادی و دیپلماتیک جایگزین، مضاعف نموده است. در جنوب آسیا، سریلانکا، بندر هامبانتوتا را به عنوان بازپرداخت بدهی مربوط به احداث بندر مذکور به چین واگذار کرده است. نمونه‌های یادشده نگرانی‌هایی را مطرح ساخته است که وام چین برای احداث زیرساخت‌ها ممکن است بار بدهی سنگین و غیرقابل پرداخت ایجاد کند و این امر ممکن است به اهداف توسعه‌ای کشورها آسیب بزند.

آیا ابتکار یک کمربند یک راه و کنشگری توسعه‌ای جدید چین رهیافت این کشور را تغییر داده است؟

جواب منفی است. ارائه ابتکار یک کمربند یک راه به طور اساسی رهیافت توسعه‌محور چین در سیاست اقتصادی خارجی را تغییر نداده است. به عنوان مثال ابتکار یادشده در سال 2013 معرفی شد، ولی چین از قبل گسترش اعطای وام برای ایجاد زیرساخت‌ها در آفریقا، آمریکای لاتین و آسیا را در دستورکار داشت.

شعار برد – برد و ارتباطات جنوب – جنوب به خوبی قبل از ابتکار یک کمربند یک راه در دستورکار قرار داشت. چین در چارچوب ابتکار مذکور تلاش‌هایش را در این مسیر مضاعف ساخته و خود را به عنوان رهبر توسعه بین‌المللی با تمرکز بر زیرساخت‌ها و ارتباطات معرفی کرده است.

البته ابتکار یک کمربند یک راه برخی از مشکلات در سیاست توسعه‌ای چین، همچون بدهی غیرقابل تحمل و آسیب‌های زیست محیطی را برجسته کرده است.

آیا چین همچنان خود را یک کشور در حال توسعه می‌داند؟

علیرغم افزایش چشمگیر در ثروت و نفوذ جهانی چین در چهار دهه گذشته، پکن همچنان خود را یک کشور در حال توسعه قلمداد می‌کند.

در حقیقت، براساس آمار صندوق بین‌المللی پول سرانه تولید ناخالص داخلی چین از حیث برابری قدرت خرید 18000 دلار است که این کشور را بعد از کشورهایی همچون مکزیک، گینه استوایی و مالدیو قرار می‌دهد. این امر فاصله بین چین و ثروتمندترین کشورهای جهان را حداقل از منظر درآمد سرانه نشان می‌دهد.

برای یک دهه رهبران چین در تلاش بوده‌اند تا از تله درآمد متوسط اجتناب نمایند، جایی که افزایش دستمزدها موجب می‌شود یک کشور برتری رقابتی خود را در صادرات کالاهای تمام‌شده از دست بدهد. این امر تا حدودی دلیل تلاش چین برای محرکه‌های جدید جهت رشد در داخل و خارج است. البته جامعه جهانی اصرار چین را در این خصوص که یک کشور در حال توسعه است، نمی‌پذیرد.

چین چه دیدگاهی از توسعه را در  مجامعی همچون سازمان ملل ترویج می‌کند؟

چین تلاش می‌کند بر دستورکار نهادهای چندجانبه در زمینه توسعه تاثیرگذاری داشته باشد. در برخی مواقع، این کشور تلاش می‌کند تا بر شکل و محتوای اهداف اصلی همچون اهداف توسعه هزاره سازمان ملل متحد تاثیر بگذارد. بخشی از استراتژی چین تغییر هنجارهای جهانی در زمینه توسعه است؛ بدین مفهوم که چه چیزی توسعه است و چه چیزی توسعه نیست.

در سپتامبر 2019، وزیر امور خارجه چین اعلام داشت که توسعه شاه‌کلید تمامی مشکلات است. لازم به ذکر است چین تلاش زیادی به عمل آورده تا اثبات نماید که ابتکار یک کمربند یک راه از حکمرانی جهانی با عرضه کالاهای عمومی همچون زیرساخت‌های تحت حمایت چین به شکل بهتری پشتیبانی می‌کند.

چرا غرب به دیدگاه چین در قبال توسعه بین‌المللی سوءظن دارد؟

برخی‌ها در غرب و در آسیا بر این باور هستند که چین به دنبال به دست آوردن اهرم اقتصادی و ژئوپلیتیکی در مناسباتش با کشورهای در حال توسعه است. غرب همچنین نگرانی‌هایی نسبت به کم‌وکیف اعطای وام از سوی چین به کشورهای در حال توسعه در آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا دارد. فعالان مدنی، مقامات رسمی و محققان در برخی کشورهای در حال توسعه نسبت به پایداری سیاسی، اجتماعی، زیست محیطی و مالی پروژه‌های تجاری چین نگران هستند.

در برخی موارد چین به چنین نتایج انتقادی گوش فرا می‌دهد. بیانیه‌های رسمی دولت چین در دومین مجمع کمربند راه در آوریل 2019، درباره ضرورت اتخاذ سیاست‌های مرتبط با بدهی و زیست محیطی مؤید این امر است.