دانیل بایمن در یاداشتی که اندیشکده بروکینگز آن را منتشر کرد، نوشت: سردار سلیمانی مسئول بسیاری از روابط مهم ایران ازجمله با گروه های شبه نظامی در عراق، گروه شبه نظامی حزب الله لبنان و گروه های فلسطینی نظیر حماس و دیگر گروه ها بوده است. اساسا، سردار قاسم سلیمانی و نیروی قدس، سیاست ایران در بسیاری از کشورهای منطقه را هدایت می کردند.

آمریکا با ترور سردار سلیمانی ریسک درگیری با ایران و سراسر منطقه را در زمانی تشدید کرده است که موقعیت آمریکا در این منطقه ضعیف و ضعیف تر می شود. این در حالی است که تهران وعده «انتقام سخت» داد. ترامپ نیز طی توییتی از «ضربه بسیار سخت و سریع» بر«52 سایت ایران و تعدادی از مراکز پراهمیت برای ایران و فرهنگ ایرانی» خبر داد.

طنز دردناک این است که ترامپ در عین حال که تنش با ایران را تشدید می کند، موقعیت کلی آمریکا در خاورمیانه را تضعیف می کند. اقدامات وی ممکن است آمریکا را مجبور به خروج از عراق کرده، مبارزه با داعش را ناکام گذاشته و باعث تقویت تندروها (مخالفان آمریکا) در تهران شود – همه این ها باعث بلاتکلیفی و نگرانی متحدان آمریکا می شود.

اگرچه در ظاهر تجدید نظری در سیاست آمریکا در خاورمیانه صورت گرفته است، اما در سابقه دولت ترامپ بازبینی دقیق به چشم نمی خورد، بلکه سابقه این دولت تا به حال دچار سردرگمی و عدم اثربخشی بوده است. در نتیجه، قدرت دشمنان آمریکا ازجمله ایران احتمالا افزایش خواهد یافت و متحدان آمریکا هم ناچار به راه خود خواهند رفت.

ترور سردار سلیمانی در حالی اتفاق افتاد که به نظر می رسید موقعیت ایران در خاورمیانه آسیب پذیر شده است، چرا که در ماه های اخیر، ایران، عراق و لبنان شاهد اعتراضات عمومی بود که در طی آنها صدها نفر کشته شدند. بسیاری از این اعتراضات بر فساد، کیفیت پایین خدمات دولتی و دیگر مسائل معیشتی مردم متمرکز بود. با این حال، نارضایتی هایی نیز درباره نفوذ ایران در عراق و لبنان و دخالت این کشور در سیاست آنها در اعتراضات عراق و لبنان به چشم می خورد.

نفوذ ایران در عراق، سوریه و یمن بسیاری از قدرت های سنی منطقه را نگران کرده است. از نظر سیاسی، شرایط برای عقب نشینی [آمریکا] فراهم شده بود. با این حال، اکنون با ترور سردار سلیمانی، پاسخ احتمالی عراق و خطر جنگ گسترده به مهمترین موضوع این منطقه تبدیل شده است. البته قبل از ترور سردار سلیمانی نیز، حمله آمریکا به گروه شبه نظامی مورد حمایت ایران، کتائب حزب الله، به متحدان ایران در عراق امکان داده بود تا آمریکا را متجاوز جلوه داده و افکار عمومی را به نفع «مقاومت» در برابر امپریالیسم آمریکا تغییر دهند. به نحوی که اعتراضاتی جلوی سفارت آمریکا در بغداد به راه افتاد و بخشی از ساختمان سفارت نیز به آتش کشیده شد، به نحوی که خشونت آن برای تهدید آمریکا کافی بوده و حملات نظامی تلافی جویانه آمریکا را درپی نداشته باشد. رهبران تهران احتمالا فکر می کردند که استفاده از خشونت محدود موجب عقب نشینی ترامپ (که در گذشته برای رویارویی با ایران بسیار احتیاط می کرد) خواهد شد، اما قضاوت آنها در مورد ترامپ نادرست بوده است.

در حمله پهبادی آمریکا به قاسم سلیمانی تعدادی از رهبران گروه های شبه نظامی عراق نیز ترور شده و التهاب اوضاع را دوچندان کرد. در پی این ترورها، اوضاع جدی شد و به تهران امکان داد تا افکار عمومی داخل ایران و عراق را به سمت تجاوزگری آمریکا و انتقام سوق دهد. در حال حاضر نیز، رهبران عراق و پارلمان این کشور خواستار خروج نیروهای آمریکا از عراق هستند، هرچند که پیشبرد این طرح معلوم نیست.

هم زمان، اختلاف بین قطر از یک طرف و عربستان سعودی و امارات از طرف دیگر، باعث جدایی متحدان آمریکا در خلیج فارس شده است که حمایت آنها برای رویارویی نظامی با ایران حیاتی است. همچنین، در لیبی متحدان آمریکا در جنگ داخلی لیبی در مقابل هم قرار گرفته و ازآنجایی که ترامپ آشکارا خواهان پایان حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه است، متحدان آن نگران هستند.

از سوی دیگر، روسیه خلاء ناشی از موضع گمراه کننده و ضعیف آمریکا در منطقه را پر کرده و به نقش خود می افزاید. روسیه پس از نجات نظام اسد در جنگ داخلی سوریه، اکنون به تقویت نیروهای حفتر در لیبی می پردازد.

آمریکا در دولت ترامپ از توافق هسته ای خارج شده و به کارزار «فشار حداکثری» علیه ایران مبادرت کرد. اکنون ایران از عدم پایبندی خود به برجام خبر داده است. با این حال، خواسته های آمریکا از تهران معلوم نبوده و دولت ترامپ اهداف واقع بینانه ای را مطرح نکرده است. ترامپ ادعا می کند که به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست، اما این دولت در خصوص اهداف خود موضعی حاکی از مذاکرات جدی نداشته است.

پیوندهایی که دولت های منطقه ای با روسیه ایجاد می کنند و اختلاف بین متحدان سنتی آمریکا به راحتی ترمیم نخواهد یافت. درواقع، ترامپ موقعیت آمریکا را به شدت تضعیف کرده است. در دولت آتی آمریکا، بی شک بکارگیری مهارت، منابع و تدبیر مفید خواهد بود اما ترامپ چاهی عمیق کنده و هر روز عمیق تر می کند.